دسترسی به منابع مقالات : بهشت و جهنم در دیوان ناصر خسرو- قسمت ۵۱

حضرت علی علیه‌السلام در ضمن یکی از خطب، گوشه‌ای از وصف بهشت را‌ بیان‌ می‌فرماید:‌ «فَلَوْ رَمـَیْتَ بـِبَصَرِ قَلْبِکَ نَحْوَ مَا یُوصَفُ لَکَ مِنْهَا لَعَزَفَتْ‌ نَفْسُکَ عَنْ بَدَائِعِ ما اُخْرِجَ إلَی الدُّنْیَا مِنْ شَهَوَاتِهَا وَلَذَّاتِهَا وَزَخَارِفِ مَنَاظِرُهَا…»؛ و اگر به دیده دل بنگری‌ بدانچه‌ از‌ بهشت برایت ستایند، دل برکنی از آنچه در دنیاست، هر چـند‌ بـدیع‌ و زیباست؛ از خـواهشهای نفسانی و خوشیهای زندگانی و منظره‌های آراسته ـ زر و سیم و دیگر‌ خواسته‌ ـ و بیندیشی در جَنْبَش کناره‌های جویباران است؛ و درآویختن خوشه‌های لوءلوء‌ آبدار‌ بـر‌ شاخه‌های آن درختانی که ریشه‌های آن در پشته‌های مشک نهان است و رسته و بر‌ شـاخسار؛‌ و رسـتن ایـن میوه‌های گونه‌گون، در غلافها و پوششهای درون. شاخه‌ها بی‌رنجی خم گردد‌ و چنان که چیننده آن خواهد در دسترس او بُوَد. گِرد سـاکنان ‌ ‌آنـ، پیرامون‌ کاخهایشان‌ گردند،‌ و آنان را عسل‏های پاکیزه و شراب‏های پالوده دهند. مردمی باشند که بخشش ـ الهـی‌ ـ بـه آنـان پیوسته بُود تا در خانه قرار، بار گشودند و از‌ رنج‌ سفرها‌ آسودند. پس ای شنونده اگر دل خود را مشغول داری بـه اندیشه رسیدن بدان منظره‌های‌ زیبا‌ که به خاطر آری، جانت از شوق آن برآید ـ تـا به‌ بهشت‌ رخت‌ گـشاید ـ و خـود از این مجلس من رخت برداری و به همسایگی خفتگان در‌ گورها‌ شتابان‌ روی. آری، خدای به رحمت خود، ما و شما را از آنان‌ گرداند‌ که به دل کوشند تا خود را به منزلهای نیکوکاران رسانند (نهج البلاغه، ۱۳۸۸: ۱۶۴).
« وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ * فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ * ذَوَاتَا أَفْنَانٍ»؛ و برای کسی که از مقام پروردگارش بترسد دو بهشت است.‌ پسـ‌ کـدامین‌ نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید. آن دو بهشت دارای انواع نعمت‌ها و درختان پرطراوت‌ است (رحمان/ ۴۶ – ۴۸).
در چند بیت، ناصرخسرو تصویری زیبا از بهشت و زیبایی‏های آن بیان می‏کند. عالمی زیبا و خرّم که بی حد و نامتناهی است. باغ‏های وسیع که تخت‏هایی دارد و حوریان بهشتی بر آن نشسته‏اند. در آن‏جا از چوب خشک نیز درّ و جواهر می‏ریزد و چهره‏های بهشتیان همه زیباست به اندازه‏ای که خورشید در مقابلشان ناتوان و شیدا می‏شود.

حتما بخوانید :   دسترسی متن کامل - عشق وعقل در دیوان جامی- قسمت ۵

گویند عالمی است خوش و خرم بی حد و منتهاست در و نعما
صحراش باغ و زیر نهفتش در بر تختهاش تکیه‌گه حورا
آن است بی‌زوال سرای ما والا و خوب و پر نعم و آلا
وین قول را گواست در این عالم تابنده همچو مشتری از جوزا
زیرا که خاک تیره به فروردین بر روی می نقاب کند دیبا
وز چوب خشک در فرو بارد دری که مشک بوی کند صحرا
وین چهره‌های خوب که در نورش خورشید بی نوا شود و شیدا
برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.