مطالعات دوقلوها نشان داده است که شواهد محکمی در مورد سهم ژنتیک در رشد شخصیت وجود دارد. بنابراین نقش آمادگی شخصیت در علت­یابی مشکلات رفتاری در طی رشد سریع نوجوان از اهمیت ویژه­ای برخوردار است (ایوز[1] و همکاران، 2000). پاتنام، سنوسن و روتبارت[2] (2002، به نقل از کارمن و همکاران، 2009) مطرح می­ کنند که سرشت و شیوه فرزند­پروری دو پیش بین مهم مشکلات رفتاری در سنین نوجوانی هستند. در این رابطه، نیگ[3] (2006) مدل آسیب پذیری را در مورد رابطه بین سرشت و مشکلات رفتاری مطرح می کند. در این مدل مطرح می شود که صفات شخصیتی معینی، فرد را در معرض خطر ایجاد مشکلات روان شناختی معینی قرار می دهد. این رویکرد مطرح می کند که انواع معین سرشت پیش بینی کننده مشکلات رفتاری است (تاکت[4]، 2006). در واقع، افراد با نوجویی بالا نمی توانند ارضا را به تأخیر انداخته تکانشگری خود را کنترل نمایند. این افراد در بازداری زدایی مشکل دارند و همان طور که در پژوهش ها ثابت شده است افراد با بازداری زدایی بالا بیشتر به رفتارهای پرخطر پرداخته و در دوره های بعدی زندگی بیشتر احتمال دارد که دچار مشکلات رفتاری برونی سازی شوند (کاسپی[5]، 2000). بنابراین بر طبق این مدل، سرشت در مشکلات انطباقی اثر داشته و ویژگی های سرشتی معین می تواند در آسیب پذیری فرد به مشکلات درونی سازی یا برونی سازی نقش داشته باشد. همچنین، یافته های پژوهشی متعددی نیز مطرح می کنند که صفت شخصیتی نوجویی پیش بینی کننده مشکلات رفتاری برونی سازی هستند (به عنوان مثال، رتیو، آلتوف، دامنسی، آیر و هادزیاک[6]، 2008). تبیین دیگری که می توان ارائه داد، این است که افراد با نوجویی بالا قادر به انطباق رفتارهای خود با تقاضاها و مطالبات محیطی به ویژه والدین و همسالان خود نیستند و از الگوهای دلبستگی مخربی برخوردارند، در نتیجه، در انطباق روان شناختی دچار مشکل می شوند (ریتیو، استانگر، مک کی، دویل[7]، و هادزیاک، 2006) که این امر منجر به مشکلات رفتاری در نوجوان می شود.

 

 

پژوهش های داخلی و خارجی: رابطه بین نوجویی و مشکلات رفتاری

کو، چی، سونگ، یانگ، و چن[8] (2003) در پژوهشی که به بررسی ارزیابی اشکال شخصیت و ارتباط آن با مشکلات رفتاری در نوجوانان با بهره گرفتن از پرسشنامه شخصیتی کلونینجر و آیزنگ پرداختند، به این نتیجه دست یافتند که نوجویی پیش بینی کننده مشکلات رفتاری برونی سازی می باشد. همچنین ریتیو، کاپلند[9]، استانگر و هادزیاک (2004) در پژوهشی که به بررسی ارتباط سرشت و اختلالات برونی سازی در کودکان و نوجوانان پرداختند به این نتیجه دست یافتند که اختلال بیش فعالی-نقص توجه با نوجویی بالا و آسیب گریزی پایین ارتباط داشته و اختلال سلوک با نوجویی بالا مرتبط است. ریتیو و همکاران (2006) در پژوهشی که به بررسی تعامل بین سرشت کودک و والدین و مشکلات رفتاری کودک پرداختند، به این نتیجه دست یافتند که ترکیب نوجویی بالای کودک و والدین با مشکلات توجه کودک مرتبط است.

کیم[10] و همکاران (2006) در پژوهشی به بررسی ارتباط بین ویژگی سرشت و منش شخصیت و مشکلات رفتاری برونی سازی و درونی سازی در نوجوانان پرداختند، به این نتیجه دست یافتند که بین نوجویی بالا، آسیب گریزی بالا با مشکلات رفتاری برونی سازی ارتباط مثبتی وجود دارد. مطالعاتی (مثل، رتیو و همکاران، 2008؛ استیفتر، پاتنام و جهرومی[11] ، 2008) که به بررسی ارتباط پروفایل سرشت با مشکلات انطباقی در کودکان سنین پیش دبستانی و دبستانی پرداخته اند، به این نتیجه دست یافتند که برخی ویژگی های سرشت با سطوح بالای مشکلات درونی سازی و برونی سازی مرتبط است. به عنوان مثال در مطالعه رتیو و همکاران (2008) این نتیجه به دست آمد که پروفایل سرشتی که ویژگی آن، نوجویی پایین و آسیب گریزی بالا است ارتباط معکوسی با مشکلات رفتاری دارد؛ در مقابل، پروفایل سرشتی که یکی از ویژگی های آن نوجویی بالا می باشد، ارتباط مثبتی با مشکلات رفتاری دارد. در پژوهشی (آیزنبرگ و همکاران، 2009) که به بررسی روابط طولی تکانشگری، هیجان پذیری منفی با مشکلات رفتاری برونی سازی و درونی سازی پرداخته است، این نتیجه به دست آمد که تکانشگری بالا و هیجان پذیری منفی با مشکلات برونی سازی مرتبط است. کارمن و همکاران (2009) در پژوهش خود که به بررسی ارتباط بین سرشت، شیوه فرزند پروری و مشکلات رفتاری در نوجوانان پرداختند، به این نتیجه دست یافتند که تکانشگری ارتباط مثبتی با مشکلات برونی سازی دارد و این نتیجه با یافته های اولیه آیزنبرگ و همکاران (2001) و آیزنبرگ و همکاران (2005) هماهنگ است. اخیراً در پژوهشی (دی پاو، مرویلد، و لیوون[12] ، 2009) که به بررسی چگونگی ارتباط بین صفات شخصیتی با مشکلات رفتاری پرداخته شده است، این نتیجه به دست آمد که تحریک­پذیری منفی بالا با مشکلات برونی سازی مرتبط است بنابراین به طور کلی با توجه به ترکیب صفات سرشتی، بعضی کودکان مستعد مشکلات برونی سازی و بعضی دیگر مستعد مشکلات درونی سازی هستند.

