تشریح کامل مفاهیم سرمایه فکری و مزیت رقابتی- قسمت 9

فایل های دانشگاهی

برخی از صاحبنظران، منابع و قابلیت­های خاص شرکت را مبنای تدوین استراتژی سازمان دانسته و معتقدند که سازمان می ­تواند با تدوین استراتژی مبتنی بر شایستگی­های محوری خود از فرصت­های محیط خارجی، استفاده لازم را ببرد. آنان معتقدند که مدیران می­بایست پیش از تدوین استراتژی، به شناخت نقاط قوت و ضعف سازمان پرداخته و استراتژی­ های شرکت را بر اساس نقاط قوت و کاهش یا برطرف نمودن نقاط ضعف سازمان تدوین کنند. بدین ترتیب خواهند توانست برای سازمان خود مزیت رقابتی ایجاد کنند (Miller, 1998).
برخی صاحبنظران نیز بر این باورند که تفاوت در عملکرد شرکت­ها در طول زمان، بیشتر از طریق منابع و قابلیت­های خاص آن­ها قابل توجیه است (مهرگان، اصغری زاده و صفری ،1387). این دیدگاه که به مکتب مبتنی بر منابع مشهور است، سازمان را مجموعه ­ای از منابع خاص و قابلیت­هایی می­داند که زیربنای ایجاد و تدوین استراتژی بوده و منبع اصلی بازدهی سازمانی می­باشد. در این دیدگاه فرض بر آن است که اگر سازمان بتواند منابع مشهود و نامشهود را با توانایی­های خود ترکیب نماید، می ­تواند به شایستگی­هایی دست یابد که تضمین­کننده مزیت رقابتی شرکت در محیط رقابتی خواهد بود (Desavbo et al, 2007).
دارایی­ های مشهود
×
دارایی­ های نا مشهود
×
توانایی سازمانی
=
شایستگی
مزیت رقابتی
در این مکتب اعتقاد بر آن است که سازمان­ها جهت کسب مزیت رقابتی، می­بایست بر توانایی­ها و شایستگی­های محوری خود تمرکز نماید.
از دیگر مفروضات این دیدگاه آن است که منابع سازمان سیال نبوده و تحرک کمی دارند. لذا تفاوت در منابع می ­تواند مبنایی برای مزیت رقابتی سازمان­ها باشد (Miller, 1998).
2-2-3- انواع مزیت رقابتی
با توجه به مبانی نظری موضوع و پویایی‌های واقعی و عینی رقابت می‌توان مزیت رقابتی را به پنج نوع کلی زیر تقسیم‌بندی کرد.
الف ـ مزیت موقعیتی در مقابل مزیت جنبشی (پویا)
ب ـ مزیت متجانس در مقابل مزیت نامتناجس
ج ـ مزیت مشهود در مقابل مزیت نامشهود
د ـ مزیت ساده در مقابل مزیت مرکب
هـ ـ مزیت موقتی در مقابل مزیت پایدار
در ادامه هرکدام انواع مزیت‌ها به اجمال تشریح می‌گردد:
الف ـ مزیت موقعیتی در مقابل جنبشی (پویا)
مزیت‌های موقعیتی از ویژگی‌ها و موجودی‌های شرکت ایجاد می شوند که عوامل ایجاد کننده این نوع مزیت‌ها معمولا ایستا بوده و براساس مالکیت منابع و دارائی‌ها و یا براساس دسترسی هستند. چند مثال از مزیت رقابتی موقعیتی عبارتند از: مزیت رقابتی براساس موهبت‌ها (نظیر استعدادهای مدیریتی، کارکنان ماهر و متخصص و فرهنگ سازمانی برتر) (Barney, 1991)، مزیت رقابتی براساس اندازه (نظیر قدرت بازار، صرفه‌جویی حاصل از مقیاس و صرفه‌جویی حاصل از تجربه (Ghemwat, 1986)، مزیت رقابتی براساس دسترسی (نظیر رابطه خوب با همکاران، رابطه مناسب با تکمیل‌کننده‌ها، کنترل بهتر شبکه عرضه و دسترسی مطلوب به شبکه توزیع و داشتن استاندارد فنی صنعت مانند اینتل در پی.سی[71] می‌شوند.
