بهشت و جهنم در دیوان ناصر خسرو- قسمت ۴

در مورد کیفر اعمال در اسلام، سه نوع مجازات تعیین شده است:
«۱٫ مجازات قراردادی بین عقلاء

  1. مجازاتی که با گناه رابطه‏ی تکوینی، طبیعی و علی و معلولی دارند.
  2. مجازاتی که تجسم و تمثّل خود جرم است» (عباس‏زاده، ۱۳۸۲: ۲۴۳).

مجازات قراردادی، همان قوانینی است که توسط بشر در جوامع اجتماعی تعیین می‏شود و هدفش جلوگیری از تکرار جرائم و تنبیه اشخاصی که از آن قوانین تخطی کرده‏اند، می‏باشد. واضح است در جهان آخرت، کیفر از نوع اول نمی‏تواند جریان داشته باشد، زیرا در آن‏جا دیگر امکان جلوگیری از عمل نیست و فرد تنها می‏تواند خود مورد تنبیه قرار گیرد و دیگر نمی‏تواند برای دیگران عبرت باشد تا آن‏ها از آن اعمال نادرست دست بردارند.
نوع دوم کیفرها که «رابطه‏ی علی و معلولی با جرم دارند و گاهی از آن تعبیر به «مکافات عمل» یا «اثر وضعی گناه» می‏شود، مثل این‏که نتیجه‏ی قطعی سقوط کردن متلاشی شدن است و سم خوردن، مردن» (همان: ۲۴۴). در این نوع کیفر، هیچ‏گونه تناسبی بین جرم و مجازات وجود ندارد و نوع بازخورد کیفر کاملاً متفاوت با نوع عمل است.
در نوع سوم، «رابطه‏ی جزم و جزاء از یک رابطه‏ی تکوینی قوی‏تری برخوردار است، زیرا نه مانند مجازات نوع اول، قراردادی است و نه مانند نوع دوم، از نوع رابطه‏ی علّی و معلولی است … بلکه از آن هم یک درجه بالاتر و قوی‏تر است. در مجازات نوع سوم، عمل و جزاء، عینیّت و اتحاد مطرح است» (همان: ۲۴۴). به عبارت دیگر، در آخرت، آنچه به عنوان پاداش یا کیفر به نیکوکاران یا بدکاران داده می‏شود، تجسمی از خود عمل است.
مجازات قراردادی و مجازاتی که با گناه رابطه تکوینی دارد، منحصر به عالم مادی است ولی مجازات عالم دوزخ، از نوع سوم است. در قرآن کریم آمده است: «فَالْیَوْمَ لَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئًا وَلَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ»؛ امروز به هیچکس ستم نمی‏شود و جز اعمال خود شما، جزائی برای شما نیست» (یس/ ۵۴). «وَمَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ»؛ پاداشی به شما داده نمی‏شود جز اعمالی که انجام داده‏اید» (صافات/ ۳۹). البته باید خاطر نشان شد که در مورد دوزخ و نوع عقوبت‏های موجود در آن‏جا، دارای درجات و طبقات مختلفی می‏باشد. برخی افراد تنها در مورد برخی اعمال ناصحیح خود وارد دوزخ می‏شوند؛ اما در مورد این‏که اشخاص بنا به اعمال ناصحیح و گناهان کبیره خود تا ابد در دوزخ باقی بمانند یا بعد از دیدن عقوبت اعمال از آن خارج شده باشند، تفاوت نظر وجود دارد. شیخ مفید در این مورد نظر می‏دهد: «مسلمین قائل شدند به این‏که خلود در جهنم مختص کافران است و مسلمان و مومن ولو این‏که فاسق نیز باشند برای همیشه در جهنم نخواهند ماند، زیرا ایمان آن‏ها به خدا، مانع از خلود در جهنم است» (عباس‏زاده، ۱۳۸۲: ۲۵۷). ولی نظر معتزله دراین‏باره کاملاً متفاوت می‏باشد. «مرتکبین گناه کبیره هرچند مومن باشند، اگر بدون توبه بمیرند، جاودانه در آتش جهنم خواهند ماند» (همان: ۲۵۷). محقق طوسی نیز نظری نزدیک به شیخ مفید دارد و می‏گوید: «عذاب صاحب گناه کبیره قطع می‏شود و وارد بهشت می‏گردد، زیرا اولاً مومن معصیت کار همان‏طور که به خاطر معصیت‏اش مستحق عقاب است، به خاطر ایمانش مستحق ثواب است و تقدیم ثواب بر عقاب، جایز نیست، زیرا ثواب با دخول به بهشت امکان‏پذیر است و وارد به بهشت، هرگز از آن خارج نمی‏گردد و لذا می‏بایست عقاب را بر ثواب مقدم داشت و ایشان را به جهنم فرستاد و سپس خارج نمود. و ثانیاً خلود مومن معصیت کار در جهنم عقلاً قیبح است زیرا مومن هرگز با مشرک یکسان نمی‏شود» (همان: ۲۵۷).
حضرت امام موسی بن جعفر(ع) در روایتی بیان نموده‏اند: «قسم به خدا در آتش همیشگی نمی‏ماند، مگر اهل کفر و جاحدین (یعنی منکرین) و اهل ضلالت و اهل شرک به خدا» (همان: ۲۵۸).
۲-۳-۱ بهشت و دوزخ در قرآن
جهنم کانون قهر و غضب الهی می‎باشد که در آیاتی از قرآن به آن اشاره شده و خداند همه گناه‎کاران، ستمکاران، کافران، مشرکان، منافقان و غیره را در آنجا جمع می‎نماید و دارای هفت در و هفت طبقه است. در مورد نوع کیفرها در دوزخ، آیاتی در قرآن آمده است که به اختصار به بیان چند نمونه اکتفا می‏نماییم.
قرآن از بهشت با تـعبیرهای مختلفی‌ یاد کرده است: جنت (باغ؛ بقره/ ۲۱۴)، جنتان (دو باغ؛ رحمن/‌ ۴۶)،‌ جنات‌ (باغها؛ بقره/ ۲۵)، فردوس (مـؤمنون/ ۱۱)، روضـه (روم، ۱۵)، جنه عالیه (باغ بلند مـرتبه؛ غـاشیه/ ۱۰)، جـنه ‌‌نـعیم‌ (بـاغ پر نعمت؛ واقعه/ ۸۹)؛ جـنات عـدن (کهف/ ۳۱)؛ جنتّی (باغ من یعنی‌ باغی‌ که‌ از آن خود خداست؛ فجر/ ۳۰).
«إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوَالَ الْیَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَیَصْلَوْنَ سَعِیرًا»؛ آنان که اموال یتیمان را به ستم می‏خورند، جز این نیست که در شکم خویش آتش فرو می‏برند و به زودی در آتش افروخته می‏افتند (نساء/ ۱۰).
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّ کَثِیرًا مِّنَ الأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَیَأْکُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَیَصُدُّونَ عَن سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّهَ وَلاَ یُنفِقُونَهَا فِی سَبِیلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِیمٍ* یَوْمَ یُحْمَى عَلَیْهَا فِی نَارِ جَهَنَّمَ فَتُکْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَذَا مَا کَنَ

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

زْتُمْ لأَنفُسِکُمْ فَذُوقُواْ مَا کُنتُمْ تَکْنِزُونَ»؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید بسیارى از دانشمندان یهود و راهبان اموال مردم را به ناروا مى‏خورند و [آنان را] از راه خدا باز مى‏دارند و کسانى که زر و سیم را گنجینه مى‏کنند و آن را در راه خدا هزینه نمى‏کنند ایشان را از عذابى دردناک خبر ده * روزى که آن [گنجینه]ها را در آتش دوزخ بگدازند و پیشانى و پهلو و پشت آنان را با آن‏ها داغ کنند [و گویند] این است آنچه براى خود اندوختید پس [کیفر] آنچه را مى‏اندوختید بچشید (توبه / ۳۴-۳۵).
از نمونه‏های دیگر حضور مفاهیم بهشت و جهنم در قرآن می‏توان به موارد زیر اشاره نمود:
با توجه به این‏که در قرآن تـصریح شـده کـه‌ اهل بهشت دارای درجه‌های متفاوتند (انفال/ ۸) شاید اسـامی مـختلف بـهشت مـؤید ایـن‌ مـعنا باشد که این‌ نام‏ها‌ ناظر به درجه‌های متفاوت بهشت است. در قرآن چنین آمده که بهشتیان، گروه گروه، با چهره‌های با طروات، به هنگام ورود به بهشت درهای گـشوده را پیش روی خود می‌بینند و با درود و سلام فرشتگان و خازنان بهشت مواجه می‌شوند که با کمال احترام و ایمنی به آنان می‌گویند: بهشت بر شما خوش باد! به درون بیایید (زمر/ ۷۳؛ زخرف/ ۷۰؛‌ ص/ ۵۰؛ حجر/ ۴۶؛ رعـد/ ۲۴؛ مـطففین/ ۲۴؛ غاشیه/ ۸-۹). خدا دل‏هایشان را از هر‏گونه کینه به کلی پاک می‌سازد و همگی به یکدیگر مهر می‌ورزند (حجر/ ۴۷؛ اعراف/ ۴۳).‌ در‌ آنجا تا ابد هر چه آرزو کنند و دیده از آن لذت بیرد، برایشان مهیاست (یس/ ۵۷؛ زخرف/ ۷۱؛ فـرقان/ ۱۶). آنـان از خدا خشنودند و خدا نیز از‌ آنان‌ خشنود است (بینه/ ۸)، ؛ مرگی در آنجا نیست و تا ابد در آنجا مقیم‌اند. صـدای دوزخ در آنـجا‌ به‌ گوش‌ نمی‌خورد و وحشت بـزرگ (فـزع) کسی‌ را‌ اندوهگین نمی‌سازد (صافات/ ۵۸؛ مائده/ ۸۵؛ دخان/ ۵۱؛ انبیاء/ ۱۰۲-۱۰۳؛ فرقان/ ۲۴، فاطر/ ۳۴ – ۳۵؛ ق/۳۴؛ سبا/ ۳۷). در آنجا‌ سخنان‌ بیهوده،‌ دروغین و گناه‌آلود به گوش کسی نمی‌رسد (واقعه/‌ ۲۵؛‌ نبأ/ ۳۵، غاشیه/ ۱۱؛ مـریم/ ۲۶). در بـهشت غرفه‌های بسیار نیکو و قـصرهایی وجـود دارد که از زیرش جویبارها‌ روان‌ است‌ (اعراف/۴۳؛ زمر/ ۲۰؛ توبه/ ۷۲؛ عنکبوت/ ۵۸). هوایش معتدل‌ است (انسان/ ۱۳)؛ آکنده است از درختان (رحمن/ ۴۸) که در میان آن‏ها درخت سدر بی‌خار و درخت‌ موز‌ و تاک به چشم می‌خورد (واقـعه/ ۲۸-۳۰؛ نـبأ/ ۳۲) و سایه این‌ درختان‌ همیشگی است (رعد/ ۳۵؛ واقعه/ ۳۰). از زیر درختان نهرها و چشمه‌ها جاری است (مائده/ ۸۵؛‌ دخان/‌ ۵۲). در میان این نهرها، جویبارهایی است از آب‏های تغییرناپذیر و نهرهایی از‌ شیری‌ که‌ طعمش دگرگون نمی‌شود و جویبارهایی از شـراب کـه آشامندگان از آن لذت مـی‌برند و نهرهایی‌ از‌ عسل مصفّا (محمد/ ۱۵). بهشتیان خود را به دستبندهایی از سیم، زر و مروارید‌ می‌آرایند‌ و جامه‌هایی از دیبای نازک سبز و حریر سـتبر بر تن دارند (انسان/‌ ۲۱؛‌ کهف/ ۳۱؛ حج/ ۲۳؛ فاطر/ ۳۳). در بهشت اورنگ‏های جواهرنشان و بـسترهایی اسـت کـه آسترش‌ از‌ دیبای ضخیم است. همچنین فرش‏های نیکو و بالش‏های سبزی است که بهشتیان به‌ آن‏ها‌ تکیه‌ می‌زنند و روبـه‏روی ‌ ‌هـم می‌نشینند و پسرانی همیشه جوان چون مرواریدِ ریخته به گردشان می‌چرخند‌ با‌ قدح‏ها و ابـریق‏ها و جـام‏هایی از بـاده‌ای که در جویبارها روان است‌ (انسان/ ۱۷؛‌ صافات/ ۴۴؛ رحمان/ ۷۶؛ واقعه/ ۱۵-۱۹). همچنین کاسه‌ها و پیاله‌های سیمین شراب در میانشان می‌چرخد‌ (انـسان/‌ ۱۵-۱۶).‌ در آنجا شراب‏های متنوعی هست: شراب سفید (صافات/ ۴۵-۴۷)، شراب آمیخته به‌ کافور‌ (انسان/ ۵)، شـراب آمیخته به زنجبیل از چـشمه‌ای بـه نام سلسبیل (انسان/ ۱۷-۱۹)؛ شراب پاکیزه (انسان/‌ ۲۱)‌ و شراب ناب سر به مُهری که مُهرش از مشک است (مطففین/ ۲۵-۲۸).‌ البته نوشیدن شرابهای بهشتی عقل را تباه‌ نمی‌سازد‌ و نوشنده را مست نمی‌گرداند (صافات/ ۴۵-۴۷) و سر‌ درد و بیهوشی نمی‌زاید (واقـعه/ ۱۸-۱۹). نیز هرگونه میوه و گوشت که بخواهند،‌ فراهم‌ است (طور/ ۲۲؛ رحمن/ ۶۸).‌ در‌ آنجا حورانی‌ هستند‌ درشت‌ چشم همانند مراوریدهایی در صدف که‌ دوشیزه‌اند‌ و پیش از بهشتیان دست هیچ آدمی و پری به آنان نخورده‌است.‌ پاک و زیبا و هـمسالند، که جز‌ به‌ همسر خویش به کسی ننگرند‌ (رحمن/ ۵۶-۵۸؛ واقعه/ ۲۲، ۲۳، ۳۴-۳۷؛ نبأ/ ۳۳؛ بقره/ ۱۵) (گذشته، ۱۳۷۸: ۶۳-۶۴).
۲-۳-۲ بهشت و دوزخ در احادیث
در روایتی از پیامبر فرمودند: «از ظلم و ستم بپرهیزید، زیرا در روز قیامت به صورت تاریکی نمایان می‏شود» (عباس‏زاده، ۱۳۸۲: ۲۴۸).
از امام محمدباقر(ع) نقل شده است: «همانا دشمن علی(ع) از دنیا نمی‏رود مگر این‏که جرعه‏ای از آب جوشان و سوزان جهنم بنوشد» (عطائی اصفهانی، ۱۳۸۶: ۱۰۹). این حدیث نشان می‏دهد که جهنم دارای آب‏هایی سوزان و جوشان است و طبق روایات، این آب جوشان و دردناک، نوشیدنی دشمنان اهل بیت است که قبل از مرگ از آن می‏نوشند و بعد جان می‏سپارند.
۲-۴ بهشتیان چه کسانی هستند؟
۲-۴-۱ صالحان
قرآن در مورد صالحین می‏فرماید: «وَالَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُولَئِکَ أَصْحَابُ الْجَنَّهِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ»؛ کسانی که ایمان آورده‏اند و اعمال صالح انجام دادند، اصحاب بهشتند و برای همیشه در آن باقی خواهند ماند (بقره/۸۲ ).
هدف غائی تعلیم و تربیت در اسلام، این است که مقدمات حرکت و هدایت آدمی را در «صراط مستقیم» پرستش پروردگار فراهم آورد و به کسی که بتواند این مسیر را به نحو احسن طی کند، انسان صالح
می‏گویند. در قرآن آمده است: « وَکَیْفَ تَکْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَى عَلَیْکُمْ آیَاتُ اللّهِ وَفِیکُمْ رَسُولُهُ وَمَن یَعْتَصِم بِاللّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ »؛‏ و چگونه کفر مى‏ورزید با این‏که آیات خدا بر شما خوانده مى‏شود و پیامبر او میان شماست و هر کس به خدا تمسک جوید قطعاً به راه راست هدایت‏شده است (آل عمران / ۱۰۱).
۲-۴-۲ صابرین
«إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ* أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ الْجَنَّهِ خَالِدِینَ فِیهَا جَزَاء بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ»؛ محققا کسانى که گفتند پروردگار ما خداست‏ سپس ایستادگى کردند، بیمى بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد * ایشان اهل بهشتند که به پاداش آنچه انجام مى‏دادند جاودانه در آن مى‏مانند (احقاف/۱۴).
۲-۴-۳ متقیان
خداوند در قرآن کریم ریشه همه‏ی خوبی‏ها را تقوا معرفی کرده است. متقین کسانی‏اند که به خدا، روز قیامت، ملائکه، کتاب‏های آسمانی و پیامبران خدا ایمان دارند. اموال و دارایی‏های خود را برای رضای خدا با این‏که به آن نیازمندند به خویشاوندان، یتیمان، بینوایان، در راه‏ماندگان، گدایان و آزاد کردن بردگان اتفاق می‏کنند. نماز به پای می‏دارند، زکات می‏دهند. به عهد خود پایبندند و در سختی‏ها و مشکلات صبور و شکیبایند و از راستگویان به شمار می‏روند. اینان صفاتی است که در قرآن و احادیث برای متقین برشمرده است.
«هَذَا بَیَانٌ لِّلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَهٌ لِّلْمُتَّقِینَ»؛ این [قرآن] براى مردم بیانى و براى پرهیزگاران رهنمود و اندرزى است (آل‏عمران / ۱۳۸).
۲-۴-۴ نیکوکاران
خداوند (عزوجل) در قرآن کریم در مورد ابرار و نیکوکاران پانزده صفت به کار برده است که به آن اشاره می‌نماییم: ۱- ایمان به خداوند یگانه ۲- ایمان به روز قیامت ۳- ایمان به فرشتگان ۴- ایمان به قرآن ۵- ایمان به پیامبران ۶- نیت خالص برای رضای خداوند ۷- بخشیدن بخشی از اموال به خویشان ۸- کمک به یتیمان ۹- کمک به فقیران ۱۰- کمک به رهگذران ۱۱- آزاد نمودن بنده ۱۲- اقامه و برپاداری نماز ۱۳- زکات به مستحقان دادن ۱۴- وفای به عهد ۱۵- صبر در برابر شدائد و سختی‌ها.
« لَّیْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِکَهِ وَالْکِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّآئِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاهَ وَآتَى الزَّکَاهَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِینَ فِی الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِینَ الْبَأْسِ أُولَئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ»؛ نیکوکارى آن نیست که روى خود را به سوى مشرق و [یا] مغرب بگردانید بلکه نیکى آن است که کسى به خدا و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب [آسمانى] و پیامبران ایمان آورد و مال [خود] را با وجود دوست داشتنش به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه‏ماندگان و گدایان و در [راه آزاد کردن] بندگان بدهد و نماز را برپاى دارد و زکات را بدهد و آنان که چون عهد بندند به عهد خود وفادارانند و در سختى و زیان و به هنگام جنگ شکیبایانند، آنانند کسانى که راست گفته‏اند و آنان همان پرهیزگارانند (بقره / ۱۷۷).
«فَأَثَابَهُمُ اللّهُ بِمَا قَالُواْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَذَلِکَ جَزَاء الْمُحْسِنِینَ»؛ پس به پاس آنچه گفتند خدا به آنان باغهایى پاداش داد که از زیر [درختان] آن نهرها جارى است در آن جاودانه مى‏مانند و این پاداش نیکوکاران است (مائده/۸۵).
۲-۴-۵ مهاجران، مجاهدان و شهیدان
مهاجران به کسانی اطلاق می‌شود که از وطن و کاشانه خود به خاطر علتی هجرت کرده باشند و منظور در اینجا مهاجران صدر اسلام بودند که به خاطر دین از وطن خود هجرت کردند؛ مجاهد به معنی کوشش کننده، کسی که بادشمن جنگ کند.
شهیدان کسانی هستند که برای برقراری عدالت قیام می‌کنند، خود را در راه خدا فدا کرده و برای رسیدن به رضا و وصال محبوب، از هستی خود هجرت می‌کند.

حتما بخوانید :   دسترسی به منابع مقالات : عشق وعقل در دیوان جامی- قسمت ۱۱