 

ارتباط بین شیوه های فرزند پروری، نوجویی و مشکلات رفتاری

همان طور که پیش از این گفته شد، فرزندپروری به عنوان مهمترین عامل اثر گذار بر روی رشد و انطباق روان شناختی کودک شناخته شده است و شواهد زیادی وجود دارد که مطرح می نمایند متغیرهای فرزندپروری همچون کنترل، گرمی و درگیری پیش بینی کنننده مشکلات رفتاری هستند. از طرف دیگر، توجه قابل ملاحظه­ای نیز به نقش فرزندپروری بر رفتار و ویژگی های شخصیتی کودکان شده است. به عنوان مثال مدل های تبادلی[13] مطرح می کنند که شیوه های فرزندپروری در تعامل با ویژگی های شخصیتی کودک، تبیین کننده رشد مشکلات انطباقی وی هستند (لنگو و کواکس، 2005). به عنوان مثال، در صورتی که کودک در هنگام تولد دارای سرشت مشکل همچون تکانشگری یا هیجان پذیری منفی باشد، کنترل مثبت والدین که از ویژگی های شیوه فرزندپروری مقتدر است و یا کنترل منفی آنها که از ویژگی های شیوه فرزندپروری مستبد است پیش بینی کننده مشکلات رفتاری برونی سازی در کودکان است (موریس[14] و همکاران، 2002؛ رابین، بارگس و هاستینگز[15] ، 2002). زیرا کودکان تکانشگر دارای توانایی بازداری ضعیفی هستند، این کودکان نسبت به کودکان غیر تکانش­گر سریع تر واکنش نشان می دهند (کارمن و همکاران، 2009). بنابراین، این افراد برای پیشگیری از رفتار پرخاشگرانه، مخرب و غیرمطیعانه نیاز به کنترل بیرونی و در عین حال مثبت بیشتری دارند (بردلی و کاروین[16]، 2008). به ویژه نتایج این مطالعه مطرح می کند که کودکان تکانشگر نیاز به والدینی دارند که ساختار یافته تر عمل نموده، به طور واضح محدودیت ها را تعیین کرده و حساس باشد. بنابراین کودکان تکانشگر از کنترل مثبت والدین بیشتر نفع می برند، زیرا کنترل مثبت موجب رشد خودگردانی و تسلیم شده، به فعالیت های اکتشافی فرد جهت داده، و در نتیجه آسیب پذیری فرد به مشکلات رفتاری کاهش می یابد (آنولا و نارمی[17]، 2005).

در همین رابطه، مدل آسیب پذیری نیز مطرح می کند که علی رغم اینکه سرشت، استعداد یا آسیب پذیری را برای مشکلات رفتاری ایجاد می کند، اما عوامل دیگری جهت رشد کامل مشکلات رفتاری وجود دارند، مثل شیوه های فرزندپروری. به عنوان مثال ایجاد رفتار ضد اجتماعی تعاملی است. بدین ترتیب که ویژگی های شخصیتی به ویژه سرشت، پاسخ به عوامل محیطی که برانگیزاننده مشکلات رفتاری است را تعدیل می نماید. سرشت ممکن است خطر بروز اختلال را تحت شرایط پر خطر (مثل استفاده والدین از شیوه فرزندپروری مستبد و سهل گیر) افزایش دهد اما در شرایط کم خطر یا برعکس آن، شرایط با عوامل محافظت کننده بالا (مثل شیوه فرزندپروری مقتدر)، احتمال خطر بروز آن را کاهش دهد. به عنوان مثال سطح بالای فعالیت، به عنوان یک ویژگی سرشتی در دوران نوزادی، ممکن است در شرایط پرخطر ویژگی محافظت کننده ای داشته باشد، اما در محیط کم خطر هیچ اثر نیرومندی نداشته باشد (نیگ، 2006).

همچنین مدل زیستی-اجتماعی (راینی و همکاران، 1997، به نقل از لیو، 2006) نیز اثرات تعاملی عوامل خطرزای زیست شناختی (مانند مسائل مربوط به تولد، تغذیه نامناسب و سرشت) را با عوامل خطرزای اجتماعی (همچون مشکلات اجتماعی، شیوه های فرزندپروری ناکارآمد) که به عنوان پیش بین های مشکلات رفتاری برونی سازی هستند، مطرح می کند.

 

[1]- Eaves

[2]- Putnam, Sanson, & Rothbart

[3]- Nigg

[4]- Tackett

[5]- Caspi

[6]- Rettew, Althoff, Dumenci, Ayer, & Hudziak

[7]- Stanger, Mc Kee, & Doyle

[8]- Kuo, Chin, Soong, Yang, & Chen

[9]- Copeland

[10]- Kim

[11]- Stifter, Putnam, & Jahromi

[12]- De Pauw, Mervielde, & Leeuwen پایان نامه

[13]- transactional

[14]- Morris

[15]- Rubin, Burgess, & Hastings

[16]- Bradly & Corwyn

[17]- Aunola & Nurmi

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *