نقش رسانه ها در بزهکاری و پیشگیری از وقوع آن- قسمت ۵

فایل های دانشگاهی

“تبلیغ کوششی است تعمدی وحساب شده که به منظور شکل دادن به دریافت، دستکاری کردن ادراک وهمسو کردن رفتار مخاطبان با نیت مورد نظر مبلغ صورت می گیرد.
از نظر آشکار ساختن منبع پیام و صحت اطلاعات، تبلیغ را به سه نوع سفید، سیاه و خاکستری تقسیم می کنند. تبلیغ سفید منبع پیام را معرفی می کند وبه انتشار اطلاعات صحیح می پردازد. تبلیغ سیاه، اطلاعات منتشر شده را به منبع کاذب نسبت می دهد وبه قصد فریب ونیرنگ مخاطب عمل می کند. تبلیغ خاکستری چیزی بین تبلیغ سفید وتبلیغ سیاه است. در این نوع تبلیغ، منبع خبر به درستی اعلام می شود ولی در مورد صحت اطلاعات باید شک داشت “.[۵۵]
تبلیغات در عرصه های مختلف تجاری، اقتصادی ، سیاسی، اجتماعی وفرهنگی صورت می گیرد. “تبلیغات در ساده ترین تعریف آن نوعی اعلان عمومی است که به منظور آگاهی مردم از تازه های تولید یاخدمات یاشکل دادن وجهت بخشیدن به افکار عمومی با منش سیاسی از طرق مختلف به ویژه بارسانه های همگانی صورت می گیرد”.[۵۶]
عکس مرتبط با اقتصاد
“به موجب قانون کشور آمریکا رسانه های همگانی در مورد آگهی های تبلیغاتی باید موارد زیر را رعایت کنند :
۱- آگهی های مربوط به مشروبات الکلی نباید پذیرفته شود.
۲- نباید ایستگاه های تلویزیونی تسهیلات و امکانات خود را در اختیار متقاضی پخش آگهی هایی قرار دهند که به درستی وصحت آن شک دارند.
۳- انتشار آگهی موسسات وبنگاه هایی که از پیشنهادهای آنها تعهد استخدام استنباط می شود یا حاوی ادعاهای گزاف یا مبالغه آمیز درمورد فرصت های شغلی هستند ممنوع است.
۴- باید دقت شود که آگهی های پذیرفته شده برای پخش تلویزیونی با قوانین ملی ومحلی مطابقت داشته باشد.
۵- آگهی باید مؤدبانه وبه گونه پسندیده ایی پخش شود واز پخش پیام های اضطراب آور و ناراحت کننده خودداری شود”.[۵۷]
در این گفتار تبلیغات مورد نظر ما تبلیغات سیاه هستند که از طریق آنها جرایمی به قرار زیر ارتکاب می یابد.
الف : کلاهبرداری
تعریفی که قانونگذاراز کلاهبرداری ارائه داده عبارت است از : ” بردن مال دیگری از طریق توسل توأم با سوء نیت به وسایل یا عملیات متقلبانه”.[۵۸]
ماده ۱ قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء واختلاس وکلاهبرداری مقرر می دارد ” هر کس از راه حیله وتقلب مردم را به وجود شرکت ها یا تجارتخانه ها یا کارخانه ها یا مؤسسات موهوم یا به داشتن اموال واختیارات واهی فریب دهد یا به امور غیر واقع امیدوار نماید یا از حوادث و پیشامد های غیر واقع بترساند ویا از اسم و یا عنوان مجعول اختیار کند وبه یکی از وسایل مذکور یا وسایل تقلبی دیگر وجوه و یا اموال یا اسناد یا حوالجات یا قبوض یامفاصا حساب وامثال آنها تحصیل کرده واز این را مال دیگری را ببرد کلاهبردار محسوب وبه حبس از یک تا هفت سال وپرداخت جزای نقدی معادل مالی که اخذ کرده است محکوم می شود”.
به عنوان مثال در تبلیغات وسایل آرایشی وبهداشتی که از تلویزیون پخش می شود مردم را به امور غیر واقع امیدوار می کنند و با این شیوه مبالغ زیادی را از آنان اخذ می کنند در حالی که انتظار مردم از کالای خریداری شده برآورده نمی شود.
مثال دیگری در این مورد که در روزنامه ایران منتشر شد از این قرار است : “مردی با طراحی صفحه ایی در شبکه های اجتماعی تورهای مختلط و غیر اخلاقی برگزار می کرد و از دختران تعداد زیادی عکس می گرفت و در صفحه های اجتماعی می گذاشت. این تبهکار که از سوی پلیس فتا دستگیر شد به کلاهبرداری ۱۲۰ میلیون تومانی از بیست و پنج دختر و زن جوان در فضای سایبری اعتراف کرد “.[۵۹]
عکس مرتبط با شبکه های اجتماعی
ب : تبلیغات گمراه کننده
رسانه ها قادرند با تبلیغات امر موهوی را صحیح و امر صحیح و مقبولی را موهوم جلوه دهند .
“منظور از تبلیغات گمراه کننده تبلیغاتی است که اطلاعات خلاف واقع یا ناقص در اختیار مخاطب قرار می دهد. برای مثال، شخصی بدون آنکه مجوز یا گواهی خاصی را دریافت کرده باشد واجد آن معرفی می شود. کیفت خاصی به یک محصول یا خدمت نسبت داده می شود که فاقد آن است مثلاً، محصولی فاقد هر گونه عوارض جانبی معرفی می شود در حالی که عوارض ناشناخته دارد، یا شخصی که به تازگی پروانه وکالت دریافت کرده، خود را متخصص برای وکالت در همه زمینه های حقوقی معرفی می کند در حالی که در یک یا دو زمینه تخصص دارد”.[۶۰]
“مصوبه اتحادیه اروپا، تبلیغات گمراه کننده را تبلیغاتی می داند که به طور بالقوه یا بالفعل، مصرف کننده را گمراه می کند یا بر قضاوت و تصمیم او تأثیر می گذارد و به این دلایل، به ورود زیان به یک رقیب منجر می شود”.[۶۱]
همچنین ماده ۵۰ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲ در یک حکم کلی می گوید :”تامین کنندگان در تبلیغ کالا و خدمات نباید مرتکب فعل یا ترک فعلی شوند که سبب مشتبه شدن ویا فریب مخاطب از حیث کمیت یا کیفیت می شوند”.
در حقوق ایران بند ت ماده ۸۲ آیین نامه تأسیس ونظارت بر نحوه کار فعالیت کانون های تبلیغاتی بیان داشته است : در آگهی های تبلیغاتی ادعاهای غیرقابل اثبات ومطالب گمراه کننده نباید گنجانده شود.
همچنین در مواد ۵۷،۵۸،۶۲،۶۳،۶۴،۶۵ قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی و یا ماده ۷۴ قانون انتخابات ریاست جمهوری مقرراتی را جهت جلوگیری از تبلیغات گمراه کننده پیش بینی شده است .
ج : شرکت های هرمی
ترفند هرمی نوعی کلاهبرداری است. شکل کلی آن به این صورت است که افراد با پرداخت مقداری پول عضو شرکت می شوند تا در آینده با به عضویت در آمدن چند نفر دیگر و رشد زیر مجموعه مشتریان به چند برابر حق عضویت دست پیدا کنند. اعضای شرکت های هرمی در درجه اول ادعا می کنند که قانونی برای ممنوعیت فعالیت این شرکت ها وجود ندارد و گاهی هم ادعا می کنند قانون به اجرا در نمی آید.
اما به موجب قانون الحاق یک بند و یک تبصره به ماده ۱ قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی کشور مصوب ۱۳۶۹که در تاریخ ۲۸/۱۰/۸۴ به تصویب رسید ” ارتکاب هر یک ا زاعمال مذکور در بندهای زیر جرم محسوب و مرتکب به مجازات های مقرر در این قانون محکوم می شود : … تأسیس، قبول نمایندگی و عضو گیری در بنگاه، مؤسسه، شرکت یا گروه به منظور کسب درآمد ناشی از افزایش اعضاء به نحوی که اعضاء جدید کسب منفعت، افراد دیگری را جذب نموده و توسعه زنجیره یا شبکه انسانی تداوم یابد.” همچنین به موجب ماده ۲ همین قانون ” هر یک از اعمال مذکور در بندهای ماده ۱ چنانچه به قصد ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران و با قصد مقابله با آن و یا با علم به مؤثر بودن اقدام در مقابله با نظام مذبور چنانچه در حد فساد فی الارض باشد مرتکب به اعدام و در غیر اینصورت به حبس از پنج سال تا بیست سال محکوم می شود در هر دو صورت دادگاه به عنوان جزای مالی به ضبط کلیه اموالی که از طریق خلاف قانون به دست آمده باشد حکم خواهد داد …”
انتقادی که می توان نسبت به این مواد نمود این می باشد ؛ مصادیقی از شرکت های هرمی که توسط برنامه ای بنام شوک توسط رسانه جمهوری اسلامی ایران در جهت آگاهی افراد پخش شد مثبت این ادعا است که افرادی که سازماندهی کننده این تشکیلات هستند اغلب در خارج از کشور اقامت دارند و قسمت اعظم سود نیز به آنها می رسد و از طرف دیگر به علت عدم امکان دسترسی به آنها، تعقیب، محاکمه و اعمال مجازات علیه مشارالیهم ممکن و میسور نیست. لذا در این موارد خطر و ریسک دستگیری کسانیکه مباشر و جزء اعضای عادی هستند و در عین حال منافع کمتری شامل حال آنها شده است بیشتر است. به نظر می رسد قانونگذار می بایست نسبت به این مورد توجه خاصی می نمود. این موضوع را نمی توان انکار نمود که قانونگذار در این خصوص جرم انگاری نموده اما واقعیت امر این است که امکان دستگیری افراد مؤسس این باندها بسیار کم است. ولی در مقابل افرادی جاهل و پر طمع که در دام وسوسه های اینان قرار می گیرند اسیر طعمه هایشان خواهند شد.
اگر بخواهیم در رابطه با نحوه فعالیت این شرکت ها توضیحی داده باشیم به این صورت است که شرکتی صد هزار تومان از فردی که عضو می شود می گیرد و در صورتی که عضوی دو عضو جدید معرفی کند به او صدوپنجاه هزار تومان حق الزحمه می دهند. این شرکت با عضویت هر دو نفر دویست هزار تومان می گیرد و صدو پنجاه هزار تومانش را به عنوان حق الزحمه می دهد. در نتیجه بی هیچ کار مفیدی پنجاه هزار تومان برایش باقی می ماند، روش دیگر به اینصورت می باشد که در مورد قبل بجای دریافت حق عضویت کالایی که پنجاه هزارتومان ارزش دارد به قیمت صدوپنجاه هزارتومان به فرد فروخته تا بتوانند در فعالیت بازاریابی همان کالا شرکت کند در نهایت بیش از پنجاه درصد مشتریان به انگیزه رسیدن به حق الزحمه، کالایی که شاید حتی نیازی هم به آن نداشته اند را صد هزارتومان گران تر خریداری نموده اند.
مبحث دوم : نقش رسانه در نظریات جرم شناسی به عنوان عامل پیدایش یا گسترش بزهکاری
رسانه‏هاى ارتباط جمعى از عوامل بسیار تأثیرگذار بر کلیه زوایاى زندگى اجتماعى هستند و مى‏توانند در همان حال که از جامعه تأثیر مى‏پذیرند، بر ذهن و افکار مخاطبان خود تأثیر عمیق داشته باشند. جرم شناسان نیز همانند جامعه شناسان در رابطه با تأثیر رسانه بر افراد جامعه اتفاق نظر داشته و نظریاتی در مورد پیدایش یا گسترش بزهکاری ارائه داده اند که به طور اختصار به چند مورد از آنها اشاره خواهد شد .
گفتار اول : نظریات مربوط به رویکرد های فرهنگی در جرم شناسی و نقش رسانه ها
در رسانه رفتارهایی به عنوان الگو و شاخص معرفی می شود این رفتارها در غالب نظریه یادگیری قابل طرح است. نظریه یادگیری اجتماعی به یادگیری در زمینه و بستر اجتماعی تأکید دارد. این نظریه بر این اساس استوار است که مردم از یکدیگر می آموزند. این یادگیری می تواند بر اساس مشاهده، تقلید، یا مدل سازی باشد. مثال خیلی رایج این نظریه در تبلیغات تلویزیونی است. تبلیغات نشان می دهد که نوشیدن یک نوشیدنی خاص یا استفاده از شامپوی موی خاص ما را سالم تر و محبوب تر می کند. ما ممکن است بر اساس تبلیغات در ذهن مان مدل سازی کنیم. خودمان را در غالب تبلیغ ببینیم، یک فرد موفق و زیبا و مورد توجه و بنابراین اقدام به خرید محصول نماییم.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
الف : نظریات ناظر به انعکاس نقض هنجارها توسط رسانه ها
۱ : نظریه امتناع
“بر اساس این نظریه رسانه ها هرگز نباید بدی ها و تاریکی ها نظیر جرم، خشونت، دروغ و مانند این ها را منعکس سازند. این گروه معتقدند انسانها با دیدن صحنه های خشن و گفته های دروغ کم کم به آن خو می گیرند و این اعمال را طبیعی می پندارند”.[۶۲]
۲ : نظریه واقع گرایی (آینه ای)
“بر اساس این نظریه رسانه ها باید مانند آینه عمل کنند و عیناً واقعیات حیات را منعکس سازند. طبق این نظریه شأن رسانه ها آینه بودن است و رسانه ها نباید به هیچ وجه نقش تولیدی از فرهنگ وتفکر داشته باشند. در مورد مطبوعات اعم از روزنامه ها، هفته نامه های خبری، هنری، ورزشی، ماهنامه ها وفصلنامه های تخصصی و غیره باید گفت که هر یک باید آن چه را که در جامعه فرهنگی و سیاسی تولید می شود منعکس نماید ونه این که گروهی را برای تولید فکر و فرهنگ استخدام کند” .[۶۳]
۳ : نظریه تبلور جرم
“در این نظریه اعتقاد بر آن است که رسانه ها باید جنایات را مطرح نمایند، بدان توجه کنند و بها دهند و آن را محور اندیشه های خویش قرار دهند این اندیشه با خواست گردانندگان رسانه ها هماهنگی دارد. منافع آنان در این است که خشونت را در هر گوشه ای که وجود دارد به وسعت مطرح کنند و توجه مردم را بدان جلب نمایند. بنابراین مخاطبان با جنبه های واقعی و خشونت آمیز جهان آشنا می شوند ولی این امر به طور آینه ای صرفاً به انعکاس بسنده نمی کند بلکه از طریق متبلور ساختن جرم تأثیرات مخرب آن را کاهش می دهد. البته باید توجه داشت که عمل تبلور باید بصورت زیرکانه و هوشیارانه انجام شود تا تأثیری مثبت بر مخاطب داشته باشد در غیر اینصورت این امکان وجود دارد که تنها جنبه های منفی آن در ذهن مخاطب باقی بماند. به عنوان مثال اگر دزدی فردی نشان داده شود فقط نشان دادن دستگیری او کافی نیست بلکه باید عواقب کار او نیز مطرح گردد، مثلاً این که سرقت او موجب گرسنه ماندن کودکان یتیم شده، مادر خانواده را از پا انداخته و مشکلات دیگری را پدید آورده است. اگر اینگونه هنرمندانه جرم متبلور نشود صرفاً نشان دادن دستگیری وی تأثیر چندانی برمخاطب نخواهد داشت چه بسا که مخاطبان با مجرمان احساس همدلی نیز نموده و راه های دیگری برای گریز او پیشنهاد نمایند و یا اینکه پس از اتمام برنامه کلاً آن را به دست فراموشی بسپارد “.[۶۴]
۴ : نظریه کرختی
“براساس این نظریه، انسان ها زمانی که مکرراً در معرض صحنه های خشن قرار می گیرند، بدان خو گرفته و آن را عادی تلقی می کنند و به مرور زمان نسبت به آن بی تفاوت می شوند. پخش مکرر برنامه ها وفیلم ها ی خشونت آمیز که سر انجام خوش دارند این توهم را در افراد ایجاد می کند که رفتار خشن در حل مسایل و مشکلات روزمره وسیله ای مؤثر و با ارزش است و وی را بر آن دارد که در شرایط و موانع خاص به رفتار تهاجمی دست زند”. [۶۵]
ب : نظریات ناظر بر قدرت رسانه ها
۱ : نظریه تزریقی(گلوله جادویی)
“طبق این نظریه وسایل ارتباط جمعی تأثیر فوری، مستقیم ویکسان بر هر کسی دارد که در جریان مستقیم دریافت پیام های آن باشد. بنابراین ارتباطات جمعی بصورت نوعی گلوله سحر آمیز دیده می شود که به هر چشم و گوشی نفوذ می کند و آنها را تحت تأثیر قرار می دهد. این نظریه اکنون توسط دانشمندان رد شده است اما هنوز برخی طبقات اجتماعی، به درستی آن اعتقاد دارند”.[۶۶]
” تأکید این نظریه بر این است که جریان اطلاعات قوی منسجم که بصورت مستقیم از یک منبع قدرتمند بر مخاطب یا دریافت کننده پیام ها می رسد، تأثیر زیادی بر وی دارد و بر این باور است که پیام ها هم چون گلوله از دهانه یک تفنگ (رسانه) به مغز یک نفر (مخاطب یا دریافت کننده )شلیک می شود. در این دیدگاه رسانه یک منبع قدرتمند و خطرناک تلقی می شود، چرا که گیرنده یا مخاطب در مقابل هر گونه تأثیر پیام ناتوان است و هیچ جاده ای برای فرار از تحت تأثیر قرار دادن در مقابل پیام ها در این مدل دیده نمی شود”.[۶۷]
۲ : نظریه برجسته سازی
“این نظریه اولین بار در سال ۱۹۷۲ توسط مکسول مک کامبز و دونلر شاو مطرح شد . این دو پژوهشگر به بررسی نقش رسانه ها در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا در سال ۱۹۶۸در چپیل هیل واقع در ایالت کارولینای شمالی پرداختند. فرضیه اولیه این تحقیق این بود که رسانه ها با تأکید بر موضوعاتی خاص، آنها را نزد مخاطبان مهم جلوه می دهند. به طوری که این موضوعات در نظر مخاطبان در اولویت قرارمی گیرد. در این پژوهش صد رأی دهنده که تا زمان انجام پژوهش یاد شده هنوز در انتخاب کاندید مورد نظر خود مردد بودند مورد مطالعه و بررسی قرار گرفتند. این دو محقق ابتدا موضوعاتی را که از نظر رأی دهندگان از اولویت و اهمیت بیشتری برخوردار بود مشخص نمودند سپس با توجه به محتوی رسانه ها، موضوعاتی را که از نظر رسانه ها مهم بود و در اولویت قرار داشت استخراج کردند. در مرحله بعد به مقایسه این دو دسته موضوعات پرداختند و دریافتند که ترتیب اهمیت و اولویت موضوعات در میان رأی دهندگان و رسانه ها یکسان است. به عبارت دیگر همان طور که برنارد کوهن در سال ۱۹۶۸ اظهار داشته بود : رسانه ها به مردم نمی گویند به چه فکر کنند، بلکه وقتی مخاطبان اخبار را می شنوند چرا تصور می کنند برخی از آنها مهم تر از بقیه هستند؟ این نظریه چنین توضیح می دهد که اگر موضوع بخصوصی از نظر زمان (در رادیو و تلویزیون) و یا در مکان (در روزنامه و مجله) در موقعیت های برجسته ای نشان داده شود، افکار عمومی به این نتیجه خواهد رسید که آنها خبرهای مهم و برجسته ای هستند”. [۶۸]
“به اعتقاد شاو و مک کامبز رسانه ها در انتقال پیام ها دست به برجسته سازی و الویت بندی واز این طریق با برجسته ساختن بعضی از موضوعات بر مردم تأثیر می گذارند. رسانه ها ممکن است نتوانند به مخاطبان القا کنند که چگونه بیندیشند ولی می توانند تعیین کنند که به چه بیندیشند”.[۶۹]
۳ : نظریه مارپیچ سکوت
“الیزابت نوئل نیومن جامعه شناس آلمانی در نظریه مارپیچ سکوت، تلاش دارد تا نشان دهد چرا مردم در صورتی که فکر می کنند در اقلیت هستند تمایلی به بیان عقایدشان نخواهند داشت. نظریه مار پیچ سکوت به تشریح فشار فزاینده ای می پردازد که به گمان مردمی که فکر می کنند در اقلیت هستند برای پنهان کردن عقایدشان بر آنها وارد می شود. انسان ها تقریباً به صورت غریزی عقاید ونظرات پیرامون خود را مورد توجه قرار می دهند، سپس رفتاری را بر می گزینند که با گرایش ها و رویکردهای غالب در جامعه هماهنگ باشد و قابل قبول جلوه کند.
هر چه شخص افکار و نظرات خود را به افکار و آرای غالب در جامعه نزدیک تر ببیند تمایل بیشتری به ابراز آزادانه و علنی نظراتش در ملأ عام نشان خواهد داد. اما اگر گرایشات عمومی تغییر پیدا کنند همین شخص نیز در می یابد که دیگر نظراتش از نظر جامعه مطلوب نیست و در نتیجه تمایل کمتری به بیان علنی آنها خواهد داشت. هر چه فاصله بین افکار عمومی و نظرات شخصی انسان افزایش یابد به همان اندازه نیز تمایل او برای بیان عقایدش کاهش می یابد”.[۷۰]
۴ : نظریه پیوند یا تلقیح (واکسن زدن)
“ممکن است این نظریه را به این شکل توصیف کنیم که آن کاشت تدریجی چیزی است که از طریق وسایل تبلیغات منتقل می شود، جایی که افراد بدون درک و آگاهی به آنچه که وسایل تبلیغات به شکل مستمر بر او عرضه می دارند تحت تأثیر قرار می گیرند پس به نوعی از بی احساسی دچار می شود. تکرار مناظره رسوایی از طریق این وسایل در دلهای مردم چیزی از بی اهمیتی را در مقابل آنچه که در جامعه از رسوایی دیده می شود، می سازد. نظریه پیوند تلقیح همان جرعه ایی از ارزشهای فکری است که امور را به شکل عادی و ساده و مأنوس قرار دهد” .[۷۱]
۵ : نظریه نگهبان
“معتقدین به این نظریه خودشان را در برابر وسیله تبلیغات مسئول می دانند و آنها کسانی اند که به مضمون پیام منتشر شده حکم می کنند. بنابراین رسالت تبلیغاتی پس از انجام مراحلی به پایان می رسد و آن رسالت از منبع به سوی افراد منتقل می شود تاگزارش پایان یابد و آنها آنچه را که می خواهند منتشر می سازند و آنچه را که نمی خواهند منتشر نمی سازند. نظریه نگهبان به معنی سلطه بر مکان استراتژیکی در سلسله ارتباط است. نظریه نگهبان در جهت بکارگیری وسیله تبلیغاتی قدرت تصمیم گیری در جریان امور را دارد”. [۷۲]
ج : نظریات ناظر برهوش مخاطبان
۱ : نظریه استحکام یا تأثیر محدود
“این نظریه توسط پل لازار سفلد و برسلون در اواخر دهه ۱۹۴۰ مطرح شد. طبق این نظریه پیام های ارتباطی در رسانه های جمعی تأثیر قوی ندارند بلکه دارای تأثیر حداقلی هستند که توسط عوامل دیگری اصلاح و تغییرات در آن ایجاد می شود و پیام ها قادر نیستند که تغییرات بنیادی در عقاید ورفتار افراد به وجود آورند، ولی می توانند بصورت محدود به آنها استحکام بخشند”.[۷۳] “این دو دانشمند با مطالعاتی که در مورد رفتار رأی دهندگان در زمان انتخابات انجام دادند به این نتیجه رسیدند که توانایی وسایل ارتباط جمعی برای تغییر عقیده مردم اندک است. مردم آنچه را که خود می خواهند از رسانه ها بر می گزینند و ارتباط میان فردی در تغییر عقاید و نگرش ها مؤثر تر از وسایل ارتباط جمعی است”.[۷۴]
۲ : نظریه استفاده و رضایت مندی یا نیاز جویی
“بین سال های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ قبل از آنکه تلویزیون به صورت وسیعی در دسترس همگان قرار گیرد، برخی از کارشناسان وسایل ارتباطی سعی در شناخت این موضوع داشتند که مخاطبان از برنامه هایی که در دسترس آنها است چه استفاده هایی می کنند و از برنامه منتخب خود واقعاً چه مقدار رضایت پیدا می کنند. در این نظریه می گوید : مردم خودشان تصمیم می گیرند که شخصی برنامه ای را از کدام وسیله ارتباطی انتخاب می کنند و تصمیم آنها از علائق شخصی، آرزوها، ارزش های اعتقادی، عادات جستجوی رضایت و شادی در آنان و ارضای نیازهای مختلف سرچشمه می گیرد. این نظریه بر این متکی است که هر کدام از افراد جمعیت مخاطبان به صورت فعال با پیام ها برخورد می کنند و به بصورت فعال نه انفعالی پیام ها را با توجه به محتوایشان انتخاب می کنند. این انتخاب از مخاطبی به مخاطب دیگر تفاوت کرده و بر اساس ساختار و علائق، نیازها وشخصیت افراد و ارزش های اعتقادیشان متغیر است”.[۷۵]
۳ : نظریه شکاف آگاهی
“این نظریه اولین بار توسط آقیا فیلیپ تیکهونور و همکارانش در دانشگاه مینوسوتا ارائه شد. در مقاله ای که وی در سال ۱۹۷۰ ارائه کرده است به جریان رسانه های همگانی به عنوان عامل ایجاد تفاوت در میزان دانش و آگاهی مردم اشاره نموده و آن را (نظریه شکاف آگاهی ) نام نهاد.
وی معتقد است که همزمان با جریان اطلاعات توسط رسانه های همگانی در یک جامعه، بخشی از مردم که شرایط اقتصادی بهتری دارند، دسترسی بیشتر و سریع تری نسبت به بخشی از مردم که وضع معیشتی مناسب تر دارند، به دست می آورند. بنابراین افزایش اطلاعات در جامعه توسط اعضاء جامعه به طور یکنواخت صورت نمی گیرد. بدین معنی که گروهی از مردم که از طبقات اقتصادی بالاترند، توانایی شرایط بهتری دارند تا اطلاعات را کسب کنند. پس مردم جامعه به دو گروه تقسیم می شوند :
گروه اول، گروهی هستند که اعضاء آن را افراد تحصیل کرده جامعه تشکیل می دهند، آنها اطلاعات زیادی دارند و در مورد هر چیزی می توانند اظهار نظر کنند .
گروه دوم،گروهی هستند که دانش وسواد کمتری دارند و آگاهی آنها در مورد مسائل پیرامونشان اندک است.
نظریه شکاف آگاهی بر این عقیده استوار است که رسانه ها فاصله اطلاعاتی بین طبقات مختلف مردم را روز به روز بیشتر می سازند، چرا که شیوه ارتباطات آنان با رسانه ها متفاوت است و چگونگی برخورداری آنان با میزان دسترسی به رسانه ها و نحوه استفاده از اطلاعات نیز یکی از عوامل وجود این شکاف محسوب می شود “.[۷۶]
۴ : نظریه تأثیر دو مرحله ایی
“منظور از این نظریه انتقال معلومات و افکار در دو مرحله است. زمانی مردم برای اخذ معلوماتی رجوع می کنند که وسایل تبلبغات آن را در طی تفسیرهای زمامداران اندیشه برای این معلومات منتشر می سازند. پس در گذشته گمان می رفت که وسایل تبلیغات تأثیر مطلق بر مردم دارند، جز اینکه این نظریه عکس آنرا ثابت کرد، پس پیام ها از طریق وسایل تبلیغات به زمامداران اندیشه و از آنجا به مردم منتقل می شود. بنابراین تبلیغات مستقیم گاهی در ما تأثیر گذارند یا اینکه تأثیر آن اندک است و بر عکس آن زمانی که زمامداران اندیشه با آن همراه شود و صاحب نفوذ های مادی و معنوی باشد که رسالت های تبلیغاتی را به روش خود بر اساس وجود فرهنگی اش تغییر دهد. این نظریه به روشنی در حمله های انتخاباتی و مانند این آشکار می شود” .[۷۷]
گفتار دوم : نظریات مربوط به واکنش اجتماعی در جرم شناسی و نقش رسانه ها
نظریه ی برچسب زنی از جمله دیدگاه‌ های مهم در دهه ی۱۹۶۰ و اوایل ۱۹۷۰ به شمار می رفت که همچنان نیز از جمله تئوری های قابل اعتنا محسوب می شود. پیش فرض اساسی نظریه ی برچسب زنی مبتنی بر آن است که اساس و عامل بزهکاری، تعریفی است که جامعه از برخی رفتارهای اجتماعی دارد.[۷۸] بنابراین نظریه ی برچسب زنی بر این عقیده است که نظام های کنترل اجتماعی نقشی مهم در گسترش انحرافات اجتماعی و بزهکاری دارند. بر اساس این تئوری هیچ عملی ذاتاً منحرفانه، بد و تبهکارانه نیست. بلکه کنش‌های اجتماعی ای بزهکارانه محسوب می‌شوند که از نظر جامعه یا قانون گذار یا توسّط گروه ‌ها و حتّی به وسیله ی سازمان هایی که ظاهراً برای اصلاح رفتار کجروانه تأسیس شده‌اند[۷۹] مناسب و صحیح شمرده نشود.[۸۰] در این تئوری توجّه عمده مصروف چگونگی وارد آمدن برچسب کجرو بر افراد و تحلیل این فرایند و نقش این برچسب در ایجاد هویتی کجروانه است. به همین ترتیب کجروی مخلوق و محصول برچسب‌هایی به حساب می‌آید که جامعه به کنش‌هایی خاص نسبت می دهد. بدین معنا که ماهیت کجروی صرفاً با تکیه بر کیفیات و ویژگی‌های ذاتی رفتار تحلیل و تعریف نمی‌شود، بلکه قالب واکنش های رسمی و غیررسمیِ جامعه نقش اساسی در تعریف یک رفتار به عنوان انحراف و معرفی فرد به جامعه بعنوان منحرف دارد. بِکِر[۸۱] از نظریه پردازان برچسب زنی در این خصوص می گوید:

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *