سطوح فن آوری اطلاعات//پایان نامه سرمایه گذاری در فن آوری اطلاعات

دانلود پایان نامه

سطوح برنامه ريزي فن آوری اطلاعات

برنامه ريزي اطلاعات را مي توان مشابه همه فعاليت هاي برنامه ريزي در سازمان به سه سطح استراتژيک[1] (بلندمدت)، تاکتيک [2](ميان مدت)، و عمليات[3] (کوتاه مدت) تقسيم کرد. بسياري از سازمان هاي نوين،برنامه ريزي فن آوری اطلاعات را براي افق زماني طولاني انجام مي دهند. اين سازمان ها معمولا داراي برنامه فن آوری اطلاعات بلندمدت هستند که گاهي به آن طرح استراتژيک فن آوری اطلاعات نيز مي گويند. در اين طرح ها به پروژه هاي خاص اشاره نمي شود بلکه مجموعه اي از راهبردهاي زيرساختارها و منابع مورد نياز فعاليت هاي فن آوری اطلاعات را 5 تا 10 سال در بر مي گيرد.در برنامه ميان مدت، ميزان سرمايه گذاري در زير ساختارها، و برنامه هاي کاربردي و نيز فهرستي از پروژه ها مطرح مي شود که در راستاي تحقق اهداف استراتژيک هستند. اين برنامه معمولا در طول زمان برنامه ريزي بلندمدت چندين بار تکرار مي شود. در برنامه ريزي عملياتي نيز به صورت تفضيلي به بودجه پروژه ها و فعاليت ها توجه مي شود (احمدي و همکار، 1383، ص 41).

2-1-17) مدل هاي سنجش فن آوری اطلاعات

بررسی ادبیات موضوعیدر مورد فن آوری اطلاعات نشان می دهد که مدل های سنجش این فن آوری عبارتند از:

2-1-17-1)مراحل رشد نولان[4]مدل مراحل رشد و ظهور فن آوری اطلاعات در يک سازمان، مي تواند عنوان چهارچوبي براي ارزيابي ويژه سيستم هاي اطلاعاتي به کار رود. تاکيد اصلي «نولان» بر اين است که بخش سيستم هاي اطلاعاتي در يک شرکت از ميان شش مرحله توسعه عبور مي کنند. همان طور که سازمان از بين شش مرحله رشد مي کند، توانايي سيستم هايي مربوط روش هايي براي کنترل آن ها و نيز درک آن هاجامع تر و پيشرفته تر مي شود. پيشبرد تا مرحله بلوغ به شرکت امکان مي دهد که با حفظ وظيفه سيستم هاي اطلاعاتي، کوشش خود را بيشتر بر استفاده از فن آوری اطلاعاتي براي تامين مزيت عملياتي و استراتژيک متمرکز سازد(عبدي 1389، ص 34).

2-1-17-2)استراتژي ارتباط پارسونز[5]يک هدف عمده برنامه ريزي سيستم هاي اطلاعاتي اين است که اطمينان حاصل کند تا نيازهاي شرکت براي فن آوری اطلاعات مطابق با چهارچوب شرکت جهت مديريت فن آوری اطلاعات باشد. براي تاکيد بر اهميت اين سازگاري، شرکت ها بايد از استراتژي ارتباط برنامه تجاري و اطلاعات خود آگاهي داشته باشند.

«پارسونز» شش استراتژي ارتباط عمومي را پيشنهاد کرد که چهارچوب مديريت گسترده اي را براي هدايت استفاده از فن آوری اطلا عات در شرکت ارا يه مي کند.در جدول ( 2-1) شش استراتژي مختلف، رويکردي را طرح ريزي مي کند که شرکت مي تواند اهداف فن آوری اطلاعات و خط مشي ها را ايجاد کرده، پروژه ها را ارزيابي کند، منابع را تخصيص دهد و استانداردهاي عملکرد را تعيين نمايد. ميزاني که شرکت ها به طور آگاهانه هر يک از شش استراتژي را انتخاب کرده اند، متغير است. برخي شرکت ها هيچ استراتژي مشخصي ندارند. دراين شرکت ها با استراتژي تصادفي، کاربردهاي فن آوری اطلاعات معمولا در برآوردن نيازهاي شرکت کمتر موفق بوده و فن آوری اطلاعات به علت این که مديران ارشد، کاربران و بخش داخلي سيستم هاي اطلاعاتي هيچ چهارچوب مشترکي را براي عمل ندارد، عملکرد موثر نخواهد داشت. شش استراتژي «پارسونز» عبارتند از: (طالقاني، 1384، ص ص53-54)

الف)به طور متمرکز برنامه ريزي شده- شرکت هايي که داراي استراتژي «به طور متمرکز برنامه ريزي شده»[6]هستند،يک واحد مرکزي يا يک شخص مسئول دارند که مسئوليت هماهنگي استراتژي فن آوری اطلاعات شرکت وارتباط آن با استراتژي تجاري را بر عهده دارد. يکي از وظايف اين واحد، اين است که تعيين کندچگونه کاربردهاي فن آوری اطلاعات در حال حاضر براي شرکت مزيت رقابتي بيشتري را فراهم کند. به واحد مزبور بايد يک اختيار رسمي عطا شود و مدير ارشد سيستم هاي اطلاعاتي بايد جزيي از فرايند تصميم گيري مديريت ارشد باشد.

ب)هدايت مزيت- شرکت هايي که از استراتژي «هدايت مزيت»[7] پيروي مي کنند در تلاشند تا شرايط جاري فن آوری اطلاعات را با نيازهاي شرکت مرتبط سازند. اين استراتژي با سرمايه گذاري در فعاليت هاي تحقيق و توسعه به ويژه در بخش سيستم هاي اطلاعاتي امکان دارد به طور مستقيم و فوري کاربرد نداشته باشد. استراتژي «هدايت مزيت» تعهد هوش مديريت ارشد و حتي مديران غير سيستم هاي اطلاعاتي را دارا باشد.

ج)بازار آزاد- استراتژي «بازار آزاد»[8] به کاربران امکان مي دهد کاملا تعيين کنند، نيازهاي فن آوری اطلاعات در شرکت چيست و چطور آن ها بهتر برآورده مي شوند.

د)انحصار-  استراتژي انحصار[9] ممکن است از طريق خط مشي مستقيم يا توافق غير رسمي به وجود آيد. بخش هاي سيستم هاي اطلاعاتي در شرکت ها با استفاده از استراتژي انحصار تنها منبع فن آوری براي کاربران به شمار مي روند. اين خصوصيتي است که نقش سنتي بخش سيستم هاي اطلاعاتي ناميده مي شود. استراتژي انحصار به اين مفهوم نيست که کاربران بايد تنها از کاربردهايي استفاده کنند که بخش سيستم هاي اطلاعاتي مناسب دارند.

و)منابع کمياب- هنگامي که مديريت فن آوری اطلاعات را به عنوان منابع کمياب[10] در نظر مي گيرد، تلاش مي کند استفاده از آن را محدود سازد و کاربردهاي سيستم هاي اطلاعاتي بر مبناي معيارهاي خيلي دقيقي انتخاب مي شوند، مانند نرخ سرمايه گذاري مورد انتظار و دوره بازگشت سرمايه برخي شرکت ها به فن آوری اطلاعات به عنوان يک زبان لازم يا ضروري نگاه مي کنند.اين نگاه يا به علت تجربه قبلي و يا به علت درک هاي منفي ديگر است. شرکت ها با استفاده از اين استراتژي يک پروژه فن آوری اطلاعات را در صورتي قبول مي کنند که به طور کامل دستيابي به يک هدف تجاري خاص را امکان پذير سازد.درهر زماني سرکشي ممکن است با توجه به تغيير شرايط، چندين استراتژي را براي خود در نظر بگيريد. تعيين استراتژي خاصي براي يک موقعيت ويژه بايد از يک فرايند تفکر آگاهانه و به وسيله مديران ارشد شرکت منتج شوند. چنين فرايندي مي بايد وضع فعلي شرکت و اثر بالقوه قبول يک استراتژي خاص ارتباطي را مورد ملاحظه قرار دهد. شش استراتژي ارتباط پارسونز به برنامه ريزان امکان مي دهد که شرکت ها را به روش هاي مفيدي مفهوم سازي کنند.

[1].Strategic

[2].Tactics

[3].Operation

[4]. Cristofer Nolan

[5].Parsons Gregory

[6]. Pelanned

[7]. Leading Advan tage

[8] .Pree Market

[9]. Monoply

[10].Sarceresoarce

دانلود پایان نامه