عوامل موثر عملکرد سازمانی:/پایان نامه درمورد مدیریت منابع انسانی

دانلود پایان نامه

معیارهایی عملکرد باید :

  • با معیارها و اهداف استراتژیک که از نظر سازمانی مهم بوده و عملکرد کسب و کار را پیش می برند، مرتبط باشد.
  • با اهداف و پاسخ گویی گروه ها و افراد مورد نظر مرتبط باشند.
  • دستاوردها و رفتارهایی که می توانند به وضوح تعریف شده و برای آنها دلیل ارایه نمود و خروجی های قابل اندازه گیری تمرکز داشته باشند.
  • داده ها یا مدارکی که به عنوان مبنای اندازه گیری در دسترس هستند را نشان دهد.
  • قابل اثبات باشند، اطلاعاتی ارایه دهند که حد انتظارات برآورده شده را تایید نماید.
  • تا حد امکان در انطباق با هدف ارزیابی و دسترسی به داده ها دقیق باشند.
  • مبنای معتبری برای بازخور و اقدام ارایه دهند.

جامع باشند و تمام ابعاد کلیدی عملکرد را به گونه ای که مجموعه ای از معیارها دردسترس قرار گیرند تحت پوشش قرار دهند (بزاز جزایری؛1387،ص17).

 

2-1-4- عوامل موثر بر عملکرد سازمانی

متغیرهایی که باید مورد توجه مدیریت منابع انسانی قرار گیرند آشکار و واضح یا پنهان و ضمنی هستند و جزء عواملی است که اگر سازمان قرار است باقی بماند و در بلند مدت پیشرفت کند مدیریت باید به آنها توجه کند.

الف) بیرونی[1] :

عواملی که در سمت چپ مدل نشان داده شده اند واقعیتهایی از محیط بیرونی هستند که بر فعالیتهای درون سازمان اثر می گذارند. مدیریت ممکن تنها کنترل محدودی بر این عوامل داشته باشد، ولی محیط بیرونی اثر قوی بر زندگی سازمانی و سیاستها و رویه های منابع انسانی به طور اخص دارد. درک و کنار آمدن با محیط بیرونی بخش مهمی از تلاش جهت بهبود عملکرد سازمانی و متخصصین منابع انسانی و کلاًمدیران باید به طور دائم فعالیت­های خود را با این عوامل همسو کنند. که از عوامل انسانی و فرهنگی ای که بر عملکرد سازمان اثر می­گذارند می­توان به مهارت­ها و توانایی­های فنی و مدیریتی، بهایی که مردم به رفتار دیگران می­دهند، ارزشی که برای محصولات یک سازمان در نظر می­گیرند، طرز تلقی به کار و تفریح، طرز تلقی مربوط به کار جمعی (هم­چون علاقه یا بی­علاقگی فرد به تشکیل اتحادیه) و طرز تلقی درباره­ی مشارکت در تصمیم گیری و حل مشکل اشاره کرد. عامل دیگر فناوری موجود در جامعه است که شامل تجهیزاتی همچون مایکرد کامپیوتر یا روباتها و فنون استفاده ی تجهیزات و دانش نظری و کاربردی متکی به آن می شود. هزینه و موجود بودن منابع طبیعی از دیگر عوامل بیرونی هستند که بر آنچه سازمان انجام می­دهد و نحوه ی اجرای آن اثر می گذارند. عوامل اقتصادی مهم شامل بازارها (تعداد فردی که محصولات مشخصی را می خواهند)، قدرت خرید مردم ، سطح اشتغال یا عدم اشتغال و رقابتی که برای بازارها و منابع وجود دارد در ؛ معیارهای تنظیم کننده – قوانین، تصمیمات دادگاه ها و بخش نامه های اداری – نیز در نحوه ی عمل سازمانها اثر گذارند و به خصوص تبعات مهمی برای مدیریت منابع انسانی به همراه دارند. در نهایت ، بازارها برای آنچه سازمان تولید می کنند یا مایل است تولید کند بر سوددهی بنگاه اقتصادی و بقای بلند مدت آن اثر خواهد گذاشت. در سازمانهای موفق ، تعیین نیازهای بازار و واکنش­های استفاده کننده، فعالیتی با اولویت بالا به شمار می رود (دعایی، رضایی راد، خانی، 1390، ص 87).

ب) محیط درونی: [2]

عواملی که در وسط مدل نشان داده شده است جنبه هایی از محیط داخلی سازمان است که مدیریت و کارکنان هر دو کنترل زیادی بر آنها دارند. مدیریت، به ویژه کنترل جامعی بر سیاستها و عملیات منابع انسانی ،مالی،فناوری و منابع فیزیکی مورد استفاده، ساختار سازمانی، فلسفه ی مدیریت و شیوه رهبری دارد. عواملی که به ندرت به طور مستقیم شکار می شوند عبارتند از فرهنگ سازمانی، فضای سازمانی، رفتار برانگیخته شده و کار تیمی. مدیریت منابع انسانی به این دلیل در وسط نمودار قرار گرفته است که سیاستها و عملیات مدیریت منابع انسانی برای بقا سازمان و توفیق بلند مدت آن از اهمیت بالایی برخوردار است. مردم سازمان را تشکیل می دهند و مردم فرایندهای ایجاد محصول و خدمت را که سازمان به دلیل آنها در فعالیت است اداره می کنند. در حقیقت ، چگونگی اداره ی منابع انسانی احتمالاً مهمترین عامل در عملکرد کلی یک سازمان است. عوامل درونی توسط خطوط نقطه چین به یکدیگر مربوط شده اند تا بر اثر متقابل آنها بر یکدیگر و تعامل آنها دلالت کنند. بنابر این ، برای آن که سازمانی بسیار موفق شود، تمام این عوامل درونی باید به طور هوشمندانه و به طور هماهنگ اداره شوند (همان منبع، صص 88-87).

ج)دستاوردها[3]

عواملی که در سمت راست مدل نشان داده شده است دستاوردها یا نتایج سازمانی هستند. این دستاوردها معرف چهار معیار عملکردند که در ارزیابی موفقیت یک سازمان مفید می باشند.

  • اثربخشی : احتمالاً مهمترین دستاوردهایی است که می توان آن را به عنوان معیاری برای دستیابی به اهداف سازمان تعریف کرد. در ارزیابی اثربخشی مهم است درجه ای را که اهداف فردی کارکنان، گروه های کاری، و اهداف کلی سازمان با یکدیگر همخوانی دارند برآورد کرد. بنابر این ، اثربخشی فرد عبارتست از درجه ی مشارکت فرد در دستیابی به هدفهای سازمانی و اثر بخشی گروه درجه ای است که هدف های گروه در ارتباط با نیل به هدف های سازمان بدست می آید.
  • کارایی : شامل سنجش یک نتیجه ی دلخواه در مقابل منابع استفاده شده برای دستیابی به آن نتیجه است. کارایی عبارتست از نسبت ستاده ها به داده ها یا منافع به هزینه ها . یک سازمان می تواند در نیل به هدف های اساسی خود اثربخش باشد. و در عین حال بسیار غیر کارا. یا سازمانی می تواند در انجام برخی امور به غیر از رسیدن به هدفهای خود کارا باشد. که در آن صورت اثربخش نیست.
  • توسعه : معیاری است که با توجه به آن هریک از کارکنان، گروههای کاری و تمام سازمان برای رویارویی با فرصتها و چالش های آینده ظرفیت خود را توسعه می دهند. برای بقای بلند مدت سازمان این دستاوردها بسیار مهم است. رسیدن به هدفهای کوتاه مدت نظیر به دست آوردن سطوح خاصی از سود، کاملاً امکان پذیر است، ولی برای دستیابی به آن کاهش دادن جدی منابع انسانی می تواند موجب تضعیف و شاید ورشکستگی سازمان شود. این امر زمانی می تواند رخ دهد که به مسائلی چون استخدام ، آموزش و دادن فرصت به مردم برای به عهده گرفتن مسئولیت های وسیع تر توجه کافی نشود. توسعه زمانی صورت می گیرد که منابع مالی، تکنولوژیکی و فیزیکی بهبود یا افزایش یابند.
  • رضایت خاطر مشارکت کننده : اشاره به واکنش مثبت عاطفی کارکنان نسبت به کار و شغل هایشان دارد. فرد بسیار مهم است ولی رضایت جمعی افراد در گروهها و سازمان به عنوان یک مجموعه نیز، حائز اهمیت است. عملکرد بالا احتمالاً از تمرکز مطلق بر رضایت کارکنان به دست نمی آید، ولی نادیده گرفتن این عامل خطر رسیدن به نتایج بسیار منفی ، مانند عدم توانایی در حفظ کارکنان با ارزش یا استخدام استعدادهای مطلوب را به دنبال دارد(همان منبع، ص 88).

 

[1] -External Enviroment

[2] -Internal Enviroment

[3] -Achievements

دانلود پایان نامه