سایت مقالات فارسی – بهشت و جهنم در دیوان ناصر خسرو- قسمت ۵

۲-۴-۶ عابدین
عابد کسی است که دائم به عبادت مشغول است، و یا لااقل وجهه اصلی همت او عبادت به معنای خاص کلمه است. عبادت راستین و واقعی آن است که انسان، میان محبت خداوند و بیم از وی وتذلل در برابر او و امید و چشم داشتن به رحمت‏های او زندگی کند.
۲-۵ توصیفاتی از بهشت
در مورد بهشت، توصیفاتی در مورد نعمت‏های داخل بهشت، وسعت آن، کسانی که در بهشت حضور دارند و … در قرآن و احادیث ذکر شده است که به پاره‏ای از آن‏ها اشاره می‏کنیم.
۲-۵-۱ نعمت‏های بهشت
اسلام معتقد به معاد جسمانی می‎باشد و اعمال انسان‏ها را به اعمال جوارحی و جوانحی تقسیم می‎کند و نعمات بهشتی را نیز به می توان به دو بخش تقسیم کرد:
۲-۵-۱-۱ نعمت‏های روحانی
نورانیت و صفای معنوی نوعی هدیه ملکوتی و اخروی است که باعث لذّت شدید روح و آرامش روان آدمی است. خاصیت اطمینان بخشی و روان درمانی حالات معنوی، آن‏قدر زیاد و قوی است که با هیچ شیوه درمانی روانشناسی یا دارویی یا تفریحی نمی‏توان به آن دست یافت.
برخی از نعمات روحانی عبارتند از:
رضایت طرفینی مخصوصاً رضایت پروردگار، همنشینی با انبیاء، شهدا و صالحین، امنیت، سلامتی، احترام دیدن، ایجاد محبت بین بهشتیان و…
در قران به برخی از این نعمت‏های روحانی اشاره شده است:
«أُوْلَئِکَ فِی جَنَّاتٍ مُّکْرَمُونَ»؛ آن‏ها هستند که در باغهایى [از بهشت] گرامى خواهند بود (معارج/۳۵).
« فَوَاکِهُ وَهُم مُّکْرَمُونَ »؛ [انواع] میوه‏ها و آنان مورد احترام خواهند بود (صافات/۴۲).
« لَّا یَسْمَعُونَ فِیهَا لَغْوًا وَلَا کِذَّابًا »؛ در آنجا نه بیهوده‏اى شنوند و نه [یکدیگر را] تکذیب [کنند] (نباء/۳۵).
«‏الَّذِی أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَهِ مِن فَضْلِهِ لَا یَمَسُّنَا فِیهَا نَصَبٌ وَلَا یَمَسُّنَا فِیهَا لُغُوبٌ»؛ همان [خدایى] که ما را به فضل خویش در سراى ابدى جاى داد در اینجا رنجى به ما نمى‏رسد و در اینجا درماندگى به ما دست نمى‏دهد (فاطر/۳۵).
«‏قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ یُوحَى إِلَیَّ أَنَّمَا إِلَهُکُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن کَانَ یَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا یُشْرِکْ بِعِبَادَهِ رَبِّهِ أَحَدًا»؛ بگو من هم مثل شما بشرى هستم و[لى] به من وحى مى‏شود که خداى شما خدایى یگانه است پس هر کس به لقاى پروردگار خود امید دارد باید به کار شایسته بپردازد و هیچ کس را در پرستش پروردگارش شریک نسازد (کهف/۱۱۰).
« وَنَزَعْنَا مَا فِی صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ إِخْوَانًا عَلَى سُرُرٍ مُّتَقَابِلِینَ»؛ و آنچه کینه [و شائبه‏هاى نفسانى] در سینه‏هاى آنان است برکنیم برادرانه بر تختهایى روبروى یکدیگر نشسته‏اند (حجر/۴۷).
« وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَمَسَاکِنَ طَیِّبَهً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَکْبَرُ ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ »؛ خداوند به مردان و زنان‌ با‌ ایمان باغ‌هائی از بهشت را وعده داده که نهرها از زیر درختان آن‏ها جاری هستند،جاودانه در آن خـواهند مـاند و مسکن‌های پاکیزه‌ای در بهشت نصیب آن‏ها ساخته و خشنودی‌ خدا‌ از‌ همه این‏ها بالاتر است و پیروزی‌ بزرگ‌ همین است‌ (توبه/۷۲).
«ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ذَلِکَ یَوْمُ الْخُلُودِ»؛ با سلامتی از هر‏گونه‌ بیماری‌ جـسمی و روانی وارد بهشت شوید (ق/ ۳۴).
« لَهُمْ دَارُ السَّلاَمِ عِندَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِیُّهُمْ بِمَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ»؛ برای آن‏ها خانه سلامت است و خدا دوستدار آن‏ها است برای کارهای‌ نیکی‌ که‌ انجام داده‌اند (انعام/۱۲۷).
«یَدْعُونَ فِیهَا بِکُلِّ فَاکِهَهٍ آمِنِینَ»؛ در آنجا هر میوه‏اى را [که بخواهند] آسوده خاطر مى‏طلبند (دخان/ ۵۵) در‌ بهشت‌ از هر نوع نعمتی کـه بخواهند برای آنان آماده و از هر خطری‌ در‌ ایمنی‌ هستند.
و در آخر می‎توان خاطرنشان کرد که این نعمات جاودانه می‏باشند، جاودانگی نعمات بهشتی خود عامل معنوی بزرگی است برای لذت بردن زیرا هر نعمت و لذتی اگر دوامی نداشته باشد خالص و ناب نخواهد بود و خداوند این امکان را برای بهشتیان میسر می‎کند تا به لذت کامل برسند و نسبت به آینده‏ی خود اطمینان داشته باشند.
۲-۵-۱-۲ نعمت‏های جسمانی
انسان در جهان مادی با لذات جسمانی انس بیشتری دارد، لذا خداوند در قرآن به لذات جسمانی نیز اشاره نموده است که برخی از آن‏ها شامل‏:
باغ‎هایی که نهرها از زیر درختانش جاری است، درختان خوشبو و سایه‎دار و انواع زینت‎ها، خادمان و غلامان.
غلمان نیز مانند حـور از مـخلوقات بهشتی است که‌ خداوند‌ برای‌ خدمتگزاری به بهشتیان خلق کرده است. «‏وَیَطُوفُ عَلَیْهِمْ غِلْمَانٌ لَّهُمْ کَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَّکْنُونٌ»؛ نوجوانانی همچون مرواریدهایی‌ در‌ صدف‌ گرداگرد بهشتیان گردش می‌کنند و هرلحظه‌ آماده‌ خدمتگزاری هستند (طور/ ۲۴).
«‏وَیُطَافُ عَلَیْهِم بِآنِیَهٍ مِّن فِضَّهٍ وَأَکْوَابٍ کَانَتْ قَوَارِیرَا»؛ در گرداگرد بهشتیان ظرف‌ها و قـدح‌های بـلورینی از نقره می‌گردانند‌ (دهر/ ۱۵).
«آیـه مبارکه سوره زخرف نیز اشاره به کاسه‌ها‌ و کوزه‌های زرین و طلایی دارد: یُطَافُ عَلَیْهِم بِصِحَافٍ مِّن ذَهَبٍ وَأَکْوَابٍ وَفِیهَا مَا تَشْتَهِیهِ الْأَنفُسُ وَتَلَذُّ الْأَعْ

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

یُنُ وَأَنتُمْ فِیهَا خَالِدُونَ (زخرف/ ۷۱) و در ادامه‌ آیه،‌ خدای سبحان تـمام نـعمت‌های بهشتی را در عبارتی کوتاه جمع می‌کند به‌گونه‌ای که‌ اگر‌ تمام‌ خلایق بخواهند انواع نعمت‌های بهشتی را توصیف کـنند نـمی‌توانند وصـفی پیدا کنند که این عبارت‌ شامل‌ آن نباشد چون می‌فرماید آنچه دل می‌خواهد و چـشم از آن لذت مـی‌برد‌ در‌ بهشت وجود دارد و چون ارزش واقعی نعمت به همیشگی بودن آن است در فراز‌ آخر‌ آیه‌ می‌فرماید: «شـما جـاودانه در آنـجا خواهید ماند» (شرکا، ۱۳۸۱ الف: ۱۶).
بهشتیان‌ با دستبندهایی از طلا و مروارید زینت می‌شوند و به آن‏ها لبـاس‌هایی از حـریر سبز می‌پوشانند.‌ «‏أُوْلَئِکَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ یُحَلَّوْنَ فِیهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَیَلْبَسُونَ ثِیَابًا خُضْرًا مِّن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَّکِئِینَ فِیهَا عَلَى الْأَرَائِکِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا»؛ آنانند که بهشت‏هاى عدن به ایشان اختصاص دارد که از زیر [قصرها]شان جویبارها روان است در آنجا با دستبندهایى از طلا آراسته مى‏شوند و جامه‏هایى سبز از پرنیان نازک و حریر ستبر مى‏پوشند، در آنجا بر سریرها تکیه مى‏زنند چه خوش پاداش و نیکو تکیه‏گاهى (کهف/ ۳۱).
گـرداگرد بهشتیان‌ قدح‌هایی‌ از شراب طهور را‌ می‌گردانند،‌ شرابی که سفید و درخشنده و لذّت‌بخش است و مـوجب فـساد و تباهی عقل‌ نمی‌شود. « یُطَافُ عَلَیْهِم بِکَأْسٍ مِن مَّعِینٍ* بَیْضَاء لَذَّهٍ لِّلشَّارِبِینَ* لَا فِیهَا غَوْلٌ وَلَا هُمْ عَنْهَا یُنزَفُونَ»؛ با جامى از باده ناب پیرامونشان به گردش درمى‏آیند* [باده‏اى] سخت‏سپید که نوشندگان را لذتى [خاص] مى‏دهد * نه در آن فساد عقل است و نه ایشان از آن به بدمستى [و فرسودگى] مى‏افتند (صـافات/ ۴۵-۴۷).
سفره عظیم خوردنی‌های الهی در‌ بهشت‌ بـیش از گـوشت تأکید بر میوه دارد که اشاره‌ای است به برتری‌ میوه‌ بر‌ گوشت و هشداری است برای انتخاب غذا در دار دنیا: « وَأَمْدَدْنَاهُم بِفَاکِهَهٍ وَلَحْمٍ مِّمَّا یَشْتَهُونَ»؛ ‌ با [هر نوع] میوه و گوشتى که دلخواه آنهاست آنان را مدد [و تقویت] مى‏کنیم (طور/ ۲۲).
در آیه کوتاه‌ دیگری‌ در سوره‌ رحمن‌ سـخن‌ از شـاخه‌های درخـتان دو بهشت است‌ و این‌که بر هـر شـاخه‌ای از هـر درخت، نوعی از میوه وجود دارد‌ و این شاخه‌ها هیچ‌وقت پیر و فرسوده‌ نشده و از طراوت‌ و زیبایی آن‏ها کاسته نمی‌شود: « ذَوَاتَا أَفْنَانٍ»؛ ‌ که داراى شاخسارانند (رحمان/ ۴۸).
در‌ آیه‌ دیگری سخن از‌ درختی‌ سبز و خوش‌رنگ و خوش‌بو‌ می‌رود که میوه‌ای شیرین و خوش‌طعم شبیه موز دارد. این درخت به‌گونه‌ای است کـه‌ سـاقه‌ و شـاخه‌هایش از میوه پوشیده شده‌ است:‌ « فِی سِدْرٍ مَّخْضُودٍ* وَطَلْحٍ مَّنضُودٍ»؛ در [زیر] درختان کنار بى‏خار* و درختهاى موز که میوه‏اش خوشه خوشه روى هم چیده است (واقعه/ ۲۸).
« وَفَاکِهَهٍ مِّمَّا یَتَخَیَّرُونَ * وَلَحْمِ طَیْرٍ مِّمَّا یَشْتَهُونَ»، و میوه‌هایی از هر نوع که مایل باشند، و گوشت پرنده از هر نوع که بخواهند (واقعه/ ۲۰ – ۲۱). «از آیه استفاده می‌شود که میوه بر گوشت مقدم است و ایـن به جهت آن است که میوه از نظر تغذیه بهتر و عالی‌تر است و به‌علاوه خوردن میوه‌ قبل‌ از‌ غذا علاوه بر این‌که خالی‌ از‌ لطف‌ نیست، برای سلامتی هم مناسب است. آیات بسیاری از قرآن کـریم اشـاره دارد به این‌که درختان بهشتی کاملاً در دسترس بهشتیان‌ قرار‌ داد‌ به طوری که به آسانی می‌توانند از هرگونه‌ میوه‌ای‌ شخصاً تناول کنند و این معنی درباره غذاهای دیگر بهشتی نیز مسلماً صادق است. نـکته قـابل‌ذکر دیگر این‌که در‌ مورد‌ میوه‌ تعبیر به یَتَخَیَّرُونَ یعنی «انتخاب می‌کنند» را می‌آورد و در‌ مورد غذا مِّمَّا یَشْتَهُونَ یعنی اشتها دارند را به کار می‌برد. بعضی خـواسته‌اند بـین آن دو تفاوت قائل‌ شوند؛‌ ولی‌ بـه نـظر می‌رسد این دو تعبیر ناظر به یک معنی است‌ و آن این است که بهشتیان هر نوع غذایی را بپسندند از سوی خدمتکاران در اختیارشان گذاشته می‌شود» (شرکا، ۱۳۸۱ ب: ۱۴-۱۵).
۲-۵-۲ باغ‏های بهشت
در تفاسیر برای بهشت هفت طبقه درنظر گرفته‎اند که خداوند در قرآن کریم به چند مورد از آن اشاره فرموده است:
بهشت فردوس«إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ کَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا* خَالِدِینَ فِیهَا لَا یَبْغُونَ عَنْهَا حِوَلًا» بى‏گمان کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏اند باغهاى فردوس جایگاه پذیرایى آنان است* جاودانه در آن خواهند بود و از آنجا درخواست انتقال نمى‏کنند (کهف/۱۰۷).
 بهشت خلد: «قُلْ أَذَلِکَ خَیْرٌ أَمْ جَنَّهُ الْخُلْدِ الَّتِی وُعِدَ الْمُتَّقُونَ کَانَتْ لَهُمْ جَزَاء وَمَصِیرًا» بگو آیا این [عقوبت] بهتر است‏یا بهشت جاویدان که به پرهیزگاران وعده داده شده است که پاداش و سرانجام آنان است (فرقان/۱۵).
بهشت عدن«أُوْلَئِکَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ یُحَلَّوْنَ فِیهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَیَلْبَسُونَ ثِیَابًا خُضْرًا مِّن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَّکِئِینَ فِیهَا عَلَى الْأَرَائِکِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا» نانند که بهشته
اى عدن به ایشان اختصاص دارد که از زیر [قصرها]شان جویبارها روان است در آنجا با دستبندهایى از طلا آراسته مى‏شوند و جامه‏هایى سبز از پرنیان نازک و حریر ستبر مى‏پوشند در آنجا بر سریرها تکیه مى‏زنند چه خوش پاداش و نیکو تکیه‏گاهى(کهف/۳۱).
بهشت ماوی«أَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوَى نُزُلًا بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ»؛ اما کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏اند به [پاداش] آنچه انجام مى‏دادند در باغ‏هایى که در آن جایگزین مى‏شوند پذیرایى مى‏گردند (سجده/۱۹)

حتما بخوانید :   بررسی رابطه خود مدیریتی با سلامت سازمانی بر اساس الگوی مدیریت بسیجی- ...