مفهوم عملکرد/پایان نامه رابطه نظریه وابستگی با عملکرد عملیاتی

 

2-1-6-1) مقدمه­ای بر مفهوم عملکرد

مسیر توسعه و تکامل سازمان­ها با تکامل خواسته­ها، نیازها، علایق و آمال بشر همراه است. اگرچه سازمان­ها در طول زمان ایفا کننده­ی نقش­ها و مأموریت­های مختلفی بوده­اند ولی در دوره­ی معاصر کارکرد آنها بسیار گسترده شده و انتظارات از آنها به طور مداوم رو به تزاید است. توفیق در پاسخگویی به این انتظارات نیازمند ایجاد ارتباط تنگاتنگ، مستمر و مؤثر بین فرآیندهای سازمانی و انتظارات گفته شده­است. همچنین در دنیای رقابتی امروز سازمان­ها در هر محیطی که فعالیت نمایند. دائماً نیازمند ایجاد ارتباط تنگاتنگ، مستمر و موثر بین فرآیندهای سازمانی و انتظارات گفته شده­است. همچنین در دنیای رقابتی امروز سازمان­ها در هر محیطی که فعالیت نمایند بطور دائم نیازمند بهبود عملکرد بوده و باید تمام تلاش خود را در جهت دستیابی به تعالی عملکرد بکارگیرند لذا اهمیت پرداختن به عملکرد از سوی مدیریت بعنوان یک وظیفه­ی اساسی مطرح است. امروزه، نقش سازمان در دستیابی به هدف­های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آنچنان برجسته شده­است که سازمان­های هر جامعه را گردونه­های تحقق اهداف آن می­دانند. واقعیت آن است که سازمان­ها به چند دلیل از ارکان ضروری زندگی انسان­ها محسوب می­شوند. آنها به جامعه خدمت می­کنند، ما را قادر می­سازند تا کارهایی را انجام دهیم که بدون وجود آنها، از عهده­ی آنها بر نمی­آمدیم. جریانی از دانش و آگاهی ارائه می­کنند که می­تواند زمینه ساز توسعه­ی فردی و رشد و سعادت بشر گردد. با در نظر گرفتن این اهمیت و نقش و تأثیرهای گوناگونی که سازمان­ها دارند، امروزه توجه فزاینده­ای به ابعاد مختلف آنها از جمله فرآیند، سیستم­ها و بویژه آنچه سازمان­ها بدان دست می­یابد (عملکرد) می­شود. در واقع عملکرد نتیجه­ی واقعی و قابل اندازه­گیری تلاش است و موضوع اصلی در تمام تجزیه و تحلیل­های سازمانی، عملکرد است و بهبود آن نیز مستلزم اندازه­گیری است و از اینرو، سازمانی بدون سیستم ارزیابی عملکرد قابل تصور نمی­باشد (مهدوی، 1390، ص 23).

2-1-6-2) تشریح مفهوم عملکرد

در ضرورت و تعریف مفهوم عملکرد باید خاطرنشان نمود که جایگاه این واژه از آنجا حائز اهمیت است که با تعریف عملکرد می­توان آن را ارزیابی یا مدیریت نمود. هولتون[1] و بیتز[2] خاطرنشان ساخته­اند که عملکرد یک ساختار چندبعدی است که ارزیابی آن، بسته به انواع عوامل، متفاوت است. آنها همچنین به اهمیت این موضوع که هدف ارزیابی، نتایج عملکرد است یا رفتار، اشاره می­نمایند. در مورداینکه «عملکرد چیست» نگرش­های متفاوتی وجود دارد. می­توان عملکرد را فقط سابقه­ی نتایج حاصله تلقی کرد. از نظر فردی، عملکرد، سابقه­ی موفقیت­های یک فرد است. کین[3] معتقد است عملکرد چیزی است که فرد به جا می­گذارد و جدای از هدف است. برنادین[4] و همکارانش معتقدند که عملکرد باید به عنوان نتایج کار تعریف شود، چون نتایج قوی­ترین رابطه را با اهداف استراتژیک سازمان، رضایت مشتری و نقش­های اقتصادی دارد. یکی از صاحبنظران معتقد است که عملکرد، رفتار است و باید از نتایج متمایز شود. زیرا عوامل سیستمی می­تواند نتایج را منحرف کنند. در صورتیکه عملکرد بگونه­ای تعریف شود که هم به معنای رفتارها و هم به معنای نتایج باشد، رفتارها از فرد اجراکننده ناشی می­شوند و عملکرد را از یک مفهوم انتزاعی به عمل تبدیل می­کنند. رفتارها فقط ابزارهایی برای نتایج نیستند، بلکه به نوبه­ی خود نتیجه به حساب می­آیند و می­توان جدای از نتایج در مورد آنها قضاوت کرد. این تعریف از عملکرد، منجر به این نتیجه­گیری می­شود که هنگام مدیریت عملکرد گروه­ها و افراد، هم­ ورودی (رفتار) و هم خروجی­ها (نتایج) باید در نظر گرفته شوند (آرمسترانگ[5]، 1385، صص 3-4).

[1] – Holton

[2] – Bates

[3]– Kane

[4]– Bernadin

[5] – Armstrong