تعهد سازمانی نگاه تک بعدي یا چند بعدي:(پایان نامه ارتباط تعهد سازمانی و تمایل به ترک شغل)

دانلود پایان نامه

تعهد سازمانی نگاه تک بعدي یا چند بعدي

پورتر[1] تعهد را بر اساس نیروي کلی همانند سازي (تعیین هویت) و مشارکت یک فرد در سازمان تعریف می‌کند. در این دیدگاه تعهد ناشی از سه عامل می‌شود:

  • قبول اهداف و ارزشهاي سازمان
  • تمایل به همکاري با سازمان براي کسب اهدافش
  • میل به باقی ماندن در سازمان

در این دیدگاه تعهد به عنوان یک مفهوم تک بعدي نگریسته شده است، که تنها متمرکز بر تعهد عاطفی است (رهنماي رود پشتی و محمودزاده، 1387، ص 44)

در صورتیکه برخی منابع موجود در مورد تعهد سازمانی دو دیدگاه کلی درباره این مفهوم ارائه می‌کند که یک دیدگاه تعهد دلبستگی و علاقه قوي» سازمانی را امري نگرشی یا عاطفی می‌داند. بر اساس این دیدگاه تعهد سازمانی عبارت است از به سازمان و تعیین هویت با آن که از نظر مفهومی‌دست کم سه عامل می‌توان براي آن در نظر گرفت: 1- پذیرش و اعتقاد قوي به اهداف و ارزش‌هاي سازمان 2-  تمایل به تلاش زیاد براي تحقق اهداف سازمان 3- تمایل شدید به باقی ماندن و عضویت در سازمان». دومین دیدگاه تعهد سازمانی را امري رفتاري تلقی می‌کند. این نوع تعهد که« تعهد حسابگرانه» نامیده می‌شود بر مبناي کارهاي نظري بکر و هومنز[2]  استوار است. در این دیدگاه افراد به دلیل مزایا و منافعی  که دارند و سرمایه گذاري‌هایی که در سازمان کرده‌اند به سازمان دلبسته می‌شوند و به عضویت خود در سازمان ادامه می‌دهند.

(مدنی و زاهدي، 1384، ص7-6)

مدل می‌یر و آلن[3]

بارزترین نمونه از تعاریف چند بعدي، متعلق به آلن و می‌یر است. از نظر آنها تعهد سازمانی یک نگرش است ؛ یک حالت روانی که نشان دهنده نوعی تمایل، نیاز و الزام، جهت ادامه ي فعالیت در یک سازمان است. تمایل یعنی علاقه و خواست قلبی براي ادامه ي فعالیت در سازمان، نیاز یعنی این که فرد به خاطر سرمایه گذاري‌هایی که در سازمان کرده، ناچار به ادامه ي خدمت در آن است. الزام عبارت از دین، مسئولیت و تکلیفی که فرد در برابر سازمان داشته و خود ملزم به ماندن در آن می‌بیند (انصاري و همکاران، 1389، ص 39). می‌یر و آلن در سال 1991 مدلی سه بخشی از تعهد ارائه کردند که از تمایز بین تعهد نگرشی و رفتاري فراتر رفته است (سجادي و همکاران، 1388، ص 32). در این مدل، می‌یر وآلن (1991) تعهد سازمانی را به ابعاد سه گانۀ زیر تقسیم نموده‌اند: (موغلی و همکاران، 1388، ص 123)

  • تعهد عاطفی[4]: فرد هویت خود را از سازمان می‌گیرد و به آن احساس تعلق و وابستگی می‌کند و از ادامه عضویت در آن لذت می‌برد و سازمان را ترك نمی‌کند.
  • تعهد مستمر[5] (پایدار): تمایل به انجام فعالیت مستمر بر اساس تشخیص فرد از هزینه‌ها ي مرتبط به ترك سازمان.
  • تعهد هنجاري[6]: افراد در سازمان می‌مانند چون احساس تکلیف می‌کنند که نباید سازمان را ترك کنند.

به نظر آنان کارکنان با تعهد عاطفی قوي به این خاطر در سازمان می‌مانند که آنها تمایل دارند ؛ افرادي که تعهد مستمر یا عقلائی بالائی دارند به خاطر نیاز خود و آن دسته که تعهد تکلیفی و یا هنجاري قوي دارند به خاطر مسئولیتهاي فردي خود در سازمان می‌مانند. در این حالت افراد احساس می‌کنند باید بمانند و در واقع احساس مسئولیت و دین و تکلیف به ماندن در سازمان می‌کنند (حضوري، 1381، ص 26)

تعهد عاطفی معمولی ترین روش برخورد با تعهد سازمانی، روشی است که تعهد به عنوان وابستگی عاطفی و روانی با سازمان در نظر گرفته می‌شود که بر اساس آن فرد میزان تعهد بالایی به سازمان داشته، خود را همراه با سازمان داراي هویت می‌بیند، در کارها درگیر می‌شود، در سازمان مشارکت دارد و از عضویت در سازمان لذت می‌برد (ناظم و قائد محمدي، 1387، ص 14)

تعهد مستمر، بیکر [7]تعهد سازمانی را بر اساس این نوع از تعهد، به عنوان تمایل به انجام فعالیتهاي مستمر بر اساس تشخیص و درك فرد از هزینه‌هاي مربوط به ترك سازمان تعریف کرده است. بر این اساس، هر قدر که فرد تصور کند، در صورت ترك خدمت، هزینه‌هاي زیادي متوجه او خواهد شد، تمایل به ماندن در سازمان و احساس تعهد به آن در وي بیشتر خواهد شد.وي معتقد است این تمایل به خاطر ذخیره شدن‌اندوخته‌ها و سرمایه‌هایی است که احتمالاً با ترك سازمان از بین خواهد رفت.(حضوري، 1381، ص 23)

تعهد هنجاري نشان دهنده ي یک نوع احساس تکلیف براي ادامه ي همکاري با سازمان است. افرادي که داراي سطح، بالایی از تعهد هنجاري هستند احساس می‌کنند که مجبورند در سازمان فعلی باقی بمانند (انصاري و همکاران، 1389، ص 42).در این تعهد، افراد ادامه فعالیت و انجام کار را وظیفه و تکلیف خود می‌دانند تا دین خود را نسبت به سازمان ادا، نمایند. بر اساس این دیدگاه، تعهد نوعی اعتقاد در رابطه با مسئولیت فرد در سازمان است(ناظم و قائد محمدي، 1387، ص 15)

می‌یر و آلن[8] (1997) اظهار می‌کنند که رابطه مثبتی بین تعهد عاطفی و نگهداشت کارکنان وجود دارد. انتظار می‌رود هر دو نوع تعهد عاطفی و مستمر، منجر به افزایش تمایل اشخاص به ماندن در سازمان شود. اگرچه که دلیل ماندن با تعهد عاطفی با دلیل ماندن با تعهد مستمر متفاوت است. کارکنان با سطوح بالاي تعهد عاطفی می‌مانند بدلیل اینکه خواست آنها است که در سازمان بمانند، در حالی که آنان که داراي تعهد مستمر قوي هستند در سازمان می‌مانند بدلیل اینکه آنها مجبور به ماندن می‌باشند. از طرفی وینر و واردي [9]دریافتند رابطه منفی بین تعهد هنجاري و تمایل به ترك شغل وجود دارد  (چنگ لیان چو، 2004، صص 73-72)

[1] Porter

[2] Becker and Homans

[3] Meyer & Allen

[4] Affective Commitment

[5] Continuance Commitment

[6] Normative Commitment

[7] Becker

[8] Meyer & Allen

[9] wiener and vardi

دانلود پایان نامه