ديدگاه هاي مسئوليت جامعه:/پایان نامه درمورد مدیریت منابع انسانی

ديدگاه هاي مختلف مسئوليت هاي جامعه

با بررسي تاريخي انواع ديدگاه هاي حاكم بر مسئوليت هاي اجتماعي سازمان ها، مي توان سه مرحله تغيير نگرش را مشاهده نمود :

  • مديريت مبتني بر كسب حداكثر سود[1]

اين ديدگاه تا دهه 1930 ميلادي پا بر جا بود و اساس آن عبارت بود از اينكه سازمان ها فقط مسئول كسب منافع خودشان هستند.

  • مديريت مبتني بر اعتماد[2]

در دهه 1930 خصوصاً در ايالات متحده آمريكا، ركودهاي عظيم اقتصادي و اعتراضات جنبش هاي كار گري درخصوص امنيت شغلي، سازمان ها را وادار كرد تا فقط به فكر منافع خودشان نباشند و شرايط بهتري را براي امنيت شغلي كاركنان و وضعيت رفاهي آنان در نظر گيرند. اين ديدگاه تا دهه 1960 پابرجا بود.

  • مديريت كيفيت زندگي[3]

از دهه 1960 ميلادي تاكنون، مديران سازمان ها به اين باور رسيده اند كه بايد مسئوليت هاي اجتماعي را بر عهده گيرند(مشبکی، خلیلی شجاعی، 1389، ص 39).

2-3-6- مسئوليت اجتماعي سازمان ها و منافع آن

مسئوليت اجتماعي سازمان ها، عامل اساسي بقاي هر سازماني است. كه با توجه به ارتباطات كليه سازمان ها با جامعه، به موضوع اجتناب ناپذيري تبديل شده است. مسئوليت اجتماعي سازمان ها، براي تعريف، قاعده مند كردن و به تصوير كشاندن نقش و مسئوليتي جديد براي سازمان ها است تا سازمان ها تمركز و توجه خود را با محوريت رسالت انتفاعي تعريف شده، بر حوزه اي به نام اجتماع خود معطوف دارند.

از لحاظ تاريخي، سازمان ها با رويكرد ايجاد سود براي سهامداران خود پايدار مانده اند. اما امروزه اين رويكرد براي تضمين بقا كافي نيست. در دنياي مدرن، سازمان ها با هر اندازه و در هر بازاري، بايد براي بقا خود رضايت جامعه را كسب و حفظ كنند و اين رضايت فقط در صورتي حاصل مي شود كه جوامع باور داشته باشند عمليات سازمان ها تأثير سودمندي بر انسان ها و محيط زيست باقي مي گذارد. مردم عادي، سرمايه گذاران بالقوه، سياست مداران و طيف وسيعي از ديگر ذي نفعان سازمان ها را مسئول اثرات اجتماعي، زيست محيطي و اقتصادي مي دانند.

مسئوليت اجتماعي سازمان براي بسياري از سازمان ها يك حوزه ناشناخته است و آنها الزاماً براي مقابله با چالش هاي آينده مجهز نشده اند.

سه بعد مسئوليت اجتماعي سازمان عبارتند از : «اجتماعي»، «محيط زيستي» و «اقتصادي» كه به ترتيب دربرگيرنده مردم، كره زمين و سود است(براتلو، 1386، ص 94).

مسئوليت اجتماعي سازمان ها براي تمام ذي نفعان جذابيت ويژه اي دارد كه عبارتند از :

1- براي حكومت ها جذاب است، چون وظايف سنتي دولت ها را در سياست گذاري و حمايت هاي اجتماعي كاهش مي دهد. از سوي ديگر، با افزايش مقبوليت اجتماعي سازمان ها، امنيت اجتماعي و محلي نيز افزايش مي يابد و در نتيجه ثروت و ماليات بيشتر به دنبال خواهد داشت.

2- براي شهروندان نيز جذاب است، چرا كه در كنار آلودگي هاي زيست محيطي و تغييرات فرهنگي و اجتماعي ناشي از حضور سازمان ها، مي توانند رفاهي را بيش از آنچه دولت و نسل هاي قبلي برايشان خواسته اند، در غالب انواع خدمات و توجهات اجتماعي سازمان ها دريافت كنند.

3- براي كاركنان جذاب تر است، چون هم از منظر شهروندي درون سازماني، هم از منظر شهروندي اجتماعي، نتايج مادي و حتي معنوي قابل توجهي را برايشان به ارمغان خواهد آورد.

4- براي سهامداران بيش از سايرين جذاب است، چرا كه نقش خود را از مهماني بيگانه به شهروندي مسئول و قابل احترام در جامعه تغيير يافته مي بينند و البته آغوشي امن تر از قوانين تجاري براي خود مي سازند؛ آغوشي در بطن جامعه كه از دست دادن اين آغوش حتي حكومت ها را با تزلزل روبه رو مي سازد، چه رسد به شركت ها.

سازمان ها و مديران در مقابل مسئوليت ها و تعهدات اجتماعي به چهار دسته تقسيم مي شوند كه عبارتند از :

دسته اول، استراتژي تدافعي دارند. اين دسته از مديران، تعهد اخلاقي ندارند و به محيط و كاركنان را طعمه مي زنند و سعي در غارت آنان دارند.

دسته دوم، استراتژي واكنشي دارند. اين دسته از مديران، تعهد اخلاقي ندارند، اما بر اثر فشار عوامل خارجي، به تعهدات خود عمل مي كنند.

دسته سوم، استراتژي انطباقي دارند. اين دسته از مديران، تعهد اخلاقي را پذيرفته اند و بدون تهديد و فشار، به انجام آن اقدام مي كنند.

دسته چهارم، استراتژي اثرگذار دارند. اين دسته از مديران، تعهد اخلاقي را پذيرفته اند و با ميل و رغبت و در جهت خدمت، به انجام آن اقدام مي كنند(مشبکی، خلیلی شجاعی، 1389، ص 38).

[1] Profit-Maximizing Management

[2] Trusteeship Management

[3] Management of life Quality