بهشت و جهنم در دیوان ناصر خسرو- قسمت ۳

  1. ناصرخسرو برای بیان بهشت و جهنم از واژگانی چون: فردوس، برزخ، رضوان، جنان و … استفاده نموده است.
  2. استفاده از کلمه بهشت و مترادفات آن بیشتر از دوزخ در دیوان اشعار ناصرخسرو به چشم می‏خورد.
  3. اسماعیلیه معاد را روحانى مى دانند نه جسمانى. بدین جهت در باور آنان ثواب و عقاب نیز روحانى است. آنان پاداش و کیفر اخروى را تأویل مى‏کنند و مى‏گویند تشنگى و گرسنگى خاص عالم مادى است و در جهانِ معنا مفهومى ندارد. بدین ترتیب ناصر خسرو نیز احساس نیاز در بهشت را نفى مى‏کند و مى‏گوید هر کس به اندازه شایستگى خود بى این که از مرتبت دیگرى آگاه باشد، از ثواب الهى بهره‏مند مى‏گردد.

۱-۸ تعاریف واژه‏های کلیدی
اسماعیلیه: فاطمیان یا فرقه اسماعیلیه، اولین دولت شیعی بودند که در تاریخ ظهور کرده بودند و قلمرو حکومتی آنان در ابتدا قسمتی از آفریقا بود و کم‏کم مناطق مصر، شام، حجاز، یمن و عراق و … را دربرگرفت. اسماعیلیان، همگام با اهل تسنن و شیعیان دوازده امامی، یکی از مهم‏ترین جوامع را در جهان اسلام تشکیل می‏دهند و می‏توان بیان نمود که «تفکّر اسماعیلی، نه تنها یک نظام عقیدتی خشکِ جزمی نیست بلکه تکاملی فوق‏العاده گیرا را نشان می‏دهد، و همیشه طلایه‏دار تحوّلات عصر خویش بوده است» (هالم، ۱۳۷۷: ۱)
بهشت: « بهشت . [ ب ِ هَِ ] (اِ) در اوستا «وهیشته » از ریشه‏‏ «وهو» صفت تفضیلی است برای موصوف محذوف که «انگهو» (خوب ) و «ایشت‏» (علامت تفضیل ) یعنی خوشتر، نیکوتر و آن (جهان هستی ) باشد و جمعاً یعنی جهان بهتر، عالم نیکوتر، ضد دژنگهو = دوزخ پهلوی و «وهیشت » فردوس .خلد. جنت . جایی خوش آب وهوا و فراخ نعمت و آراسته که نیکوکاران پس از مرگ در آن مخلد باشند» (فرهنگ دهخدا، ۱۳۷۷: ذیل واژه‏ی بهشت).
دوزخ: «دوزخ . [ زَ ] (اِ) جهنم . (لغت محلی شوشتر). جهنم به عقیده همه ادیان ، جایی در جهان دیگر که بزه کاران را در آنجا به انواع عقوبت کیفر دهند. نقیض بهشت و نام درکات سبعه آن چنین است : ۱‏- جهنم ، جای اهل کبایر که بی توبه مرده‏اند. ۲ – لظی ، جای ستاره پرستان . ۳- حطمه‏ی، جای بت پرستان . ۴ – سعیر؛ مکان ابلیس و متتابعان او. ۵ – سقر، جای ترسایان . ۶ – جحیم ، محل مشرکان . ۷ – هاویه ، منزل منافقان وزندیقان و کفار. جای عذاب کافران . در آیین زردشتی‏، جایی است در جهان دیگر که در آنجا گناهکاران جزای کارهای بدخود بینند، و آن محلی است سخت عمیق همچون چاهی بسیار تاریک و سرد دارای دمه و متعفن و جانوران موذی که کوچکترین آن‏ها به بلندی کوه است به تنبیه روان بدکاران مشغولند. تشنگی ، گرسنگی ، نگونسار آویخته شدن ، میخ چوبین بر چشم فرورفتن، زبان بریده شدن و غیره از انواع شکنجه دوزخیان است . دوزخ معادل جهنم است به اعتقاد مسلمانان، و آن محلی است پر از آتش و مملو از جانوران موذی که گناهکاران را در آنجا بسزای اعمال خود رسانند» (همان: ذیل واژه‏ی دوزخ).
ناصرخسرو قبادیانی: ناصربن خسروبن حارث قبادیانی بلخی مروزی ، ملقب و متخلص به «حجت » و مکنی به ابومعین . از شاعران قوی طبع و قصیده سرایان گران قدر زبان فارسی است . وی در ماه ذی القعده سال ۳۹۴ هَ . ق . مطابق با تیر یا مرداد سنه ۳۸۲ هَ . ش . در قبادیان از نواحی بلخ در خانواده محتشمی که ظاهراً به امور دولتی و دیوانی اشتغال داشته اند متولد گشت . از ابتدای جوانی به تحصیل علم وادب پرداخت و «تقریباً در تمام علوم متداوله عقلی و نقلی آن زمان و مخصوصاً علوم یونانی از ارثماطیقی و مجسطی بطلمیوس و هندسه اقلیدس و طب و موسیقی و بالاخص علم حساب و نجوم و فلسفه و همچنین در علم کلام و حکمت متالهین تبحر پیدا کرد» (همان: ذیل واژه‏ی ناصرخسرو).
۱-۹ حدود و قلمرو تحقیق
قلمرو این تحقیق، دیوان ناصرخسرو قبادیانی می‏باشد که در سال ۱۳۹۲ توسط انتشارات ثالث چاپ شده است و مصحح آن نصراله تقوی و با مقدمه‏ی بدیع‏الزمان فروزانفر می‏باشد.
فصل دوم
بنیاد نظری
۲-۱ مقدمه
اعتقاد به معاد و عالم بالا، در اسلام به عنوان یکی از اصول بنیادی مطرح شده است که رد آن، فرد را از مسلک اسلام دور می‏سازد. به همین دلیل تمام فرقه‏های منشعب شده از اسلام، این اصل را به عنوان پایه اعتقادی خود مطرح می‏کنند و به آن ایمان دارند. تنها در نوع و کیفیت حالات معاد است که اختلافاتی در فرق مختلف اسلامی دیده می‏شود. یکی از آن فرقه‏ها، اسماعیلیه است که اگرچه معاد و بهشت و دوزخ را قبول دارند؛ اما تفاوت‏هایی نیز با نظرات اسلام اهل سنت و شیعه اثنی عشری دارند. در این فصل ابتدا به چگونگی آرای اسلام در این باره پرداخته و سپس معرفی مختصری از آرا و اندیشه‏های فرقه‏ی اسماعیلیه بیان می‏کنیم تا تفاوت‏های این دو فرقه مشخص گردد.
۲-۲ تعریف واژگان مرتبط با موضوع
ثواب: «ثواب در حقیقت لذت‏بخش و ملذّی است که خداوند متعال آن را به بنده‏ی خود که با تعظیم، او را عبادت نموده است، وعده داده است» (عباس‏زاده، ۱۳۸۲: ۲۵۰). کسی که مستحق ثواب می‏شود، در دنیا به امور واجبات و مستحبات را انجام داده و از فرامین الهی پیروی نموده است.
عقاب: «مؤلِم و عذاب دهنده‏ای است که خداوند متعال آن را به بنده‏ی خود که با اهانت، او را نافرمانی نموده است، وعید داده است» (همان). کسی که می‏تواند ثواب و عقاب را جاری نماید، تنها خداوند است.
جوهر: «جوهر به دو قسم است: جسمانی و روحانی. جوهر جسمانی آن است

حتما بخوانید :   تحقیق - عشق وعقل در دیوان جامی- قسمت ۱۹

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

که او را کناره است و به سه جانب کشیدگی دارد (طول و عرض و عمق) و اندر مقدار و اندازه محدود است و محصور به اعتقاد وی وجود جوهر جسم به دو معناست: هیولا و صورت. معنایی که جسم به سبب آن پذیرای اعراض شود، هیولا گویند. معنایی که جسم بدان معنا فعلی که به جسم مخصوص است پدید آمده است، صورت گویند» (گروه مذاهب اسلامی، ۱۳۸۱: ۴۲۸).
۲-۳ بهشت و دوزخ در دیدگاه اسلامی
در مورد عالم بعد از مرگ، دو اندیشه و تفکر کلی وجود دارد: ۱٫ تفکر اول که معتقدند عالم پس از مرگ، قبر، برزخ و قیامت وجود ندارد و هرچه هست، همه چیز در همین دنیا است. ۲٫ تفکر دوم که معتقدند، پس از دنیا، عالم قبر، برزخ و قیامت وجود دارد و انسان در این دنیا هرچه بکارد در آن عالم برداشت می‏کند.
در دین مبین اسلام، اعتقاد به معاد و آخرت یکی از اصول بنیادین شرع است و هر مسلمانی این تفکر را قبول دارد که عالمی بعد از این دنیا وجود دارد که پس از مرگ در آن‏جا ساکن می‏شوند.
در مورد بهشت و دوزخ احادیث و آیات فراوانی در قرآن و روایات آمده است که همه‏ نشان دهنده‏ی اهمیت این موضوع در دین اسلام است. حقیقت آن است که مرگ «عدم نیست، بلکه غروب از یک نشئه و طلوع در نشئه‏ی دیگر است. به عبارت دیگر، مرگ نیستی است ولی نه نیستی مطلق، بلکه نیستی نسبی، یعنی نیستی در یک نشئه و هستی در یک نشئه‏ی دیگر» (عباس‏زاده، ۱۳۸۲: ۳۱). یکی از دلایل دیگر اهمیت مرگ، آن است که وسیله‏ای برای ایجاد عدالت است. کسانی که به هیچ مذهبی پایبند نیستند و اعتقادی به عالم پس از مرگ ندارند، اعتقادی به گرفتن پاداش اعمال نیک و یا توبیخ شدن برای اعمال ناصحیح خود نیز ندارند.

برخیز و مخور غم جهان گذران بنشین و دمی به شادمانی گذران
در طبع جهان اگر وفائی بودی نوبت به تو خود نیامدی از دگران
(خیام، گ‍ول‍پ‍ی‍ن‍ارل‍ی‌، ۱۳۸۰: ر ۱۳۸)