تحقیق – تاثیر قابلیت مقایسه ی صورت های مالی بر توانایی بازده جاری سهام در پیش …

1- اثر انتشار پیشبینی، تحقیقات نشان میدهد در محیطهایی که انتشار پیشبینی اختیاری است؛ مدیران هنگامی سود را پیشبینی میکنند که انتظار آنها از عملکرد آیندهی شرکت متفاوت از انتظار سرمایهگذاران باشد. به عبارت دیگر، هنگامی که عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیریت و بازار وجود دارد.
2- دقت پیشبینی، مدیران هنگامی که تصمیم میگیرند پیشبینی سود منتشر کنند، سطحی از دقت را براساس مقایسهی منافع انتشار پیشبینی دقیق با هزینههای انتشار آن انتخاب میکنند.
3- اثر تکرار پیشبینی، تکرار پیشبینی سود میتواند در واکنش بازار به پیشبینیهای مدیریت نقش ایفا کند. هنگامی که مدیران با ارائهی پیشبینیهای قبلی دقیقتر و مکررتر مشهور شدند؛ واکنش سرمایهگذاران به پیشبینیهای آنها شدیدتر میشود.
4- اثر افق پیشبینی (بلندمدت یا کوتاهمدت)، مدیران میتوانند با افقهای مختلف به ارائهی پیشبینی بپردازند. مدیران ممکن است به صورت بلندمدت پیشبینی کنند تا هزینه سرمایه را کاهش دهند یا پیشبینی کوتاهمدت بدهند تا انتظارات بازار یا تحلیلگران را به سطح قابل قبولی برسانند(رحمانی و همکاران،1391).
2-2-11 نگرانی مدیران در مورد پیشبینی و گزارشهای فصلی سود
پیشبینی سود یک افشای داوطلبانه است و مدیران نگاه قابل توجهی دارند زمانی که این پیشبینیها را منتشر میکنند. آنها به طور مکرر و دقیق افق پیشبینیهایشان را انتخاب میکنند و این انتخابها میتواند بر توانایی بازار در تفسیر پیشبینیها تاثیر بگذارد و پیامدهای پیشبینی در قیمت جاری سهام منعکس میشود. به عبارت دیگر ویژگیهای پیشبینی به سرمایهگذاران کمک میکند تا ارتباط بین پیشبینی و سودهای آتی را بهتر بفهمند و به آنها اجازه میدهد بر اساس آن اوراق بهادار را قیمتگذاری کنند.
نگرانی در مورد نتایج انگیزهی مدیران از گزارش سودهای فصلی در تجارت عادی به نظر میرسد. مخالفان گزارش فصلی ادعا میکنند که پیشبینی مضر است به دلیل فشاری که مدیران برای پیشبینیهایشان متحمل میشوند. زیرا بازار فرض میکند که یک شرکت ضعیف عمل میکند زمانی که پیشبینی از دست رفته است. سرمایهگذاران اعتماد خود را از دست میدهند و مدیران به خاطر ارائهی پیشبینیها زیر فشار شدید هستند. مخالفان همچنین معتقدند که ارائهی سودهای فصلی هدفمند برای مدیران هزینهبر است. هزینهها شامل تلاش هدر رفته برای آمادهسازی پیشبینیها، غفلت از فرصتهای رشد بلندمدت، واکنش بالای سرمایهگذاران به پیشبینیهای از دست رفته، تشویق برای خصوصیسازی شرکتها برای امتناع از فشار در آمادهسازی گزارشها، گمراه کردن از طریق مدیریت سود و فشار مداوم برای به روز کردن اطلاعات منتشر شدهی گذشته است(چوی و همکاران، 2010).
طرفداران گزارشهای فصلی در مقابل اعلام کردند که عدم ادامهی گزارشهای فصلی هدفمند فشار مدیریت را حذف نمیکند زیرا تجزیه و تحلیلهای پیشبینی سود همچنان ادامه خواهد داشت تا این که بر انتظارات سرمایهگذار تاثیر بگذارد. همچنین حذف گزارشهای فصلی توانایی مدیریت را در تصحیح پیشبینیهای نامناسب تحلیلگران کاهش میدهد. چون تقریبا نیمی از شرکتهای جامعه به طور سیستماتیک گزارشهای فصلی را منتشر میکنند و حذف گزارشهای فصلی بر بیشتر شرکتها تاثیر خواهد گذاشت. پیشبینیها ممکن است به دو صورت فصلی یا سالانه باشد، پیشبینیهای فصلی مورد انتقاد قرار گرفتهاند ولی پیشبینیهای سالانه به طور کلی مفید هستند(چوی و همکاران، 2010).
2-2-12 بازده سهام
امروزه اطلاعات مالی، ابزار راهبردی مهمی در تصمیمگیری اقتصادی محسوب میشود و بدون شک کیفیت تصمیمات نیز بستگی به صحت، دقت و بههنگام بودن اطلاعات دارد. در بازارهای مالی، اطلاعات میتوانند به صورت نشانهها، علایم، اخبار وپیشبینیهای مختلف از داخل یا خارج شرکت گزارش و در دسترس سهامداران قرار گیرد و موجب ایجاد واکنش و در نتیجه تغییراتی در قیمت سهام شود. واکنشهای بازار سهام به اطلاعات، متفاوت است. در برخی موارد واکنش افراد عقلایی نیست و موجب نابهنجاریهایی از جمله افزایش یا کاهش بیش از حد قیمتها میشود. واکنش بیش از اندازه یا کمتر از اندازه، زمانی رخ میدهد که افراد با توجه به اطلاعات جدید، قیمت سهام را بیشتر یا کمتر از ارزش ذاتی آن تعیین میکنند. اگر چه بازار پس از گذشت زمان به اشتباه خود پی میبرد و به حالت تعادل بر میگردد اما این رفتار اقتصادی، نوعی رفتار غیرعقلایی در بازار محسوب میشود که شاید بتوان آن را نوعی واکنش منطقی نسبت به عدم اطمینان سرمایهگذاران تلقی کرد. همچنین یکی از اهداف حسابداری فراهم آوردن اطلاعات برای سرمایهگذاران و تحلیلگران برای کمک به آن ها در پیشبینی بازده سهام شرکتها است. بررسی عوامل تعیینکنندهی تغییرات بازده سهام میتواند سبب بهبود تصمیمگیری سرمایهگذاران و تخصیص بهینهی منابع شود. در واقع با مشخص شدن عوامل تعیینکنندهی بازده سهام، ذهنیت سرمایهگذاران در خصوص عوامل موثر بر تغییرات بازده سهام اصلاح خواهد شد. لذا با عنایت به این که ارزیابی بازده سهام شرکتهای مختلف مهمترین مساله پیشروی سرمایهگذاران در بازار سرمایه محسوب میشود. از مهمترین اقدامات در حوزهی سرمایهگذاری، تخصیص بهینهی منابع و کسب حداکثر بازدهی است. از این رو، پژوهشگران همواره در جستجوی عوامل تاثیرگذار بر بازده سهام هستند. برای تشریح رفتار بازده سهام، از مدلهای مختلفی استفاده )، مدل CAPM شده است؛ از جملهی این مدلها، مدل تک عاملی قیمتگذاری داراییهای سرمایهای[12] ( )

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

ICAPM سه عاملی فاما و فرنچ، مدل آربیتراژ و مدل قیمت گذاری داراییهای سرمایهای چند دورهای[13] ( است. از معروفترین و قدیمیترین این مدلها، مدل قیمتگذاری داراییهای سرمایهای است. ولی نتایج پژوهشهای باسو(1997)، فاما و فرنچ(1992)، اسلون(1996) و برادشو(2006) حاکی از این است که متغیرهایی نظیر اندازه، نسبت سود به قیمت سهام، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار، اقلام تعهدی و تامین مالی خارجی، بازده سهام را بهتر از مدل قیمتگذاری داراییهای سرمایهای نشان میدهد. این موارد با عنوان نابهنجاریهای بازار در ادبیات معاصر مطرح است. از جملهی نابهنجاریهایی که در سالهای اخیر در بازار سرمایه مطرح شده، نابهنجاری اقلام تعهدی ( اثر اقلام تعهدی بر بازده آتی سهام ) و نابهنجاری تامین مالی خارجی ( اثر تامین مالی خارجی بر بازده آتی سهام ) است(هاشمی و جلالی مقدم، 1392).
پیشبینی بازده سهام بازار مورد علاقهی شدید سرمایهگذاران و دانشگاهیان است. روش معمول برای پیشبینی بازده سهام با نسبتهای ارزیابی متنوع نسبت سود پرداختی سهام به قیمت سهام و نسبت سود سهام به قیمت سهام است. زمانی که سایر موارد دیگر ثابت باقی بماند نسبت ارزیابی بالاتر نسبت تنزیل بالایی را مشخص میکند که آن هم بازده مورد انتظار بالایی دارد. به طور کلی اگر موارد دیگر ثابت نباشد وسعت رویدادهای اقتصادی بر بازده مورد انتظار آتی سهام تاثیر میگذارد که ممکن است بر جریانات وجوه نقد آتی مورد انتظار تاثیر بگذارد. در موارد پویا، عملکرد سهام یک تابع تکراری از بازده سود پرداختی سهام و میانگین وزنی نسبت رشد سود پرداختی مورد انتظار آتی سهام است. کمپل و شیلر[14] (1988)، بنسل و لوندبلاد[15](2002)، بکشی و چن[16] (2005)، لتو و لودویگسون[17] (2005)، بینسبرگن و کویجن[18] (2010)، لاسردا و سانتا-کلارا[19] (2010)، فریرا و سانتا-کلارا[20] (2011)، همگی مدل سری های زمانی، سود سهام پرداختی تاریخی و اطلاعات سود را برای تخمین نسبت رشد سود پرداختی مورد انتظار آتی سهام استفاده کردهاند. اخیرا گلز[21](2014) عوامل نسبت رشد سود پرداختی را به طور مستقیم در بازارهای اشتقاقی بکار برد(دا و همکاران،2015).
با توجه به رابطهی ارزش فعلی، بازده مورد انتظار بلندمدت سهام، عملکرد سهام برابر مجموع نسبت سود سهام به قیمت سهام و میانگین وزنی نسبت رشد سود پرداختی مورد انتظار آتی سهام است. دا و همکاران[22] عوامل رشد را بر اساس جهت فروش تحلیلگران نزدیک دورهی پیشبینی سود برای ترسیم عملکرد سهام بکار بردند. پیشبینی عملکرد سهام توسط آنها نشان داد که شاخص ماهانهی بازده سهام خوب است. پیشبینی عملکرد سهام زمانی بدتر میباشد که هر دوی نسبت سود پرداختی به قیمت و رشد به عنوان متغیرهای توضیحی جداگانه و بدون دخالت ارزش حال مرتبط در نظر گرفته شوند. ویژگی عملکرد سهام به عنوان اطلاعات اضافی عمل پیشبینی مدلهای بینسبرگن و کویجن(2010) و کلی و پروئیت[23](2013) را بهبود میبخشد(دا و همکاران،2015).
2-2-13 رابطهی بازده و قیمت سهام
در تحقیقات حسابداری از سه رویکرد توان پیشبینی، مرتبط با ارزش و محتوای اطلاعاتی برای مطالعهی قیمت و بازدهی سهام استفاده میشود. هر یک از سه رویکرد نقاط قوت و ضعفی دارند.
در رویکرد توان پیشبینی، رویداد یا متغیر مورد علاقه میتواند سود، قیمت سهام، ورشکستگی و عوامل نظایر آن باشد. مزیت این رویکرد در این است که بر توان پیشبینی رویدادهای مختلف به عنوان یک هدف صورتهای مالی تاکید دارد. ایراد این رویکرد مشخص نکردن مدل معین برای پیشبینی است. هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مالی در بیانیه شمارهی 1 نیز به این مهم تاکید نموده است.
در مطالعات رویکرد مرتبط با ارزش، متغیر وابسته قیمت است. مزیت این رویکرد آن است که برای مطالعهی قیمت سهام نیاز به یک بازهی رویداد (فاصلهی زمانی مشخص پیرامون وقوع یک رویداد معین) وجود ندارد. نقطهی ضعف این رویکرد ناشی از تعداد مدلهای ارزیابی است، که هر یک مقید به مفروضات خاصی است.
در مطالعات محتوای اطلاعاتی، متغیر وابسته بازده غیرعادی یا بازده خام است. این رویکرد عموما برای مطالعهی تاثیر یک رویداد خاص و واکنش بازار استفاده میشود.
رویکرد محتوای اطلاعاتی در مقایسه با دو رویکرد فوق ابزار قدرتمندتری است. زیرا برخلاف رویکرد مرتبط با ارزش، از یک بازهی کوتاه برای اندازهگیری اثر وقوع یک رویداد بر تغییرات قیمت استفاده میکند. عدم وجود یک مدل واحد برای اندازهگیری بازدهی غیرعادی و تعیین دورهی زمانی و عدم امکان کنترل رویدادهای همزمان با رویدادهای مورد مطالعه، نقاط ضعف این رویکرد است(ثقفی و شعری،1383).
2-2-14 رابطهی بازده و سود سهام
یکی از مهمترین راهنماییهای تحقیق بال و براون(1968)، شناخت و توضیح در مورد واکنشهای مختلف بازار به اطلاعات سود است. این موضوع ضریب واکنش سود نامیده میشود. ضریب واکنش سود بازده غیرمنتظرهی بازار را در واکنش به اجزای غیر منتظرهی سود گزارش شده اندازهگیری میکند. اسکات[24] در کتاب تئوری حسابداری مالی(2003) دلایل واکنشهای متفاوت بازار را به شرح زیر عنوان میکند:

حتما بخوانید :   منابع مقالات علمی :استفاده از صمغ فارسی به منظور کاهش جذب روغن ناگت مرغ سرخ شده و بهینه ...

  1. β ریسک سیستماتیک
  2. تداوم روند سودآوری
  3. کیفیت سود
  4. فرصتهای رشد
  5. ساختار سرمایه
  6. شباهت انتظارات سرمایهگذاران
  7. بار اطلاعاتی قیمت.

ضریب واکنش سود، واکنشهای مختلف بازار را به اطلاعات سود، به این ترتیب که یک ضریب واکنش سود بازده غیرمنتظرهی بازار را در واکنش به اجزای غیرمنتظرهی سود گزارش شده توسط شرکتی که اوراق را منتشر کرده است اندازه گیری میکند. پس در ضریب واکنش میباید دو متغیر بازده غیرعادی و سود غیرمنتظره تعریف گردد. در تعاریفی که از بازده غیرعادی ارائه شده است معمولا تفاوت بین بازده واقعی و بازده مورد انتظار مدنظر قرار گرفته و یا با این استدلال که بازده از فرآیند گشت تصادفی پیروی میکند و نیز به لحاظ اینکه به تازگی تحقیقات نشان داده است که β تعیین کنندهی خوبی برای بازده نمیباشد و به این ترتیب مدل قیمتگذاری داراییهای سرمایهای نمیتواند مدل خوبی برای محاسبهی بازده مورد انتظار باشد، لذا از تفاوت بین بازده واقعی سال جاری و سال قبل استفاده میکنند. برای محاسبهی سود غیرمنتظره نیز با استدلالی شبیه بالا از تفاوت بین سود سال جاری و سال قبل استفاده میشود(خوش طینت و فلاح جوشقانی، 1385).
بسیاری از افشاهای سودمند توسط مدیران به بازده این امکان را میدهد که بهتر در سودهای آتی منعکس شود و ویژگیهای افشا بر ضریب واکنش سود آتی تاثیر میگذارد. چوی و همکاران[25] نشان دادند که ضریب واکنش سود برای شرکتهایی که پیشبینیهای مکرر و دقیق دارند بالاتر است. و پیشبینیهای مکرر و دقیق به سرمایهگذاران در پیشبینی بهتر سودهای آتی کمک میکند. به ویژه پیشبینیهای فصلی و کوتاهمدت به تدریج ارتباط بین بازده و سودهای آتی را برای پیشبینیهای سالانه و بلندمدت افزایش میدهد. بنابراین حتی پیشبینیهای فصلی کوتاهمدت نیز به سرمایهگذاران این امکان را میدهد تا انتظارات بهتری در مورد سودهای آتی داشته باشند(چوی و همکاران، 2010).
بیور و همکاران[26](1980،1987)، کوتاری و اسلون[27](1992) و وارفیلد و ویلد[28](1992) نشان دادند که قیمت سهام، سود حسابداری را منعکس میکند. قیمت فعلی سهام، شامل اطلاعات سود جاری و اطلاعاتی در مورد سود آینده میباشد. بر این اساس، تحقیقات حسابداری شامل کولینس و همکاران[29] (1994) و لیو و توماس[30] (2000) سودمندی سود تحقق یافتهی جاری و نیز سود مورد انتظار آینده را بررسی کردند. سود آینده برای ارزیابی سهام حائز اهمیت است؛ زیرا قدرت توضیحی بازده سهام آن نسبت به سود جاری بیشتر است؛ همچنین سرمایهگذاران به احتمال زیاد وزن بیشتری به سود مورد انتظار آینده میدهند؛ زیرا سود حسابداری در انعکاس اطلاعات به دلیل قابلیت اتکا، عینیت، قابلیت اثبات و محافظهکاری، به موقع نیست. اما از طرفی سود مورد انتظار آینده مربوط به رویدادهای آیندهی شرکت است؛ لذا از عدم اطمینان بیشتری برخوردار است. در نتیجه سرمایهگذاران احتمالا از هر دو منبع اطلاعاتی استفاده میکنند(رحمانی و همکاران،1391).
براساس پژوهش رحمانی و همکاران(1391)، بین سودهای جاری و آینده با بازده سهام رابطهی معنیدار وجود دارد و قیمت سهام دربارهی سود آتی محتوای اطلاعاتی دارد.
2-2-15 رابطهی قابلیت مقایسه و ضریب واکنش سود
قابلیت مقایسه اندازهی ضریب واکنش سود را به دو روش تحت تاثیر قرار میدهد:
اولا، قابلیت مقایسه اطلاعات در دسترس سرمایهگذاران را افزایش میدهد. هاو و همکاران[31](2012) بیان میکنند که اطلاعات بیشتر در مورد معاملات و قضاوت در مورد عملکرد جاری شرکتها به سرمایهگذاران در تصمیم گیری در مورد عملکرد آتی شرکت کمک میکند، به طور مشابه زمانی که صورتهای مالی قابلیت مقایسه دارند یعنی از روشها، برآوردها و مفروضات حسابداری مشابه استفاده میکنند سرمایهگذاران اطلاعات بیشتری در مورد معاملات و قضاوتهای صورتهای مالی دارند. با استفاده از اطلاعات حسابداری قابل مقایسه، سرمایه گذاران شباهتها و تفاوتهای بین شرکتها را شناسایی میکنند(چوی و همکاران، 2013).
دوما، قابلیت مقایسه هزینههای دستیابی و انتشار اطلاعات را کاهش میدهد. بر اساس پژوهش دیفرانکو و همکاران[32](2011) زمانی که قابلیت مقایسه بین شرکتهای مختلف وجود دارد هزینهی دستیابی به اطلاعات توسط استفادهکنندگان برون سازمانی کمتر است. شرکتهایی که قابلیت مقایسهی بالایی دارند، تحلیلگران زیاد، دقت پیشبینی بالا و پراکندگی کمتر در پیشبینی دارند.