عشق وعقل در دیوان جامی- قسمت ۲۲

دل نه ز انسان به کمند توگرفتار شد ای جان که توان داشت به تدبیــرِ خرد ، چشم رهایی[۱۹۸]۲
هرزمـان ازدور رخ بنمایی و پنهـــان شوی برقِ خرمن سوزِعقل و هوش وصبرجان شوی[۱۹۹]۳
تا چـــند پـی نفــــسِ دغـــا بــاز روم تــا کـــی رهِ عـــقلِ حیـــله پــرداز روم[۲۰۰]۴
بگشای گوشِ هوش که این طشت را طنین آوازه سـکـــندر و افســـانه جـــم اسـت[۲۰۱]۵
ور چــه اربـابِ دیــن و اهــــلِ خــرد مـی‌کننــد انـدر آن ، تـو را تحــسیـــن۶
تا زیند اندر پنــاهِ دولتش ، پیــر و جــوان یاورِ او باد هم بختِ جوان هم عقلِ پیـــر۷
بنـــازم آن ســـوار نــازنیـــن را کـه بـرد از کف عنــانِ عـــقل و دیـن را۸
عکـــس رخت نمـــود در آییـــنه سپـــهر نامش خرد به شــب مه و روز آفتـــاب کرد۹
فراهم کی شود کارم ،زعقل وصبرودین،زینسان که سنگ انداخت درهنگامه ایشان،جنون من۱۰
به رخ ، چـو جــعد مسلسل نهی هــزاران دل ز راهِ عـــقل به هـــر تار مــو بگــردانی۱۱
۱ – دیوان جامی ،۸۱۱،ب۸۶۶۶۹
۲ – همان،ص۸۱۵،ب۸۷۱۰
۳ – همان،ص۸۳۶،ب۸۹۴۶
۴ – همان،ص۸۶۶،ب۹۲۶۴
۵ – همان،ص۴۱،ب۱۷۷،ج۲
۶- همان ،ص۶۶ ،ب ۴۸۸
۷- همان ، ص۶۹ ، ب ۵۳۸
۸- همان ، ص۸۳ ، ب ۶۷۳
۹- همان ، ص۱۶۷ ، ب۱۶۳۰
۱۰- همان ، ص۳۳۲ ، ب۳۴۸۶
۱۱- همان ، ص۳۸۱، ب۴۰۳۲
جامی تاکید می کند که عقل جزیی جایگاهی ندارد که قادر باشد عشق را توصیف کند چرا که او هم چون برقی عقل و هوش و صبر را از بین می برد و عاشق را از خود بی خود می کند . پس او می خواهد راه و روش عقل جزیی را رها کنیم تا به مرحله ی کمال راه یابیم.
گفـــته ای کعـــبه بُـود خــانـه مــن لیـــکن این پیــشِ خـــرد مــمنوع است[۲۰۲]۱
گـر بیــدارم اسیــرِ صــد شــور و شــرم ور درخــوابم زعقـــل و دیــن بی خبـــرم[۲۰۳]۲
کجا گردد به فکرعقل ، مشکل‌های عاشق حل که صد مشکلِ دگرپیش آیدش ازحلّ مشکل‌ها[۲۰۴]۳
فـریـــبِ عـــقـل را نوشیـــن لــبِ تــو فســـونِ سحـــر بر شـکّــر نوشــته اسـت[۲۰۵]۴
سـاغـــرِ داد بـر اربــاب خــرد پیـــمودند سنـگِ بیـــداد به جـــام من دیـــوانه زدند[۲۰۶]۵
میــانِ نازکـت افــزون بُود ز فهـم عقـــول چو سـرّغیب که بیــرون بُود از درک حواس[۲۰۷]۶
طریــق عــقل رها کن که هیچ کس ننشست به صــدر قرب، به تدبیر عــقل دور اندیش ۷
۳- عقل بالفعل :
در این مرتبه ، نفس آماده است که هروقت بخواهد معلومات و معقولات نظری را که در مرحله پیش به آن رسیده و کسب کرده که درخاطرحاضر است ، آن‌ها را دریابد و مورد استفاده قرار دهد ، بی آن که به نظری تازه نیاز یابد .
جهـــان پناها چــون مرتقای همّـــت تــو زهرچه عـــقل تصوّرکند ازآن اعلاست۸
سوی معراج حقایق عقل وجان را سلّم است شکل و ترتیب سطورش کامد سلّم نما۹
۱ – دیوان جامی،ص۴۰۴،ب۴۲۷۰
۲ – همان،ص۴۱۶،ب۴۴۱۱
۳ – همان،ص۴۶۸،ب۴۳۷
۴ – همان،ص۵۰۱،ب۷۸۲
۵ – همان،ص۵۴۶،ب۱۲۷۲
۶ – همان،ص۵۸۵،ب۱۷۱۴
۷ – همان،ص۵۹۰،ب۱۷۶۵
۸ – همان،ص۱۰۰،ب ۶۶۹

حتما بخوانید :   سامانه پژوهشی - بررسی رابطه متغیرهای حسابداری و حجم معاملات سهام در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار ...