مهر ۱۰, ۱۳۹۹

ابعاد رفتار شهروندی سازمانی//پایان نامه درباره عدالت سازمانی

مفاهیم و ابعاد رفتار شهروندی سازمانی

اين مفهوم اولين بار توسط باتمان و ارگان در اوائل دهه ۱۹۸۰ ميلادي به دنياي علم ارائه شد. گرچه قبل از آنها افرادي همچون کتز و کاهن با تمايز بين عملکرد نقش و رفتارهاي نوآورانه و خودجوش در دهه هفتاد و هشتاد ميلادي و نيز قبل از انها چستر بارنارد با بيان مفهوم تمايل به همکاري در سال ۱۹۳۸ ميلادي به اين موضوع توجه نمودند (طبرسا و میرزاده،۱۳۸۹).

تحقيقات اوليه اي که در زمينه رفتار شهروندي سازماني انجام شد بيشتر براي شناسايي مسئوليت ها و يا رفتارهايي بود که کارکنان در سازمان داشتند اما اغلب ناديده گرفته مي شد. اين رفتارها با وجود اينکه در ارزيابي هاي سنتي عملکرد شغلي به طور ناقص اندازه گيري مي شدند و يا حتي گاهي اوقات مورد غفلت قرار مي گرفتند، اما در بهبود اثربخشي سازماني موثر بودند. اين اعمال را که محل کار اتفاق مي افتند را اين گونه تعريف مي کنند: مجموعه اي از رفتارهاي داوطلبانه و اختياري که بخشي از وظايف رسمي فرد نيستند، اما با وجود اين توسط وي انجام و باعث بهبود موثر وظايف و نقش هاي سازمان مي شوند(اسلامی و سیار، ۱۳۸۶).

بیش از سی شکل از رفتار شهروندی وجود دارد . رفتار شهروندی سازمانی رفتار فردی را که به صورت اختیاری بوده را ارائه می کند و یک مجموعه ای است که نقش های اثربخشی و کارایی سازمان را ترویج و گسترش می دهد. این رفتارها تشکیلات اجتماعی یک سازمان را روغن کاری می کندو آماده سازی انعطاف پذیری، نیازمند پیش بینی های احتیاطی است و به کارمندان در یک سازمان برای فائق آمدن بر شرایط ناشی از ترس در وابستگی های متقابل بین افراد کمک می کند. اخیراً تعریف رفتار شهروندی سازمانی برای در بر داشتن طبقه بندی های نوع دوستی گسترش داده می شود. ( رفتارهای کمکی که مستقیماً به افراد خاص برمی گردد) و تعمیم عمومی دادن ( عملکرد وظیفه شناسانه برای سازمان ) و به طور کلی دسته بندی ادب و نزاکت و مردانگی و فضیلت اجتماعی(Foote، Tang،۲۰۰۸).

اورگان در سال ۱۹۸۸ به مفاهیم رفتار شهروندی سازمانی در مورد کارایی و اثربخشی سازمانی، نوآوری و سازگاری در سازمان های گوناگون اشاره کرده است. ویلسون[۱] نیز رفتار شهروندی سازمانی را نوع خاصی از رفتارهای کمکی می داند که می تواند به عنوان فعالیت هایی که دربردارنده یک تعهد بزرگتر از مساعدت خوانگیخته که شخص آزادانه به سود شخص دیگر، گروه، سازمان و اهداف دیگری با آن ها همکاری می‎کند، تعریف می شود (Liang، ۲۰۱۲).

رفتار شهروندی سازمانی یک انتخاب فردی و نشان دادن هر رفتاری که عمومی نباشد است. ارگان دركتاب خود با عنوان رفتار شهروندي سازماني: نشانگان سرباز خوب، اين پديده را چنين تعريف مي كند: رفتارهاي فردي كه اختياري و آگاهانه بوده و بطور مستقيم و صريح به وسيله نظام هاي پاداش سازماني و نظام هاي ارزيابي عملكرد سازماني شناسايي نشد ه اند ولي در مجموع، اثر بسيار چشمگيري بر اثربخشي سازماني دارند (دعائی، مرتضوی و نوری، ۱۳۸۸).

رفتارهای شهروندی سازمانی کارکنان ارائه دهنده خدمات، رفتارهایی هستند که زمینه مناسب برای ارائه خدمات کیفی بالا به مراجعه کنندگان داخلی یا کارکنان و مراجعه کنندگان خارجی یا مردم را فراهم می کنند (مجیدی, ۱۳۸۹).

کونوسکی[۲] و یوگ[۳] در سال ۱۹۹۴ معتقد بودند که رفتار شهروندی سازمانی به رفتارهای اختیاری کارکنان که به طور رسمی توسط سیستم پاداش دهی رسمی به آن ها پاداش نمی دهند صورت می گیرد . در یک محیط کاری، رفتار شهروندی سازمانی به برقراری یک ارتباط درونی کاری میان کارکنان و گسترش انگیزه نوعدوستانه با سازمان می پردازد (Teh & Sun، ۲۰۱۱).

بسیاری از تحقیقات پنج طبقه از عملکرد ضمنی را توضیح می دهد. داوطلب شدن برای فعالیت هایی ورای توقعات کار رسمی افراد، پیگیری اشتیاق افراد، مساعدت به دیگران، پیروی از قوانین و رویه ها، در ملاء عام حمایت کردن و دفاع کردن از دیدگاه های سازمانی که با متغیرهای فردی، مبنای انگیزشی، حمایت سازمانی، تغییر اجتماعی، رضایت شغلی و سرمایه اجتماعی ارتباط دارد(Foote & Tang، ۲۰۰۸).

[۱] willson

[۲] Konovsky

[۳] Yug