كاركردهاي اعتماد:پایان نامه درباره اعتماد و خودآگاهی کارکنان

دانلود پایان نامه

تحليل جايگاه اعتماد در نظم اجتماعي با ظهور مكتب كاركردگرايي در انسان شناسي و مكتب ساختاري- كاركردي در جامعه شناسي، توسعه يافت. انديشمندان اين مكتب، به ويژه از اواخر دهه چهل، مهم ترين طرح تحليلي جامعه شناختي را فراهم كردند. در نظر انديشمندان اين مكتب وجوه نظم اجتماعي از جمله انسجام و اعتماد به عنوان پيش نيازهايي تعريف شدند كه هر نظام اجتماعي بايد آن ها را برآورده سازد. آيزنشتاد و رونيگر[1] اعتماد را در حيطه گروه هاي اوليه به ويژه خانواده مطرح مي كنند و تفكيك يافتگي را مهم ترين چالش فراروي آن مي دانند. در اين ميان پارسونز[2] اعتماد را در چارچوب اجتماع جامعه اي و بر اساس تشابه ارزشي- هنجاري، ممكن مي داند. در نظريه پارسونز، اعتماد نگرش يا احساسي است مبتني بر آشنايي و فرهنگ مشترك که بايد فراگرفته شود و بنابراين جزيي از فرآيند جامعه پذيري است. جامعه پذيري نيز از طريق دو نهاد اصلي خانواده و مدرسه صورت مي گيرد و خانواده خرده نظامي از جامعه است كه به واسطه آن موجودات انساني ماهيت واقعي اعتماد را فرامي گيرند. به طور كلي به موجب يكي از طبقه بندي ها و بر اساس حوزه مورد تأكيد، مي توان نظريه هاي اعتماد را به دو دسته تقسيم كرد: رهيافت جامعه محور و رهيافت نهادمحور. نظريه پردازان اخير سرمايه اجتماعي مانند، فوكوياما[3]، بنفيلد[4] و پاتنام[5]  كه بيشتر از سنت نظريه اجتماعي آلكسيدوتوكويل[6] و جاناستوارت ميل[7]  الهام مي گيرند، استدلال مي كنند كه خاستگاه هاي اعتماد در شبكه انجمن ها و سازمان ها واسطي است كه جامعه مدني را تشكيل مي دهند (منصوریان و قدرتی، 1388).

  1. اعتماد متقابل: يك رابطه مبتني بر اعتماد، حداقل دو طرف دارد: 1) فرد مورد اعتماد 2) فردی که اعتماد مي كند. در اين رابطه هر دو به دنبال منافع خود بوده كنش هاي هر كنشگر معقول مي شود. اصولاً در رابطه مبتني بر اعتماد ما با كنشگران عقلايي مواجه هستيم. در اين رابطه، اگر احتمال پيروزي در مقايسه با احتمال شكست بالاتر باشد، كنشگران اعتماد  مي كنند و انتظار منفعت دارند و بايد اعتماد كنند. اين بيان ساده، مبتني بر اصل به حداكثر رساندن سودمندي، تحت شرايط ريسك است. اعتمادكننده بالقوه بايد بين اعتماد نكردن كه در اين صورت هيچ تغيير سودمندي براي وي حاصل نمي شود و اعتماد كردن كه در اين مورد بستگي به كنش طرف مقابل دارد، تصميم گيري كند. اعتماد از عناصر و مؤلفه هاي اصلي مدرنيته است. موضوع ريسك و مخاطره با انواع اعتماد در ارتباط است. اعتماد بنيادي اضطراب را كاهش داده، نوعي احساس تداوم و نظم در رويدادها يا امنيت وجودي در فرد به وجود مي آورد. اعتماد، شيوه ضروري و اجتناب ناپذير نظم اجتماعي است و جزو لاينفك زندگي اجتماعي در نظر گرفته شده، ماهيت نهادهاي مدرن وابسته به ساز و كارهاي اعتماد به نظام هاي انتزاعي به ويژه نظام هاي تخصصي است (قلی پور و پیران نژاد، 1386).

 

2-2-1-4- كاركردهاي اعتماد

كاركردهايي كه اعتماد مي تواند براي طرفين روابط داشته باشد مي تواند در عبارات به صورت زیر خلاصه گردد : (آراسته و رزقی، 1388)

  1. اعتماد به ديگران باعث مي شود شخص كنشگر كنش هاي مثبتي با ديگران برقرار كند.
  2. اعتماد عامليت انساني را آزاد كرده و به تحرك در كارهاي جمعي تشويق مي كند.
  3. اعتماد فعاليت هاي داوطلبانه، نوآورانه، پويا و خلاقانه را برمي انگيزاند.
  4. ترديد و شك در مورد مخاطرات كنش با ديگران، با اعتماد كردن به حداقل مي رسد.
  5. اعتماد سبب به وجود آمدن كنش هاي جديدتري شده و به افزايش تصاعدي اعتماد منجر  مي شود.
  6. وجود اعتماد بين كنشگران سبب مي شود تا كنشگران نسبت به هم گشاده رو شوند و با صميم قلب تعامل برقرار كنند و آمادگي تعامل با ديگر افراد را نيز پيدا كنند.
  7. با اعتماد روابط جديدي برقرار مي شود كه قبلاً وجود نداشته اند.
  8. افراد مورد اعتماد از اضطراب و ترديد مراقبت ديگران رها مي شوند.
  9. اعتماد متقابل به ديگران نيز به دست مي آيد.
  10. مشاركت با ديگران در اشكال مختلف انجمني مورد تشويق قرار گرفته و در نتيجه شبكه حلقه هاي بين فردي غني تر شده و حوزه هاي تعاملي گسترده تر مي شود و صميميت بيشتري براي برخورد ما بين افراد به دست مي آيد.
  11. اعتماد به ارتباطات سرعت مي بخشد و علايم انكار تكثرگرايي را از بين مي برد كه مانع كار جمعي مي باشند.
  12. اعتماد ظرفيت تحمل و پذيرش غريبه ها و شناخت مشروعيت تفاوت هاي فرهنگي- سياسي را افزايش مي دهد.
  13. فرهنگ اعتماد، پيوستگي فرد به اجتماع را قوي تر مي كند و به پيدايي احساس هويت كمك كرده و سبب انسجام گروهي مي شود.
  14. زماني كه فرهنگ اعتماد وجود دارد هزينه هاي مبادلاتي به صورت معني دار پايين آمده و شانس همكاري افزايش مي يابد.

[1]. Eisenstadt & Roniger

[2]. Parsonse

[3]. Fukuyama

[4]. Banfield

[5]. Putnam

[6]. Tocqueville

[7]. Mill

دانلود پایان نامه