دسته بندی علمی – پژوهشی : عشق وعقل در دیوان جامی- قسمت ۲۳

۹-همان، ص ۱۲۴، ب۹۳۵
پایه پایه عـقل ازآن سلّــم چو می‌آیــد فــرو می‌نهــد گویی ز هر پایه فــرازِ عرش پا۱
چون دبیرعقل زد بهــر من این سنجیــده رأی سر زد ازخاطر به وفق رأیش این مطلع را۲
جامی عقل بالفعل را هم چون نردبانی می داند که می توان به وسیله ی آن به عرش پا گذاشت و او چنین عقلی را در ایجاد اراده و همت بلند موثر می داند.
ماند صد مشکل درین ره وزهمه مشکل تر آنک کامل العــقلی که داند حلّ یک مشکــل نماند۳
هرگـــز از سرّ میانت یک ســر مــویی نبـرد گرچه آمد عــقل ، در حــلّ دقایق مو شکــاف۴
فــرقِ مــن تا قـــدم ربــوده تـوسـ صبـــر و هــوشی کــه مانــده ، بربای۵
نه خــرد راست قصـوری و نه دیـن را خللـی کــه دهـــم دل بـه غــزالــی و سرایم غــزلــی۶
گویند کیست جامی ؟ آشوبِ عقل و دیـن است ماهـی است کج کلاهی ، شوخی است نکته دانی۷
می‌دهد خطّت فسـون بهرفریب عقل و هـوش هست با خط لعل میگونت درین افسون یکی۸مکن عــــزم رحــیل ای تـــرک ســر مســت کــه خـــواهد شد عنـــانِ عـــقلــم از دسـت۹
بــه کامــش هرچــه عـــقل آن را شـناســد صــلـاح دیـــن و دنیـــا بــاد حاصـــل۱۰
دمــاغِ عــقل ز فکــر زمـــانه ســـوداییست پیــالـه ای دو سـه در ده ، عــلاـج ســودا را۱۱
۱ – دیوان جامی،ص۱۲۵،ب ۹۳۶
۲ – همان،ب۹۴۱
۳ – همان،ص۴۳۰،ب ۴۴۴۶
۴ – همان،ص۵۲۶،ب۵۴۷۵
۵ – همان،ص۷۷۸،ب۸۲۷۵
۶ – همان،ص۷۹۶،ب۸۴۸۹
۷ – همان،۸۰۵،ب۸۵۹۳
۸ – همان،ص۸۲۲،ب۸۷۸۶
۹- همان،ص۸۳۷،ب۸۹۵۹
۱۰- همان،ص۶۳،ب۴۳۵،ج۲
۱۱- همان،ص۸۳،ب۶۷۳
عنــانِ نــاز به کف تا سواره بگـذشتی که برد زکف عنــان عقل و دیــن را۱
کشف حجاب از کتاب عقل چه جویم چون زورقهاش تو به توست حجابت۲
چــو ابــــرو نماید مبینید ســـویش که غارتگر عــقل و دیـــن می‌نماید۳
جامی عقل را از این که بتواند به رازی از رازهای عشق پی ببرد ناتوان می بیند و او بیان می کند که هرچند عقل دقیق باشد باز نمی تواند پرده ز راز عشق بردارد و زیبایی عشق ، عقل و هوش را فریب می دهد و جادو می کند.
بوالفضولی طعنه زد کای کارِتو سرگین کشی کی خردمند این هنر را مایه عزّت شناخت۴
این نسخه که نزهتگـه عــقل و جــان است در خوبی او چشمِ خرد،حیران است۵
به حکــم عــقل کشیدم به کارخـانه نظـم به دست فکر گریبان خاطرفاتر۶
مجو ازعقل شـرح دل که دُرد آشام میــخانه به جام می حواله کرد این معما را۷
شیوه عـقل از دل دیوانه بیـرون کردنی است نا موافق هرچه هست ازخانه بیرون کردنی است۸
هرچه شد در دل گره ، ازمصلحت بینی عقل از درون با نعره مستانه بیرون کردنی است۹
بـگــشا چشـــم حقیقـــت بیــن را که تورا بینش اهلِ خرد است۱۰
جامی عقل بالفعل را در ایجاد چنین اثری (دیوان) موثر می داند که او با کمک عقل توانسته از افکار بیهوده به دور باشد چرا که او عقل جزیی را از این که بتواند درباره دل توضیح دهد ناتوان می بیند.
۱ – دیوان جامی،ص۱۰۶،ب۹۲۳
۲ – همان،ص۱۰۹،ب۹۷۵
۳ – همان،ص۱۸۹،ب۱۸۷۰
۴ – همان،ص۳۹۶،ب۴۱۷۸
۵ – همان،ص۴۱۸،ب۴۴۳۹
۶ – همان،ص۴۴۹،ب۲۵۲

حتما بخوانید :   سامانه پژوهشی - بررسی رابطه متغیرهای حسابداری و حجم معاملات سهام در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار ...