بررسی رابطه متغیرهای حسابداری و حجم معاملات سهام در شرکتهای پذیرفته شده در بورس …

از سوی دیگر، شرکتها در پایان هر دوره فعالیت، باید صورتهای مالی تهیه نمایند. یکی از این صورتهای مالی صورت حساب سود و زیان است که آخرین رقم آن، سود واحد تجاری می باشد.
با توجه به اهمیت سود، اهداف گزارشگری سود شامل موارد زیر می باشد:
سود به عنوان معیار کارایی مدیریت
استفاده از ارقام تاریخی سود، برای کمک به پیش بینی وضع آتی شرکت یا توزیع سود سهام در آینده.
استفاده سرمایه گذاران از سود جهت تصمیم گیری در مورد خرید سهام شرکت.
گزارش سود به عنوان ابزاری برای مدیریت جهت برنامه ریزی آینده شرکت.
در دهه های اخیر با توجه به شرایط اقتصادی و گسترش موسسات فنی سرمایه گذاری و همچنین تکنیک های ارزیابی برای فرموله کردن و یا انتخاب نحوه سرمایه گذاری در سهام عادی، سرمایه گذاران اهمیت زیادی را برای حفظ سرمایه و سود و یا افزایش سرمایه خود قائل می شوند. همه دیدگاهها، مبتنی بر روشهای علمی تجزیه و تحلیل و ارزیابی بر قدرت سود آتی تاکید دارند. در واقع مسئله یک سرمایه گذار آن است که، چه سهمی خریداری شود؟ چه وقت خریداری شود؟
توجه به آینده می تواند عامل مهمی در انتخاب سهام باشد. با توجه به این که عملکرد گذشته و جاری یک شرکت را می توان بدقت مورد مطالعه قرار داد، این تجزیه تحلیل باید به عنوان پایه ای برای پیش بینی آینده و پیش بینی عوامل مهمی که در چشم اندازهای آتی تاثیر می گذارد باشد. اگر چه عواملی از قبیل جنگ و یا تجزیه تحلیل های سرمایه گذاران از تورم و تغییر نرخ ارز از عوامل موثر در تغییر ارزش سهام باشد و لیکن علت اصلی و عامل اساسی تغییر ارزش سهام و به طبع آن بازده سرمایه گذاری، سود آن سهام بوده است.
با توجه به مطالب فوق در ادامه به بررسی سود هر سهم و نسبت قیمت به سود که به عنوان مهمترین عوامل سود در ایجاد تغییر حجم معاملات سهام پرداخته می شود.
۳-۱-۲-۲ مفهوم عایدی هر سهم
مفهوم عایدی هر سهم یکی از مفاهیمی است که سرمایه گذاران و تصمیم گیران مالی از آن برای تجزیه و تحلیل اطلاعات مالی و عملکرد مالی یک شرکت استفاده می کنند. این مفهوم بیانگر سود متعلق به هر سهم است که ناشی از فعالیتهای اقتصادی یک بنگاه اقتصادی در طی یک دوره زمانی معینی است می باشد. از این رو موارد استفاده از سود هر سهم عبارت است از:
ارزیابی، تعیین و قضاوت درخصوص قیمت سهام.
پیش بینی EPS های آینده و نرخ رشد آن، بر قیمت سهام تأثیر دارد.
ارزیابی پوشش سود نقدی و توانایی پرداخت سود سهام.
قضاوت درخصوص وضعیت شرکت و عملکرد مدیریت و نیز ترسیم تصویری از آینده.
برآورد قدرت سودآوری و ارزیابی سطح و روند سود.
نسبت P/E یا قیمت به سود یکی از خلاصه های مهم مالی است که براساس سود هر سهم محاسبه می شود و دوره مورد انتظار برگشت سرمایه گذاری را نشان می دهد و معکوس آن را نیز نرخ بازده مورد توقع حسابداری را نشان می دهد.
۴-۱-۲-۲ نسبت قیمت به سود
نسبت P/E یک شرکت از تقسیم قیمت بازار سهام یک شرکت، بر سود هرسهم (EPS) ، به دست می آید. از نظر تئوری می توان گفت: قیمت به سود یعنی اینکه سرمایه گذار ان برای کسب یک ریال سود روی هر سهم، چقدر حاضرند بپردازند.
اگر شرکتی، نسبت قیمت به سود بالاتر از میانگین صنعت یا بازار داشته باشد، مفهومش این است که بازار انتظار حوادث مهمی را در طول چند ماه یا سال آینده، در مورد آن شرکت دارد. نسبت قیمت به سود پایین، به ضرورت این معنی را نمی دهد که شرکت کمتر از ارزش واقعی خود، ارز شگذاری شده است؛ بلکه شاید معنی آن این باشد که بازار اعتقاد دارد که در آینده ای نزدیک شرکت دچار نوسانات و مشکلات زیادی می شود. سرمایه گذاران علاقه مند به خرید سهامی هستند که ارزش بیشتری داشته باشد یا نسبت قیمت به سود پایینتری داشته باشد. به همین دلیل این نسبت می تواند روی حجم معاملات شرکت ها مؤثر باشد.
۵-۱-۲-۲ مفهوم ارزش دفتری
ارزش دفتری یکی از مفاهیم حسابداری است و با استفاده از این معیار، ارزش هر یک از اقلام دارایی بر اساس روش های حسابداری مورد استفاده تعیین می گردد. ارزش دفتری دارایی ها همان ارقام و مقادیری است که در ترازنامه شرکت منعکس می شود. بر این اساس، ارزش یک سهم عادی از تقسیم ارزش حقوق صاحبان سهام عادی بر تعداد سهامی که در دست سهامداران است محاسبه می شود.
۶-۱-۲-۲ مفهوم نرخ بازده سرمایه گذاری (ROI)[20]
این نسبت نمایانگر میزان سودآوری فعالیتهای یک شرکت، سود هر ریال از وجوه سرمایه گذاری شده در شرکت را محاسبه می کند. شرکتهایی که به طور مؤثر از داراییهایشان استفاده کنند، بازده بالایی خواهند داشت؛ اما شرکتهایی که کارایی کمی دارند از بازدهی پایین تری نیز برخوردار خواهند شد. شرکتهای تازه تأسیس در مقایسه با شرکتهای قدیمی بازده کمتری دارند؛ زیرا شرکتهای قدیمی که اموال آنها در طول زمان مستهلک شده است، هزینه استهلاک ندارند و سودشان زیادتر است. همچنین، در شرایط تورمی ارزش مجموع داراییهای شرکتهای تازه تأسیس از شرکتهای قدیمی بیشتر است البته در صورت عدم تجدید ارزیابی داراییها در شرکتهای قدیمی این موضوع به پایین بودن بازده سرمایه شرکتهای نوپا در مقایسه با شرکتهای قدیمی کمک می کند. بر پایه مطالعات تجربی، دامنه بازده سرمایه در شرکتهای با ثبات بین ٢۵ تا ۴٠ درصد به دست آمده است.
۷-۱-۲-۲ مفهوم نسبت Q توبین
نسبت Q توبین یکی دیگر از ابزارهای اندازه گیری عملکرد شرکت ه

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

ا می باشد. این نسبت توسط آقای جیمز توبین در تجزیه و تحلیل ها اقتصاد کلان به منظور پیش بینی آینده فعالیت های سرمایه گذاری در سال ۱۹۷۸ مطرح شد. هدف وی برقراری یک رابطه علت و معلولی بین شاخص Q توبین و میزان سرمایه گذاری انجام شده توسط شرکت بود. اگر شاخص Q توبین محاسبه شده برای شرکت بازار بزرگتر از یک باشد، انگیزه زیادی برای سرمایه گذاری وجود دارد، به عبارتی نسبت Q توبین بالا، معمولاً نشانه ارزشمندی فرصت های رشد شرکت می باشد. اگر نسبت Q توبین کوچکتر از یک باشد سرمایه گذاری متوقف می شود. در صورتی که شرکت از تمامی فرصت های سرمایه گذاری بهره برداری کند ارزش نهایی Q توبین بسوی عدد واحد یک میل پیدا می کند. (جهانخانی و ظریف فرد، ۱۳۷۴) .
این نسبت از طریق تقسیم ارزش بازار دارایی های شرکت بر ارزش دفتری (نسبت Q توبین ساده) یا ارزش جایگزینی دارایی های شرکت (سایر نسخه های Q توبین) بدست می آید.
تا سال ۱۹۹۳ هیچ کس در مورد کینزی بودن توبین نظریه روشنی ارائه نکرده بود، اما در سال ۱۹۹۳با انتشار مقاله ای در مجله اقتصادی مشخص شد که او طرفدار کینز قدیمی و مخالف کینز جدید است. اما تفاوت هایی در نظریه آنها بود، مثلاً توبین در مباحث مربوط به نقش چشم اندازهای بلند مدت ، معیارهایی برای موارد بحرانی تعریف کرد اما کینز فقط آنها را نام برد. توبین همچنین متناسب با معاملات بین المللی شکلی از مالیات را هنگام تسعیر نقدی ارز فرض کرد ، در این فرض اثر مالیاتی بر معاملات کوتاه مدت بین المللی مد نظر قرارگرفت ، به عبارتی توبین به معاملات کوتاه مدت توجه کرد و سپس نظریه مالیاتی را ترسیم کرد، اما کینز، یک اثر وسیع مالیاتی بر همه معاملات اوراق بهادار و بدون توجه به دوره زمانی را بیان کرد.
هر فرد سرمایه گذار با توجه به ارزش ، ریسک وبازده سهام اقدام به سرمایه گذاری در اوراق بهادار مختلف می کند . ارزش هر شرکت تحت تأثیر دو عامل کلیدی ریسک و بازده قراردارد. معمولاً سرمایه گذاری ها با هدف کسب نرخ بازده مورد انتظار انجام می گیرند ولی کسب این نرخ بازده همراه با ریسک است.
ریسک را می توان احتمال اختلاف بین بازده واقعی یک سرمایه گذاری از بازده مورد انتظار آن دانست. بر این اساس لازم است که سرمایه گذاران بتوانند ارزش شرکت مورد نظر را محاسبه کرده ، ریسک سرمایه گذاری خود را اندازه گیری کنند و نیز نحوه تأثیر ریسک های سیستماتیک وغیر سیستماتیک بر ارزش سهام راتجزیه وتحلیل نمایند. در مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای که دارایی ها را باتوجه به ریسک آنها قیمت گذاری می کند از شاخصی به نام β برای سنجش واندازه گیری ریسک سیستماتیک استفاده شده است. معیار سنجش ریسک غیر سیستماتیک نیز انحراف معیار در نظر گرفته شده است. شاخص Q توبین که نسبت ارزش بازار دارایی های شرکت بر ارزش دفتری آن است نشان دهنده میزان ارزش شرکت است.
مردم برحسب تمایلات مختلف می توانند پول، اوراق قرضه واوراق سهام نگهداری کنند. در برخی مدل های اقتصاد سنجی این سه نوع دارایی به دو نوع پول و اوراق قرضه محدود شده است ومثلاً کینز در کتاب اقتصاد عمومی خود مفروض داشته که اوراق قرضه وسهام قابل جانشینی هستند و از نظر سرمایه گذار با هم فرقی ندارند و مردم می توانند دارایی های مالی خود را در این دو قالب وبدون تفاوت از هم نگهداری کنند . توبین این فرض را رد می کند و نتیجه می گیرد که تأثیر سیاست پولی بر تولید ودرآمد واقعی را نمی توان تنها با توجه به نرخ بهره مورد قضاوت قرارداد . افزایش وکاهش تقاضای پول را نمی توان با تغییرات نرخ بهره سنجید، بلکه باید نرخ بازده ای را مورد توجه قرارداد که درآن سرمایه گذاران حاضر به خرید اوراق قرضه و سهام هستند. اصولاً معیار نهایی افزایش وکاهش تقاضا ، رابطه میان دارایی و بدهی های بنگاه های بازرگانی ، به قیمت متداول در بازار وهزینه جایگزینی دارایی این بنگاه به قیمت جاری است .
توبین نسبت این دو را Q مینامد. هرگونه تغییری در مقدار Qممکن است در اثر سرمایه گذاری در بازارهای مالی یا در نتیجه تغییر انتظارات سرمایه گذاران در بازده مورد انتظارشان در بازار سرمایه رخ دهد. در سال ۱۹۶۹ توبین در مقاله ای با نام «روش تعادل عمومی در نظریه پول» نتیجه گرفت که تغییر تقاضا در بخش مالی تنها با تغییر در Qامکانپذیر می شود. البته تغییر در ترجیحات افراد برای پول، اوراق قرضه وسهام نیز ممکن است باعث چنین تغییری شود. سیاست پولی تنها یکی از عناصری است که نرخ تورم وبیکاری را تغییر می دهد، ولزوماً مهمترین عامل نیست. این مطلب، به نوبه خود پاسخی به پول گرایان است.
جیمز توبین در نظریه «Qتوبین» فرض می کند که همه اطلاعات در مورد آینده به تصمیمات سرمایه گذاری شرکت مربوط است ، یعنی حجم سرمایه گذاری را می توان با Q پیش بینی کرد.
یکی از معیارهای مهم ارزیابی عملکرد شرکت ها نسبت Q توبین می باشد این معیار در دهه ۱۹۷۰ مطرح و در دهه های ۱۹۸۰و ۱۹۹۰ به طور گسترده ای توسط محققین مورد استفاده قرار گرفت.
نسبت Q توبین از تقسیم ارزش بازار اوراق بهادار شرکت از هر نوع وبدهی های بلند مدت به اضافه ارزش دفتری بدهی های کوتاه مدت بر ارزش دفتری دارایی های شرکت به دست می آید. شایان توجه است منظور از اوراق بهادار سهام عادی ، سهام ممتاز و انواع اوراق قرضه منتشرشده می باشد.
شیتو وادیت در تحقیق خود از نسبت Q توبین بعنوان فرصت رشد استفاده کرده اند و آنرا حاصل تقسیم ارزش بازار دارایی های شرکت بر ارزش دفتر دارایی ها فرض کرده اند وبیان می نم
ایند که اگر ارزش بازار فقط منعکس کننده ارزش ثبت شده دارایی های شرکت باشد آنگاه ۱ = Q خواهد شد ،اگر ۱ <Q باشد نشانه این است که ارزش بازار بیشتر از ارزش ثبت شده دارایی ها شرکت خواهد بود و توبین بالا مشوقی است برای سرمایه گذاری کردن در شرکت می باشد، اگر ۱> Qباشد نشانه این است که ارزش بازار کمتر از ارزش ثبت شده دارایی های شرکت است .

حتما بخوانید :   سامانه پژوهشی - بهشت و جهنم در دیوان ناصر خسرو- قسمت ۷