جستجوی مقالات فارسی – بهشت و جهنم در دیوان ناصر خسرو- قسمت ۸

  • عقل نهم = مأذون مطلق (فلک قمر)
  • عقل دهم = مأذون محدود (مادون فلک قمر) (محقق، ۱۳۸۲: ۱۹).
  • به طور کلی، اقدامات اسماعیلیان در جهت گسترش و تبلیغ فرقه‏ی خود را می‏توان به دسته‏های زیر تقسیم نمود:

    1. دعوت انفرادی و تشکیل هسته‏های متمرکز داعیان و ارتباط با عامه مردم.
    2. تألیف آثار کلامی و فقهی از سخنان امام فاطمی به عنوان بنیان‏های اعتقادی فرقه.
    3. تأسیس مدارس و مجامع علمی مانند جامع‏الازهر، با هدف تربیت داعیان و مبلغان دینی.
    4. راه‏اندازی مجالس وعظ و مناظرات علمی و دینی در بین عوام مردم.
    5. تبلیغ دیدگاه‏ها و اعتقادات فلسفی در میان عوام مردم.
    6. جذب شعرا و ادبایی که به دلیل داشتن کلامی تأثیر گذار بر مردم به بیان اصول اعتقادی این فرقه با زبانی ادبی می‏پرداختند (جان احمدی، ۱۳۸۸: ۲۴۱-۲۴۴).

    ۲-۸-۴ دیدگاه‏های دینی فرقه اسماعیلیه
    اصول اعتقادی اسماعیلیه در طول تاریخ حیات سیاسی و دینی آنان، دستخوش تغیر و تحولات متعددی شده که موجب تغییرات تدریجی در عقاید، فرهنگ و دیدگاه‏های این فرقه بوده است. «گاه دخل و تصرف داعیان و غلوکنندگان اسماعیلی نیز مزید بر علت شده، با نفوذ عقاید مبالغه‏آمیز جملگی بستر تحول اندیشه سیاسی اسماعیلیه را فراهم آورده‏اند. تطور عقیدتی اسماعیلیان چنان است که گاه از یک دوره تا دوره‏ی دیگر و از یک سرزمین تا سرزمین دیگر، تفاوت‏های اساسی پذیرفته است» (همان: ۱۹۰-۱۹۱).
    – اسماعیلیه در مورد خدا و صفات او نظری متفاوت با معتزله داشته است. معتزله برای خداوند صفاتی را برمی‏شمردند ولی خدای اسماعیلیه دارای هیچ‏گونه صفاتی نیست. «خدا بالاتر از جمال و کمال و وحدت و کثرت است. چون هرچه در عالم هست جزء متضادات است، خدا شبیه آن‏ها نیست و فوق متضادات است. وحدت و کثرت، نقص و کمال، وجود و عدم، علت و معلول، فاعل و مفعول، حیّ و غیرحیّ، عالم و جاهل و قادر و ناتوان متضادات عالم هستند و خدا برتر از این‏هاست … نه این‏که این صفات را دارا نیست، بلکه برتر از این‏هاست» (گروه مذاهب اسلامی، ۱۳۸۱: ۶۴-۶۵). همچنین اسماعیلیان، خداوند را وضع کننده قوانین دانسته و آورنده احکام و شرایع دینی را پیامبر می‏دانند. در اعتقادات اسماعیلیان، شش پیامبر ناطق وجود دارد که دوره‏ی هر یک از آن‏ها هزار سال است و آخرینشان پیامبر اسلام (ص) می‏باشد. به پیامبرانی که بین ظهور یک پیامبر ناطق تا پیامبر ناطق دیگر، می‏آمدند پیامبر صامت می‏گفتند.
    – اسماعیلیه، برای امام علی(ع) جایگاهی والا قائل هستند و او را بالاتر از امام می‏دانند و به او مقام وصی پیامبر(ص) را داده‏اند و به همین دلیل او را از سلسله‏ی امامان جدا کرده و امامت را از امام حسن(ع) آغاز نموده‏‏اند. «بنابر تعریف اسماعیلیه از مرجعیت دینی و این‏که هرگز زمین از وجود امام خالی نخواهد بود، و می‏بایست همواره امامی زنده و فعال در عرصه دینی وجود داشته باشد. این حضور جدی و کارآمد مستلزم این است که تمامی صفات و ویژگی‏های لازم از امام پیشین به امام بعدی منتقل شود و از آن‏جا که کمال امام در دیگری جز امام پدید نمی‏آید، هرگاه امام در گذر روح او به امام دیگری منتقل می‏شود، تا آن کمال در وی پدید آید. با این توضیح نزد اسماعیلیان، امامت معمولاً بالاترین مرجع جهان خاکی به شمار می‏آید» (جان احمدی، ۱۳۸۸: ۱۹۹-۲۰۰).
    – در فرقه‏ی اسماعیلیان، «علم و حکمت موهبتی است خداداد. این موهبت را خداوند به وسیله‏ی پیامبرانش برای مردم فروفرستاده است. خداوند شش پیامبر را که صاحب شریعت بودند، یکی از پی دیگری، به سوی مردم گسیل کرد. آن‏ها آدم، نوح، ابراهیم، موسی، عیسای مسیح، و محمد (ص) بودند. این پیامبران ناطق خوانده می‏شوند، زیرا با مردم سخن می‏گویند و بیان کننده و اعلام کننده‏ی شریعت، یعنی قانون ظاهر هستند که متضمن اوامر و نواهی، فرائض عبادی، و حدود شرعی است» (هالم، ۱۳۷۷: ۲۵).
    در کنار این پیامبران، نمایندگانی بودند که به عنوان وصی خوانده می‏شوند و احکام و قوانین را می‏دانند و آن را تنها به عده‏ی کمی آموزش می‏دهند تا برای عموم مردم بیان کنند. امامان، که خلفای فاطمی ادامه‏ی آن‏ها هستند، خزانه‏دار پیام‏‏های الهی هستند. «داعی، به عنوان معلّم، یکی از مشخص‏ترین وجوه دعوت اسماعیلی است. داعیان از همان آغاز نهضت، به اطراف و اکناف، به دور و نزدیک سفر می‏کردند تا بشارت دعوت را بپراکنند» (همان: ۲۶).
    – دیدگاه اسماعیلیه در مورد مرگ آن است که معتقد به دو مرگ یکی مرگ جسد و جسمانی و دیگری مرگ از یأس از ثوابی است که در فکر خود به آن می‏رسیده است. در مقابل نیز برای زندگی دو نوع زندگی، یکی زندگی نفس که با به دنیا آمدن در این دنیا برقرار می‏شود و دیگری زندگی برای روز قیامت و زندگی در آن جهان است.
    – در مورد برزخ به دو نوع برزخ معتقدند: ۱٫ برزخ محمود ]پسندیده[ ۲٫ برزخ مذموم ]نکوهیده[.
    برزخ محمود محل قرار گیری اهل حقّ است که پس از رهایی از عالم مادی وارد آن‏جا شده و تا روز قیامت در آن‏جا می‏مانند و برزخ مذموم محلی برای کافران و گناهکاران است تا از زمان مرگ جسمانی وارد آن برزخ شده و تا روز قیامت عذاب می‏کشند. به عالم برزخ «اعراف» نیز می‏گویند.
    – قیامت در فرقه‏ی اسماعیلی دارای سه معنای مختلف است: «۱٫انقضا و اتمام دوری از حرکت فلک ۲٫ تمام شدن شریعت هر ناطق و حدوث شریعت ناطق دیگر تا دردور سابع به زمان قیامت وارد شوند. ۳٫ رسیدن به درجه عقل و ب

