تحریف در مسیحیت:/پایان نامه درمورد معنویت در محیط کار

 تحریف در مسیحیت

همه ی دانشمندان قبول دارند تنها دینی که متن آسمانی دارد، دین اسلام است. فرض بگیریم ما به جای قرآن، تاریخ طبری یا سیره ی ابن هاشم و مانند اینها را داشتیم، آن وقت وضعیت ما مانند مسیحیت بود. با این تفاوت که ابن هشام از یک واقعیت گزارش می دهد، ولی نویسنده انجیل آنها، از مکاشفه ی خودش گزارش می کند. از سوی دیگر مسیحیت قائل به تثلیث بوده و برای خدای متعال سه اقنوم در نظر گرفته اند و عیسی را تجلی و تجسم خدا بر روی زمین می دانند. ضدیت این مساله با عقل به گونه ای است که اعتراف برخی از دانشمندان مسیحی را مبنی بر مخالفت با عقل به دنبال داشته است، به گونه ای که برخی از عالمان مسیحی می گویند : قضیه تجسد، قضیه ایست که با عقل و منطق و حس و ماده و مصطلحات فلسفی تناقض دارد، ولی ما تصدیق می کنیم و ایمان داریم که ممکن است اگر چه معقول نباشد، اعتقاد به گناه ذاتی و آموزه ” فداء” از دیگر اعتقادات باطل و خرافی مسیحیان است ” مطابق این اعتقاد، نژاد انسانی وارث گناه آدم است و انسان ها نه به خاطر بدی اعمال خودشان، بلکه تنها بدین دلیل که از تبار آدم اند ذاتاً گناه کار به دنیا می آیند و مقصود از گناه ذاتی آن است که انسانها بدون ترس از خدا، بدون تکیه بر او و با میل شهوانی متولد می شوند.  در همین رابطه توماس آکویناس چنین می گوید : ” گناهی که با آن زاده شده ایم بر ما سه اثر به جای می گذارد، نخست؛ روح ما را آلوده می سازد، ما تمایلی فطری به گریز از خدا داریم و می کوشیم تا خودمان را به شیوه های خلاف عقل و قانون الهی ارضاء و امتناع کنیم.  دوم؛ ما اسیر شیطان، زاده شده ایم … ” این در حالی است که از دیدگاه اسلام انسان با ذاتی پاک و فطرت الهی متولد شده است، آفرینش او به گونه ای است که به شناخت خدا و پرستش او تمایل دارد. آدمیان با کمک و راهنمایی فطرت الهی خود و نیز با ارشاد انبیا و کتب آسمانی قدرت می یابند مسیر هدایت الهی را تشخیص داده و با غلبه نمودن بر هواهای نفسانی و شیطانی خود رابه کمال و مقصود برسانند . بدعت ها و انحرافات موجود در آیین مسیحیت که برخی از آنها اشاره شد  بر مبنای روایات اهل بیت، تحریفاتی است که توسط شخصی به نام پولس در مسیحیت راستین به وقوع پیوسته است. پولس را دومین موسس آیین مسیحی می دانند او که زمانی از مخالفین حضرت عیسی بود و برای آزار و اذیت شاگردان و پیروان اولیه عیسی تلاش می کرد، ناگاه؛ با ادعای مکاشفه، توبه کرد و به تبلیغ آیین مسیحیت پرداخت، اما مسیحیتی که او آن را تبلیغ می کرد، آیینی ابداعی و التقاطی بود که خود پولس از آمیختن افکار گوناگون یونانی، یهودی، مصری و … به وجود آروده بود . هر چند که مولف کتاب “کلام مسیحی” در مقام دفاع و تنزیه پولس برآمده است، ولی آنچه که ایشان مکتوب داشته اند بیش از آنکه پولس را جایگاهی رفیع بخشد، ناخواسته و به طور ضمنی حقیقت و ادعای ما را ثابت کرده است؛ چرا که برای دفاع از پولس در صدد کوچک شمردن حواریون حضرت عیسی برآمده و بدون اینکه پولس از حواریون باشد او را نسبت به حواریون برتری بخشیده است او چنین می نویسد : ” به عقیده مسیحیان، پولس، بزرگترین الهیات شناس عهد جدید است. شگفت آور است که وی با آنکه در طول زندگی خود با مسیح ملاقات نکرده است، مهم ترین مفسر زندگی و کارهای عیسی شناخته شده است.. وی دانشمندی بود که کتاب های مقدس یهود را آموخته و در شریعت آنان تخصص داشت؛ ولی حواریون دوازده گانه و سایر شاگردان مسیح ماهیگیرانی ساده دل بودند. علاوه بر این پولس در شهر بزرگ شده بود و در نتیجه؛ توانایی آن را داشت که پیام عیسی را در سطح فهم مردم شهر های بزرگ امپراتوری روم نقل کند. ” معنویتی که بخواهد از چنین منابعی نشأت بگیرد دارای انحرافات بسیاری می شود. این فرق اساسی بین معنویت در اسلام و مسیحیت است. یعنی معنویت به معنای سنتی آن، با توجه به ارزش منابع مسیحیت قابل قبول نیست و احیانا مخالف عقل است و نمی تواند طالب کمال را به سر منزل مقصود برساند. به قول یکی از اندیشمندان : ” من نمی دانم معنویت چگونه می تواند از دایره عقل بیرون باشد یا خلاف عقل باشد یعنی معنویتی داشته باشیم که خلاف عقل باشد … آیا معنویتی که ضد عقل است و با عقل تناقض دارد معنویت است، بنده چنینی معنویتی را نمی شناسم ” . مباحثی مانند ترک دنیا، عزلت گزینی و … تعابیری  انسانی از معنویت است. انحرافاتی است که از همین جا سرچشمه گرفته است. البته باید توجه داشت که این هم (انحرافات و بدعت ها) با رستگاری برخی از پیروان این آیین، مادامی که انتخاب آنها از جهل باشد و در این امر مقصر نباشند (جاهل قاصر باشند)، منافاتی ندارد. این حقیقت که، عده ای از پیروان آیین مسیحیت همانند مسلمانان خواهان کمال، حیات روحانی و قرب به خدای متعال هستند را می توان در کردار و گفتار برخی از ایشان مشاهده کرد .