مزیت‌های رقابتی جنبشی (پویا)، اساس کارآئی و اثربخشی شرکت‌ها در بازار هستند. زیرا این نوع مزایا باعث می شوند که شرکت‌ها فعالیت‌های کسب و کار خود را کارآتر و اثربخش‌تر از رقبا انجام دهند که معمولاً بر مبنای دانش و قابلیت‌های سازمان استوار است. چند نمونه از این نوع مزیت در چند شرکت به شرح زیر است:
توانایی برتر سونی در کوچک‌سازی باعث تقویت رهبری شرکت در بازارجهانی رایانه‌های شخصی و قابل حمل می‌شود، یا توانائی تولید انعطاف‌پذیر تویوتا باعث پاسخ‌گوئی سریع‌تر شرکت به تغییرات بازار و انتظارات جدید نسبت به رقبا است و یا در کسب و کار و کار کارت‌های اعتباری ام.بی.ان.آ[72] آمریکا قادر به شناسائی سریع و ارائه خدمت مطلوب به گروه بزرگی از مشتریانی است که درآمد زیاد دارند.
مزیت‌های رقابتی جنبشی (پویا) را می‌توان در چهارطبقه کلی زیر طبقه‌بندی کرد:
1ـ قابلیت‌های کارآفرینی: این نوع قابلیت‌ها بیانگر توانائی شرکت در شناسائی و جذب مشتریان با ارزش و بهره‌برداری از فرصت‌های موجود بازار و ایجاد فرصت‌های جدید هستند.
2 ـ قابلیت‌های فنی: باعث توسعه و ارتقای خلاقیت، کارآیی، انعطاف پذیری، سرعت یا کیفیت فرایندهای شرکت و نیز بهبد کیفیت محصولات شرکت می‌شوند.
3ـ قابلیت‌های سازمانی: این نوع قابلیت‌ها شامل ویژگی‌های ساختاری و فرهنگی سازمان است که برای تحرک پویایی کارکنان، یادگیری سریعتر سازمانی و تسهیل تغییرات ضروری و لازم هستند.
4ـ قابلیت‌های استراتژیک:‌ این نوع قابلیت‌ها برای ایجاد، انسجام بخشی و هماهنگی‌های کارآمد و مؤثر دانش و شایستگی‌های گوناگون شرکت و نیز ساختاردهی مجدد و ایجاد تحرک و نقل و انتقال مؤثر آنها به موازات تغییرات و پویائی‌های محیطی و فرصت‌های فراروی، ضرورت دارند.
بدیهی است که بین مزیت‌های موقعیتی و مزیت‌های پویا تعامل وجود دارد. بدین معنی که آنها بر همدیگر تأثیر گذاشته و از یکدیگر ناشی می‌شوند. در واقع، مزیت‌های پویا می‌توانند مزیت‌های موقعیتی را تقویت کنند و به موازات ارتقاء موقعیت سازمان و شاخص‌های موقعیتی و به کارگیری ساز و کار مدیریتی کارآمد، معیارهای مزیت‌های پویا نیز ارتقاء می‌یابند. برای مثال، قابلیت‌های تحقیق و توسعه کانن

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

d=”footnote-ref-73″ href=”https://novinyaban.ir/wp-admin/post-new.php#footnote-73″>[73]، در تحکیم موقعیت مسلط و شهرت جهانی شرکت در کسب و کارهای اتوماسیون اداری بسیار مؤثر بوده است. ضمن اینکه ادامه این وضعیت توسعه قابلیت‌های تحقیق و توسعه شرکت را می‌تواند به دنبال داشته باشد.
ب ـ مزیت متجانس در مقابل نامتجانس
مزیت‌های موقعیتی و مزیت‌های پویا می‌توانند متجانس و یا غیرمتجانس باشند. وقتی كه شركت و رقبایش اساساً با بهره گرفتن از قابلیت‌های متجانس و مشابه با یكدیگر رقابت می‌كنند، مزیت رقابتی از انجام فعالیت‌های مشابه به صورت بهتر حاصل می‌شود. به بیان دیگر وقتی مزیت رقابتی شركت‌ها از منابع و روش‌های مشابهی حاصل می‌شود. شركت‌هائی به مزیت رقابتی با دوام دست خواهند یافت كه به صورت كارآتر و اثربخش‌تر منابع را به كار گرفته و روش‌ها را اجرا كنند.
در نقطه مقابل مزیت متجانس، مزیت نامتجانش قرار دارد. در این نوع مزیت «متفاوت بودن»، نقش تعیین‌كننده دارد. شركت‌هائی كه محور مزیت رقابتی را خود را انجام متفاوت امور قرارداده اند، این كار را از طریق ایجاد تمایز در فرهنگ سازمانی، فرایندها و سیستم‌های سازمانی، ساختار سازمانی، شیوه‌های متفاوت هماهنگی و همكاری، روش‌های متفاوت بازاریابی و استراتژی متفاوت تعقیب می‌كنند. برای مثال، در كسب و كار دستگاه‌های تكثیر كانن نسبت به زیراكس دارای مزیت رقابتی است، اما این مزیت رقابتی ناشی از انجام بهتر آنچه كه به صورت سنتی توسط زیراكس انجام می‌شود نیست، بلكه كانن از طریق دژ مستحكم فروش و نیروهای صف به مزیت رقابتی زیراكس پیش‌دستی كرد، ضمن اینكه فرایند نوآوری جدید به این شركت اجازه تولید دستگاه‌های كپی با هزینه پائین و كیفیت بالا را می‌دهد.
دیدگاه مزیت رقابتی بر مبنای منابع و قابلیت‌ها بر اهمیت مزیت‌های نامتجانس تأكید دارد. وقتی منابع و قابلیت‌های شركت منحصر به فرد، خاص و مشكل برای تقلید باشد، در آن صورت مزیت رقابتی ایجاد می‌شود. به عنوان مثال، می‌توان به فرهنگ سازمانی (كه در حوزه سرمایه ساختاری قابل بحث است) به عنوان مفروضات و اعتقادات اساسی مشترك بین كلیه كاركنان سازمان شامل مدیران و نیروهای صف و ستاد اشاره كرد كه می‌تواند منبع مزیت رقابتی نامتجانس باشد.
ج ـ مزیت مشهود در مقابل نامشهود
مزیت رقابتی مشهود، آن نوع مزیتی است كه منشاء آن منابع مشهود بوده كه به صورت داده فیزیكی مانند ماشین‌آلات، تجهیزات و .. می‌توان آن را مشاهده كرد. مزایای مشهود معمولاً ناشی از تعهد شركت به مقدار زیاد منابع در عرصه‌های خاص است كه به راحتی قابل تغییر نیست كه از آن جمله می‌توان به سرمایه‌گذاری سنگین در ماشین‌آلات اشاره كرد. (این نوع مزیت نمی‌تواند در قلمرو سرمایه فكری سازمان مورد بحث قرار داده شود.) در مقابل مزیت نامشهود آن نوع مزیتی است كه امكان مشاهده آن در شكل فیزیكی به راحتی مقدور نیست، این نوع مزیت‌ها معمولاً پشت عوامل مشخصی پنهان است این نوع مزیت می‌تواند ناشی از نام تجاری، شهرت، یادگیری و شیوه یادگیری و دانستن كاركنان، فرهنگ سازمانی و … باشد. برای مثال، مزیت رقابتی تری‌ام[74] ناشی از فرهنگ سازمانی مبتنی بر نوآوری بازار محور آن است كه آن شركت را قادر می‌سازد كه در هر سال بخش قابل ملاحظه‌ای از فروش خود را از محل محصولات نوآور به دست آورد. ضمن اینكه سیاست شركت مبنی بر اینكه مهندسان بتوانند 15 درصد وقت اداری خود را روی پروژه‌‌های خود صرف كنند تا حدود زیادی به نوآوری محصولات شركت كمك كرده است. به طور كلی می‌توان گفت كه هر قدر مزیت رقابتی، نامشهود باشد امكان تقلید آن مشكل تر و زمان برتر خواهد بود. ضمن اینكه، جابه‌جایی و جذب مزیت نامشهود بسیار مشكل‌تر و زمان برتر خواهد بود. ضمن اینكه، جابه‌جایی و جذب مزیت نامشهود بسیار مشكل‌تر از مزیت مشهود است (Barney, 1991). در واقع مزیت‌های مشهود از منابع فیزیكی و قابل مشاهده سازمان ناشی می‌شوند، در حالیكه مزیت‌های نامشهود از قابلیت‌های سازمان منتج می‌گردند كه ناشی از شیوه‌های برنامه‌ریزی، سبك‌های مدیریتی، فرایندها، ساختار و سیستم‌های سازمانی، مكانیزم‌های یادگیری، روش‌های هماهنگی و نیز كارهای تیمی (كه در حوزه سرمایه ساختاری قابل بحث هستند) است. به همین علت تقلیدپذیری آن، مشكل خواهد بود (الماسی و همکاران، 1389).
د ـ مزیت ساده در مقابل مركب
مزیت رقابتی از حیث عملكرد می‌تواند به تنهایی یا به صورت تركیبی و تعاملی از مزیت‌های مختلف عمل كند، كه در حالت اول مزیت رقابتی از نوع ساده و در حالت دوم از نوع تركیبی یا مركب است. بدیهی است كه مزیت تركیبی از حیث رتبه نسبت به مزیت ساده جایگاه بالاتر و تعیین‌كننده تری دارد. برای مثال، در كسب و كار و ارتباطات، مالكیت ای‌تی‌ اند تی به شبكه وسیعی از خطوط كابلی و فیبر نوری این امكان را برای شركت فراهم می‌آورد كه خدمات تلفنی مسافت‌های طولانی را به صورت اثر بخش مورد پشتیبانی قرار دهد. این مزیت كه از نوع ساده است، مستقیماً به عملكرد رقابتی شركت كمك می‌كند. ضمن اینكه، مزیت‌های ساده وقتی كه در ابتدا از مالكیت یا منابع بر مبنای دسترسی ناشی می‌شوند، معمولاً از نوع مزیت‌های موقعیتی هستند. چند نمونه از این نوع مزیت‌ها عبارتند از موقعیت محلی، دارائی‌های منحصر به فرد فیزیكی، دارائی‌های فكری، قراردادهای همكاری (كه این دو
در حوزه سرمایه ساختاری قابل بحث هستند) و توان بالای نقدینگی.
در مقابل،‌ ملاحظه می‌شود که در صنعت نوشیدی عملکرد عالی کوکا کولا تا حدود زیادی بستگی به نام تجاری[75] آن دارد. این مزیت رقابتی یک مزیت رقابتی از نوع ترکیبی است، زیرا ترکیب و تعامل چندین مزیت ساده به ایجاد چنین مزیت مسلط و تعیین کننده، منجر شده است که از آن جمله می‌توان به راز فرمول مزه خوب، دسترسی به سیستم‌های توزیع پیشرفته، حدود یک قرن تبلیغات و فعالیت‌های پیشبرد فروش (که در حوزه سرمایه ساختاری قابل بحث هستند) و … اشاره کرد.
وقتی که مزیت‌های ترکیبی اساساً از دانش و قابلیت‌های شرکت ناشی می‌شوند معمولاً از نوع مزیت‌های جنبشی و پویا هستند. چنین مزیت‌های ترکیبی می‌توانند از قابلیت برتر تحرک زائی و هماهنگی کارآتر دارائی‌ها و مهارت‌های متفاوت برای ایجاد مزیت رقابتی در تمایز، محصولات و خدمات کیفی، هزینه پایین،‌ پاسخ سریع به بازار و نیز نوآوری مستمر ناشی شوند. به عنوان، مثال، توانایی کانن در پردازش تصویر و ارتقای قابلیت‌های تولید و بازاریابی ناشی از ترکیب شایستگی‌های چندگانه باعث شده است که شرکت با کسب مزیت رقابتی، دامنه وسیعی از محصولات نوآور را با کیفیت بالا و کارآئی زیاد و هزینه پایین به بازار عرضه کند،‌که این خود نشانگر تأثیر سرمایه فکری شرکت بر ایجاد مزیت رقابتی آن است.
ه ـ‌ مزیت موقتی در مقابل پایدار
مزیت رقابتی از هر نوع که باشد می‌تواند از حیث عملکرد رقابتی به صورت پایدار یا موقتی باشد. مزیت موقتی اشاره به مزیتی دارد که کوتاه‌مدت و انتقالی است. برای مثال، سیستم جاگیری رایانه‌ای هوشمند امریکن ایرلاینز در زمان معرفی از حیث بهره‌برداری از ظرفیت و دسترسی سریع به مشتریان و سایر جنبه‌های عملیاتی مزیتی را برای شرکت ایجاد کرد.
می‌توان گفت که هرچه ویژگی‌های مشهود و ساده بودن مزیت رقابتی بیشتر باشد، به طور بالقوه قابلیت آن بیشتر است. با وجود این اگر شرکت دارای فرهنگ سازمانی نوآور محور و قابلیت نوآوری بازار محوری بالا داشته باشد می‌تواند اولاً، به صورت هوشمندانه از ویژگی پیش دستی خود بهره برده و مزیت موقعیتی خود را ارتقاء دهد. ثانیاً، قبل از اینكه رقبا به مزیت موقتی آن دست یابند، مزیت جدید را خلق كرده و رقبا را همواره پشت‌سر خود داشته باشند.
در مقابل مزیت رقابتی موقتی، مزیت رقابتی پایدار قرار دارد، كه اولاً از نظر زمانی طولانی مدت بوده و زودگذرنیست و ثانیاً به راحتی توسط رقبا قابل دسترسی نیست (قلیچ­لی، 1385).
2-2-4- قلمرو علی مزیت رقابتی
از آنجا كه هدف این بخش تبیین یک چارچوب كلی برای درك بهتر خاستگاه‌ها و علل مزیت رقابتی است، لذا در این راستا سئوالات زیر مطرح می‌شوند:

  • خاستگاه و منشاء‌های مزیت رقابت كجاست؟
  • مزیت رقابتی در عمل در كجای سازمان قرار دارد؟
  • آیا سازمان می‌تواند از مزیت موجود خود بهره‌برداری مناسب داشته باشد؟

با توجه به تئوری‌های مزیت رقابتی و در راستای پاسخ به سئوال‌های فوق می‌توان محدوده قرار گرفتن و خاستگاه‌های مزیت رقابتی را در قلمرو‌های نیروی انسانی، سازمانی، مجازی و محیطی تبیین كرد.
الف ـ مزیت‌های رقابتی قلمرو نیروی انسانی: اهمیت و جایگاه منحصر به فرد نیروی انسانی در موقعیت رقابتی هر سازمان هر صاحب‌نظری را بر آن می‌دارد كه به نیروی انسانی به عنوان با ارزش‌ترین سرمایه سازمانی، به صورت مستقل نگاه كند. دلیل این امر نیاز به تغییر و تحول در سازمان‌ها و نقش نیروی انسانی برای توانمندسازی سازمان با هدف سازگاری بیشتر با الزامات جدید محیطی است.
دانائی، مهارت، تجربه و انگیزه، مسئولیت پذیری و مشاركت جویی افراد سازمانی (كه در حوزه سرمایه انسانی قابل بحث هستند) می‌تواند مزیت رقابتی پایدار را برای سازمان ایجاد كند، مشروط بر اینكه محیط مناسب و ساز و كار موفقیت در سازمان وجود داشته باشد.
بنابراین، مدیران باید از نقش و اهمیت نیروی انسانی در خلق مزیت رقابتی پایدار غافل نباشند و با بهره گرفتن از مدیریت نوین، قابلیت‌های مزیت رقابتی نیروی انسانی را شناخته و به صورت نظام‌یافته و در محیطی انگیزشی جهت خلق موقعیت رقابتی به كار گیرند.
ب ـ مزیت‌های رقابتی قلمرو سازمانی: این نوع مزیت رقابتی براساس منابع، قابلیت‌ها و ویژگی‌هایی است كه حاصل تجارب گذشته و حال سازمان بوده و كل سازمان در آن سهیم هستند. مزیت رقابتی سطح سازمانی دو نوع است: مزیت رقابتی براساس منابعی كه می‌تواند مشهود و نامشهود باشد و مزیت رقابتی بر اساس قابلیت‌ها و ویژگی‌ها كه معمولاً ‌نامشهود است. مزیت نامشهود (كه مرتبط با بحث سرمایه فكری سازمان است) از نظر اجتماعی پیچیده و از نظر تقلید مشكل و از حیث تحرك و قابلیت نقل و انتقال، كم‌تحرك است. این نوع مزیت را می‌توان در فرایندها، ساختار، سیستم‌ها، فرهنگ سازمانی، دانش فنی، دانش بازاریابی، استراتژی‌های سازمان، نظام‌های هماهنگی و انگیزشی سازمان (كه اشاره به عناصر ساختاری و انسانی سرمایه فكری سازمان دارند)‌جستجو كرد. در این راستا با هدف ارائه تصویری روشن‌تر از منابع و قابلیت‌های سازمان به نظر می‌رسد كه تقسیم‌بندی منابع لازم باشد.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
نمونه بارز مزیت رقابتی سطح سازمانی، مزیت رقابتی براساس فرهنگ سازمانی است. فرهنگ سازمانی مبتنی بر نوآوری، مشاركت جویی، مسئولیت پ
ذیری و بازارگرا، منبع مزیت رقابت پایدار است.
یكی دیگر از منابع رقابتی پایدار در سازمان‌ها، یادگیری سازمانی است. سازمان‌هائی كه اساس‌شان بر مبنای یادگیری است سعی دارند كارشان را بهتر انجام دهند. از دیدگاه آنها، یادگیری بهترین راه بهبود عملكرد در درازمدت است.
ج ـ مزیت‌های رقابتی قلمرو مجازی: مزیت‌های رقابتی مجازی آن دسته از مزیت‌هایی است كه از منابع محیط بیرونی كه شركت با آنها ارتباط دارد، ناشی می‌شوند. از آن جمله می‌توان به رابطه با مشتریان، رابطه با تأمین‌كنندگان،‌ رابطه با رقبا،‌رابطه با نهادهای اجتماعی و اقتصادی،‌ رابطه با سیستم‌های پولی و مالی و نیز رابطه با تصمیم‌گیران اقتصادی و سیاسی (كه در حوزه سرمایه رابطه‌ای قابل بحث هستند) اشاره كرد، كه می‌توانند منبع مزیت رقابتی برای شركت باشند. به عنوان مثال، در بیشتر بازارهای صنعتی فعالیت‌های ایجاد اعتماد با شبكه های تأمین (مانند تأمین شرایط حمل و كیفیت مورد انتظار) و نیز ایجاد معاهدات با مشتریان بسیار حائز اهمیت بوده و برای حفظ موقعیت رقابتی شركت در صنعت ضروری است. این بدان معنی است كه نه فقط بخش اعظمی از قابلیت‌های مورد نیاز شركت از روابط با افراد و موجودیت‌های خارج از شركت ناشی می‌شود،‌ بلكه ایجاد قابلیت‌های ضروری در سطح وسیع در متن این روابط صورت می‌گیرد. در برخی موارد شركت می‌تواند از طریق بهره‌برداری از منابع تأمین‌كنندگان اصلی و مشتریان به قابلیت‌های كلیدی دست یابد و در برخی موارد فعالیت‌های هماهنگی بین شركاء كسب و كار به این معناست كه وابستگی‌های متقابل بین منابع اداری، بازاریابی،‌تولید و … بازسازی شده و سازگاری بهتر و بیشتری بین سازمان و همكاران مجازی آن ایجاد می شود كه نتیجه آن تغییرات محتوایی عمیق در محصولات، سیستم‌های تولید و نیز فرایندهاست،‌كه به نوبه خود زمینه‌های رقابت‌پذیری شركت را بیش از گذشته فراهم می‌آورند.
عکس مرتبط با اقتصاد
د ـ مزیت‌های رقابتی قلمرو محیطی: سازمان‌ها در محیط فعالیت می‌كنند و عوامل محیطی آن‌ ها را احاطه كرده است و مستقیماً بر عملكرد آنها تأثیر می‌گذارد. به بیان دیگر، سازمان‌ها عوامل موردنیاز را از محیط تأمین كرده و در مقابل محصولات و خدمات خود را به محیط عرضه می‌كنند،‌ ضمن اینكه سازمان به مثابه موجود زنده برای ادامه حیات نیازمند شریان‌های حیاتی محیطی است. به علاوه محیط به عنوان منبع فرصت ها و تهدید‌ات نقش عمده‌ای در موفقیت یا شكست سازمان‌ها ایفاء می‌كند، مخصوصاً در شرایط جهانی وی‍ژگی‌های محیط‌های ملی شركت‌ها می‌توانند نقش بسیار مؤثری در كسب مزیت رقابتی یا از بین رفتن مزیت رقابتی سازمان‌های ملی ایفاء كند. به طور كلی می‌توان عوامل محیطی را در پنج طبقه كلی عوامل قانونی و سیاسی، اقتصادی،‌ فرهنگی و اجتماعی، تكنولوژیكی و ساختار صنعت قرارداد. بحث درباره رقابتی شدن یک شركت واقعاً همه‌روزه، نه‌تنها بین مدیران، بلكه بین دانشگاهیان،‌ سیاستمداران و سایرین انجام می‌شود. لكن با وجود اهمیت‌اش،‌ این بحث معمولاً بسیار ساده در نظر گرفته شده است. به نظر می‌رسد كه بسیاری از افراد به طور صحیح نمی‌دانند كه فرایند رقابت بین شركت‌ها واقعاً چگونه است. اگر شركتی بخواهد مزیت رقابتی ایجاد كند،‌ ابتداء باید منابع معین مزیت رقابتی را توسعه دهد. به محض اینكه آن شركت دارای چنین منابعی شود و آگاه گردد چگونه آنها را به صورت یک شكل مزیت رقابتی انتقال دهد،‌ می‌تواند به صورت منطقی انتظار داشته باشد كه موفق خواهد شد. ادبیات علمی معمولاً دو شكل اساسی مزیت رقابتی را مورد بحث قرار می‌دهد، كه عبارتند از قیمت‌های (هزینه‌های) پایین‌تر و تمایز از رقبا؛ ضمن اینكه چهارمكتب اساسی درباره منابع مزیت رقابتی وجود دارند كه عبارتند از: مكتب سازمان صنعتی،‌ مكتب مبتنی بر منابع،‌ مكتب مبتنی برقابلیت و مكتب مبتنی بر دانش. قبل از اینكه به تشریح اشكال و مكاتب مزیت رقابتی پرداخته شود، بهتر است پیشینه نظری آنها مورد بحث قرار داده شود (Adcock, 2000).
2-2-5- مكاتب مزیت رقابتی
همانطور قبلاً ذكر شد،‌ چهار مكتب فكری در مورد منابع رقابتی یک شركت وجود دارند:
مكتب سازمان صنعتی: در این مكتب، حداقل دو دیدگاه مختلف در مورد خاستگاه مزیت رقابتی وجود دارد. از یک طرف،‌ طرفداران مكتب كلاسیک سازمان صنعتی (Mason, 1939) ادعا می‌كنند كه یک شركت نه می‌تواند بر شرایط صنعت تأثیربگذارد و نه بر عملكرد خودش (Lado, Nancy & Peter, 1992). در این مكتب، مزیت رقابتی ناشی از منابع بیرونی (یعنی آن توسط ویژگی‌های محیط تعیین می‌شود) است،‌ نه منابع درونی. منابع بیرونی،‌ بویژه،‌ عبارتند از پارامترهای ساختاری صنعت،‌ مثل قدرت چانه‌زنی تأمین‌كنندگان یا خریداران؛ تهدید رقبا، محصولات یاخدمات جدید؛ و رقابت موجود در درون صنعت (Porter, 1980). به علاوه، حداقل برای آن شركت‌هائی كه عمدتاً با رقبای خارجی رقابت می‌كنند،‌ منابع بیرونی همچنین شامل ویژگی‌های اساسی ملت (یعنی اقتصاد ملی)،‌ از جمله شرایط تقاضای محلی،‌ شرایط عاملان محلی، صنایع مرتبط و حمایتی در چارچوب رقابت اقتصادی و محلی است (Porter, 1979). از طرف دیگر، یک چارچوب اصلاحی پیشرفته توسط یک گروه جدید از محققان مكتب سازمان صنعتی وجود دارد كه مشخص می‌سازد كه شركت‌ها تأثیر خاصی بر رابطه بین ساختار صنعت و عملكرد یک شركت دارند (Hansen & Birger, 1989). طبق نظر پورتر (1981) برخی پارامترهای اساسی صنعت وجود دارند كه، در درون ای
نها، انقلاب صنعتی بسته به انتخاب‌های استراتژیكی كه شركت‌ها واقعاً انجام می‌دهند، می‌تواند مسیرهای بسیاری را انتخاب كند. پورتر (1979) بر این باور است كه انتخاب استراتژیک یک شركت در رابطه با نیروهای رقابتی در صنعت در برگیرنده تعیین موقعیت یک شركت است،‌ به طوریكه قابلیت‌هایش بهترین دفاع را در برابر نیروهای رقابتی فراهم كنند،‌ و بر توازن نیروهای رقابتی و یا تغییرات قابل پیش‌بینی و قابل بهره‌برداری در آن عواملی كه زیربنای نیروهای رقابتی قرار می‌گیرند، تأثیر بگذارند (Porter, 1979).
مكاتب مبتنی بر منابع،‌ مبتنی بر قابلیت و مبتنی بر دانش (در مقایسه با مكتب سازمان صنعتی) همگی بر منابع داخلی مزیت رقابتی تأكید دارند. این بدین معنی است كه مزیت رقابتی به طور فعالانه‌ای توسط شركت‌ها از طریق انباشت منابع،‌قابلیت‌ها و دانش منحصر به فرد ایجاد می‌شود.
مكتب مبتنی بر منابع: این مكتب تا حد زیادی بر «دیدگاه مبتنی بر منابع شركت» تأكید دارد (Penrose, 1980). این دیدگاه تا حد زیادی بر درك منابع یک شركت، كاربردهایشان برای عملكرد شركت و همچنین، بر رابطه با تهدیدها و فرصت‌های محیطی تمركز دارد. (Barney, 1996). براساس مكتب مبتنی بر منابع، مزیت رقابتی یک شركت می‌تواند در نتیجه منابع آن ایجاد شود (Hunt, 1996). ‌آنجائیكه آنها برخی از شرایط مهم را محقق می‌كنند، مثل ارزش، عدم تجانس،‌كمیابی، پایداری،‌ تحرك ناقص،‌ جانشین پذیری،‌ تقلید پذیری ناقص و محدودیت‌های مورد انتظار در برابر رقیب (Cater, 2000). ادبیاتی كه منابع مزیت رقابتی را مورد بحث قرار می‌دهد معمولاً منابع یک شركت را به متغیرهای فیزیكی، مالی، انسانی و سازمانی طبقه‌بندی می‌كند. (Barney, 1996). نویسندگان دیگری كه ترجیح می‌دهند از یک طبقه‌بندی متفاوت استفاده كنند همچنین منابع یک شركت را به صورت عوامل ملموس یا عوامل ناملموس طبقه‌بندی می‌كنند (Michalisin et al, 1997). همه منابع مهم هستند،‌ اما ادبیات، منابع انسانی و سازمانی (یعنی ناملموس) را تا حدی مرتبط‌تر در ایجاد مزیت رقابتی یک شركت در نظر می گیرد. (Zupan, 1996). منابع یا عوامل ناملموس مزیت رقابتی در حوزه بحث سرمایه فكری قرار می‌گیرند.
مكتب مبتنی بر قابلیت: طرفداران مكتب مبتنی بر قابلیت ادعا می‌كنند كه مزیت رقابتی یک شركت ناشی از قابلیت‌ها/ شایستگی‌هایش است (Collis, 1991). نویسندگان مختلف از نظریات مختلفی برای توصیف منابع مزیت رقابتی مبتنی بر قابلیت استفاده می‌كنند. معروف‌ترین نظریات موجود در ادبیات علمی مربوطه عبارتند از: مهارتهای محوری (Tampoe, 1994)؛ قابلیت‌های سازمانی (Collis, 1994)؛ سرمایه سازمانی (Prescott and Visscher, 1980)؛ قابلیت‌های پویا (Eisenhardt and Martin, 2000)؛ و شایستگی‌های محوری (Leonaed-Barton, 1982). شركت‌هائی كه در جستجوی ایجاد مزیت رقابتی‌شان بر مبنای قابلیت‌ها هستند بایستی بر فرایندهای كسب و كار كلیدی، تغییر فرایندهای كلیدیشان به صورت قابلیت‌های استراتژیک و سرمایه‌گذاری‌های استراتژیک در حمایت از این قابلیت‌ها تمركز كنند. قابلیت‌هایی كه براساس آنها مزایای رقابتی می‌‌توانند ایجاد شوند باید در سراسر شركت توسعه یابند، بنابراین حامی هر نوع استراتژی مبتنی بر قابلیت باید مدیر ارشد اجرایی باشد (Stalk et al, 1992). در ادبیات، قابلیت‌ها عمدتاً به صورت متغیرهای مدیریتی، مبتنی بر داده، پردازشی و مبتنی بر ستاده طبقه‌بندی می‌شوند (Lado et al, 1992). به طور واضح، قابلیت‌ها مزیت رقابتی ایجاد نمی‌كنند اگر آنها به آسانی (تقلیدپذیر) توسط رقبا محقق شوند. بنابراین، منابع بالقوه مزیت رقابتی عبارتند از آن قابلیت‌هایی كه دستیابی به آنها دشوار است؛ بدین معنی كه آنها باید پیچیده (Bartmess and cerny, 1993)،‌ پراكنده در سراسر شركت و مبتنی بر همكاری بسیاری از افراد یا تیم‌های كاری در درون شركت باشند (King, Fowler & Zeithaml, 2001).
علاوه بر مطالعاتی كه بر تأثیر دانش بر رقابتی شدن و عملكرد یک شركت تمركز دارند، مطالعاتی كه مدیریت دانش را مورد بحث قرار می‌دهند می‌توانند همچنین در ادبیات یافت شوند. این مطالعات می‌توانند به سه گروه تقسیم شوند. تأ‌كیر اولین گروه نویسندگان تمركز بر اهمیت مدیریت دانش برای بهبود فرایند و تكنولوژی است (Demarest, 1997). گروه دیگر مقالات منتشر شده پیشی می‌گیرند از این عقیده كه مدیریت دانش برای بهبو د فرایندها و تكنولوژی یک شركت مورد نیاز است و مدیریت دانش را با بهبود عملكرد مالی یک شركت، بویژه بهبود سودآوری (Cappel & Boone, 1995) ، بهره‌وری (Dyer & Nobeoka, 2000) ؛ ارزش افزوده هریک از كاركنان (Cater & Alfirevic, 2003)؛ و جریانات نقدی پیوند می‌دهد (Demarest, 1997). سرانجام، در گروه سوم نویسندگانی وجود دارند كه باور دارند كه مزایای سیستم‌های موفق مدیریت دانش تنها به بهبود عملكرد مالی یک شركت كمك نمی‌كنند بلكه همچنین در ایجاد و تقویت مزیت رقابتی یک شركت (Subramaniam & venkatraman, 1998) كه به آسانی نمی‌توانند تقلید شوند كمك می‌كنند.
2-2-6- استراتژی‌های محوری رقابتی: از دیدگاه پورتر
از دیدگاه پورتر (1985)،‌ همانطور كه در شكل زیر مشاهده می‌شود، دو نوع اساسی مزیت رقابتی، كه یک شركت می‌تواند داشته باشد، عبارتند از: قیمت پایین و تمایز. این دو مزیت با «قلمرو» عملیات یک شركت برای ایجاد «سه استراتژی محوری برای تحقق عملكرد عالی در یک صنعت: رهبری هزینه، تمایز و تمركز» تركیب می‌شوند.

 


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *