سایت مقالات فارسی – بررسی رابطه خود مدیریتی با سلامت سازمانی بر اساس الگوی مدیریت بسیجی- قسمت 30

● سلامت سازمانی
سلامت سازمانی را مایلز در سال ۱۹۶۹ تعریف کرد و ضمن پیشنهاد طرحی برای سنجش سلامت سازمانها، خاطرنشان کرد که سازمان همیشه سالم نخواهدبود. به نظر او سلامت سازمانی اشاره می کند به دوام و بقای سازمان در محیط خود و سازگاری با آن و ارتقا و گسترش توانایی خود برای سازش بیشتر. (واینه ، 1987،ص30)
عباس زاده ویژگیهای سازمانی که جو سالمی دارد را به شرح زیر بیان می کند:
▪ در مبادله اطلاعات قابل اعتماد است؛
▪ دارای قابلیت انعطاف و خلاقیت برای ایجاد تغییرات لازم برحسب اطلاعات به دست آمده است؛
▪ نسبت به اهداف سازمان دارای یگانگی و تعهد است؛
▪ حمایت داخلی و آزادی از ترس و تهدید را فراهم می آورد، زیرا تهدید به ارتباط خوب و سالم آسیب می رساند، قابلیت انعطاف را کاهش داده و به جای علاقه به کل نظام، حفاظت از خود را تحریک می کند. (عباس زاده ، 1369، ص58-74)

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

1 Organizational Health Assessment
لایدن و کلینگل درمورد سلامت سازمانی می نویسند؛ سلامت سازمانی مفهوم تقریباً تازه ای است و تنها شامل توانایی سازمان برای انجام وظایف به طور موثر نیست بلکه شــامل توانایی سازمان برای رشد و بهبود نیز می گردد. ناظران در سازمانهای سالم کارکنانی متعهد و وظیفه شناس، روحیه بالا، کانال های ارتباطی باز و موفقیت بالا می یابند و یک سازمان سالم جایی است که افراد می خواهند در آنجا بمانند و کار کنند و به آن افتخار کنند و خود افرادی سودمند و موثر هستند. (هوی و میسکل ، 1371،ص35)
هر موجود انسانی، یا سیستم انسانی مانند یک سازمان دارای سه وضعیت مختلف در یک محیط است . در یک انتها پریشانی یا ناخوشی، در میانه وضعیت عادی و در انتهای دیگر سلامت قرار دارد.
وضعیت ناخوشی یا پریشانی عبارت است از مجموع شرایط فردی و محیطی و تنشی که منجر می شود افراد در یک سازمان عملکردی کمتر از حد انتظارات و پتانسیل خود و نیز متوسط صنعت مزبور داشته باشند
وضعیت عادی شرایطی است که در آن عملکرد فردی و سازمانی در سطوح مورد انتظار، در مقایسه با حد متوسط صنعت قرار دارد
سلامت، آن وضعیتی درافراد و سازمان متبوع آنها است که امکان می دهد عملکردی بالاتر از حد معمول انتظار و یا حتی بالاتر از همه رقبای خودداشته باشند.
در اینجا سازمان به بهترین در طبقه خود، و موجودیتی مولد، چابک و انعطاف پذیر تبدیل می گردد.
اگر انگیزه بخشی مداوم در یک سیستم سالم صورت نگیرد، این سیستم سالم تدریجاً به وضعیت عادی وارد شده و در صورت تداوم این فقدان وارد وضعیت ناخوشی می گردد.
سلامت سازمانی یکی از گویاترین و بدیهی ترین شاخص های اثربخشی سازمانی است . در یک سازمان سالم ، مدیر رفتاری کاملاً دوستانه و حمایتگرانه با کارمندان خود دارد و در برنامه های خود دارای یگانگی است . کارمندان نیز تمایل بیشتری برای ماندن و کارکردن در سازمان دارند و به طور مؤثرتری کارها را انجام می دهند (شریعتمداری ، 1388،ص123) در مجموع سلامت سازمانی به طور ضمنی بر حاصل جمع کار اثربخش دلالت می کند .(علاقه بند، 1387، ص16)
2-4-2-2: ابعاد سلامت سازمانی :
آقای تقی نسب در پایان نامه خود به نقل از ماتیو و مایلز ده بعد سلامت سازمانی را تحت عنوان اصلی به شرح زیر ارائه داده است . سه بعد اول وظیفه ای هستند ، سه بعد دوم درونی سیستم و نیازهای نگهداری ، چهار بعد دیگر تحت عنوان رشد و تغییر توصیف شده اند . این ابعاد به شرح یر می باشند . (تقی نسب، 1385،ص50)

حتما بخوانید :   تاثیر قابلیت مقایسه ی صورت های مالی بر توانایی بازده جاری سهام در ...

  1. تمرکز بر هدف : در یک سازمان سالم هدف یا اهداف سیستم باید به طور معقولی برای اعضای سیستم روشن باشد و از طرف آنها پذیرفته شود . این وضوح و پذیرش اهداف برای سلامت سازمان شرط لازم است ولی شرط کافی نیست . اهداف باید علاوه بر روشن بودن قابل وصول و کم و بیش با تقاضاهای محیط متجانس باشد .
  2. کفایت ارتباطات : در سازمان سالم اطلاعات کافی درباره مسایل سازمان وجود دارد که تضمین می کند تشخیص خوبی از مسائل و مشکلات سازمان می تواند انجام شود . افراد اطلاعاتی را که نیاز دارند در اختیار دارند و جریان اطلاعات در داخل سازمان روان است .
  3. تعدیل بهینه قدرت : موضوع اصلی در سازمانهای سالم همکاری است به جای اجبار و تهدید صریح یا ضمنی ، قدرت نفوذ یک شخص در یک سازمان سالم به میزان توان و صلاحیت او درباره موضوع مطروحه ، سهم او در نتایج و مقدار دانش و اطلاعاتی که دارد متکی است .
  4. کاربرد منابع : در سطح سازمان ((سلامت)) متضمن این است که دروندادهای سیستم به خوبی بکارگرفته می شوند . هماهنگ همه جانبه طوری است که افراد کار زیادی انجام نمی دهند و به بطالت وقت نمی گذرانند .
  5. انسجام : سلامت سازمان متضمن این است که سازمان هویت خود را می شناسد ، اعضای آن احساس می کنند که با عضویت در آن جذب شده اند . آنها می خواهند در سازمان باقی بمانند ، از آن تأثیر بگیرند و نفوذ خود را بر آن اعمال کنند .
  6. روحیه : در سطح سازمان روحیه عبارتست از مجموعه ای از احساسات انباشته شده فرد که حول احساس رفاه ، رضایت و خوشی و لذت ، در مقابل احساس عدم راحتی ، فشار ناخواسته و نارضایتی دور می زند .
  7. نوآوری : سازمان به جای ثابت و یکنواخت ماندن ، رشد و توسعه و تغییر می یابد .
  8. اقتدار : سازمان سالم به طور منفعل به خواست های بیرون عمل نمی کند و خود را ابزار محیط نمی داند ، ضمن اینکه با محیط تعامل دارد ، واکنش های آنرا تعیین کننده رفتار خود نمی داند .
  9. سازگاری : سازمان ضمن تغییر خود باید توانایی انطباق با محیط یا با آن بخش مرتبط با خود از محیط را داشته باشد .
  10. شایستگی مشکل گشایی : در یک سیستم اثربخش حل مشکلات با حداقل صرف انرژی صورت می گیرد و مکانیسمهای حل مشکل ضعیف نمی شوند بلکه حفظ و تقویت می شوند .

دکتر پاتریکیا فیشر در سال 2007 مدلی در چهار سطح و 12 شاخص برای سلامت سازمانی ارائه داده است که سعی ما در این پژوهش استفاده از این مدل می باشد . ( www.fisherandassociates.org ،1391)
 

کار تیمی تعهد کارکنان
سطح3
توانایی انطباق