    حتما بخوانید :   دسته بندی علمی - پژوهشی : شیوع افسردگی و ارتباط آن با الگوهای غذایی در زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی ...

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

    رداشته شدنِ تکلیف و اضمحلال سنن شرعی» (گروه مذاهب اسلامی، ۱۳۸۱: ۲۱۹).
    ۲-۸-۵ دیدگاه‏ فرقه اسماعیلیه در مورد بهشت و دوزخ
    در اعتقاد اسماعیلیه، معاد کاملا روحانی است و نه جسمانی و حتی تلفیقی از روحانی و جسمانی نیز نمی‏باشد. سجستانی در تحلیل این نظریه می‏گوید: «مراد شما از پذیرش این دیدگاه که خداوند انسان را با همان بدنِ متلاشی شده و اعضای از هم گسیخته بازمی‏گرداند، چیست؟ … خداوند می‏گوید: من بدن‏های ایشان را به بدن‏های دیگری تبدیل می‏کنم تا ]پیوسته[ عذاب بچشند؛ حال آن‏که بدن‏های دیگر گناه نکرده‏اند تا عذاب بکشند. پس از آن‏جا که نسبت دادنِ عذاب به بدن‏های گناه نکرده در تعارض با عقل و فطرت سلیم است، آیا بهتر نیست که بگوییم عقاب الهی به هویّت انسان تعلّق می‏گیرد که همان جوهر باقی است؟ امکان دارد که انسان را بدون استخوان و گوشتی که در زمان زندگی داشت مبعوث کند، سپس ثواب و عقاب را به آن جوهر باقی ]نفس و روح انسان[ برساند» (همان: ۲۰۷-۲۰۸). در توضیح این دیدگاه می‏توان اذعان نمود چون خداوند در قرآن فرموده است: «ما پوست‏های کافران را در جهنّم می‏ریزیم. سپس گوشت و پوستی جدید می‏رویانیم»؛ و چون آ« بدن جدید که ایجاد شده است دیگر گناه نکرده است و تمام گناهان توسط جسم قبلی انجام گرفته است پس دو حالت دارد؛ یکی این‏که خداوند جسمی از بنده را که گناه نکرده است، عذاب می‏دهد یا این‏که معاد به طور کامل روحانی است و جسم در آن دخالت ندارد.
    با توجه به این دیدگاه، خداوند انسان را بدون استخوان‏ها و پوست اولیه در قیامت محشور می‏کند و انسان با جوهر اولیه‏ی خود که همان روح اوست وارد بهشت یا دوزخ می‏شود و این تفکر ناشی از این‏است که اسماعیلیه، روح انسان را حقیقت انسانی می‏دانند و بدن را تنها وسیله‏ای برای گذران این دنیا می‏دانند. اعتقاد به معاد روحانی بودن انسان به اندازه‏ای در این فرقه عمیق و ریشه‏دار است که بسیاری از بزرگان اسماعیلی، در آثار و سخنان خود، اعتقاد به جسمانی بودن معاد را نکوهیده و آن را دلیلی بر عجز و ناتوانی ذات الهی می‏دانند.
    به داشتن چنین اعتقادی در مورد معاد و حضور انسان در عالم بالا، بهشت و جهنم نیز دارای تعریف و کیفیتی مشابه می‏گردد. «گفت‏وگو از ثواب آخرت همان سخن از نورانی شدن و اوج گرفتن به رتبه‏ی ملایکه مقرّب الهی و سخن از عقاب، سخن از انحطاط انسان به حالت‏های زشت و ناپسند شیطانی است که نتیجه‏اش دوره از کمالات و حسرت و ندامت ابدی برای روح بشر خواهد بود» (همان: ۲۲۱).
    در مورد معیارهای برخورداری از نعمت‏های بهشتی مراتبی را قایل می‏شوند:

    1. برتری داشتن فردی که دارای شریعت دین محمد(ص) است بر فردی که به دین دیگری از پیامبران معتقد است.
    2. مرتبه دوم تفاوت بین افرادی که تنها به شهادتین اکتفا نموده و گروهی به عبادت و انجام فرامین الهی می‏پردازند.
    3. سومین مرتبه‏ی مربوط به افرادی است که علاوه بر انجام فرایض، در مورد کیفیّت و شیوه‏ی انجام اعمال نیز همت بیشتری به خرج می‏دهد. مانند معماری که در کار ساختن خانه‏ای، مهارت بیشتری از خود نشان می‏دهد. بر همین اساس است که اسماعیلیه برای هر یک بهشت‏ها، کارکردی خاص را درنظر می‏گیرند که تنها گروهی از افراد خاص به آن بهشت می‏توانند راه‏یابند.

    فردوس، بالاترین بهشت است که تنها انسان‏هایی که جوهر هستی‏شان به مبدع الله متصل است به آن راه می‏یابند.
    خلد، مرتبه‏ی پایین‏تر از فردوس است و وعده این بهشت به متقین داده شده است. « قُلْ أَذَلِکَ خَیْرٌ أَمْ جَنَّهُ الْخُلْدِ الَّتِی وُعِدَ الْمُتَّقُونَ کَانَتْ لَهُمْ جَزَاء وَمَصِیرًا»؛ بگو آیا این [عقوبت] بهتر است‏یا بهشت جاویدان که به پرهیزگاران وعده داده شده است که پاداش و سرانجام آنان است (فرقان / ۱۵).
    جنان عدن: بعضی از مفسران گفته‏اند جنات عدن، وسط بهشت است که شامل باغ‏های بهشتی است اما به دلیل گستردگی زیاد گویی هر گوشه‏ای از آن بهشت مستقلی است.
    جنه المأوی: جنت المأوی محل پذیرایی بهشتیان است که اعمال صالح انجام داده‏اند.
    «اسماعیلیه لذّت‏های بهشت را مورد تأویل روحانی محض قرار می‏دهند و هیچ‏جایی برای لذّت‏های جسمی – با همه‏ی انواعش – باقی نمی‏گذارند» (گروه مذاهب اسلامی، ۱۳۸۱: ۲۳۳).
    ۲-۹ بهشت و دوزخ در ادب فارسی
    ادبـیّات‌ فارسی، بعد از اسلام، به شدت تحت تأثیر دستورات اسلامی قرار گرفت، به‏طوری‏که هر کتاب ادبی و عرفانی را که مطالعه کنیم به مفاهیم و جلوه‏های قرآنی و دینی در آن برمی‏خوریم. یکی از آن مفاهیم، اصل معاد و بازگشت به سمت خداوند است.
    مولوی در ابتدای مثنوی معنوی خود، خلاصه‏ای از زندگی انسان را به تصویر می‏کشد و می‏گوید: