اهميت دانش/پایان نامه در مورد فرایند مدیریت دانش

دانلود پایان نامه

نقش و اهميت دانش

سازمان ها براي تحقق اهداف خود داراي منابع و دارایی های متعددی هستند. برخی از این منابع و
دارایی ها بسیار ارزشمند، یگانه و منحصر به فرد هستند و برای کسب مزیت رقابتی، نقش محوری دارند. «دانش» از جمله این موارد است به طوری که دانش را جانشین نهایی تولید، ثروت و سرمایه پولی می دانند (تافلر،[1]1377). همچنین پیتر دراکر[2] در سال 1993 میلادی بیان نمودکه: “در اقتصاد امروز دنیا «دانش» منبعی همانند و در عرض سایر منابع تولید مثل کار، سرمایه و زمین نیست بلکه تنها منبع اصلی رقابتی عصر حاضر به شمار  می آید” ( نوناکا، 1996، ص833 ). در واقع دانش تنها منبعی است که در اثر استفاده، از ارزش آن کاسته نشده بلکه بر ارزش آن افزوده می شود ( گلاسر،[3] 1998). داونپورت نیز معتقد است سرمایه گذاری یک سازمان بر روی دانش نسبت به مواد و مصالح سودآورتر است (داونپورت، 1998، ص14 ).

این دانش در رویه ها، دستورالعمل ها، دیدگاهها، اقدامات، و تصمیمات سازمانی مستقر و مستتر است و آنگاه اهمیت دو چندان می یابد که به محصولات و خدمات ارزشمندی تبدیل شود، بنابراین می توان دریافت که تنها مزیت رقابتی پایدار سازمان، اولاً عبارت است از آنچه می دانند، و ثانیاً آنکه با چه سرعتی دانسته های خود را به کار می گیرند (کوهن[4]، 1998، صص39-22 ).

ﻣﺒﺎﺣﺜﻲ ﻛﻪ در ﺟﺎﻣﻌﻪ داﻧﺶ- ﻣﺤﻮر ﻣﻄﺮح اﺳﺖ، اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺧﻮاﻫـﺎن ﻣﻮﻓﻘﻴـﺖ در ﺟﺎﻣﻌـﻪ اﻃﻼﻋـﺎﺗﻲ ﺟﻬـﺎﻧﻲ هستند ﻣﻲﺗﻮاﻧﻨﺪ ارزش ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ داﻧﺶ ﺧﻮدﺷﺎن را ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ ﻛﺮده و در اﻳﺠﺎد و ﺗﻮﺳﻌﻪ آن ﺗﻼش ﻛﻨﻨـﺪ (راوﻟـﻲ،[5] 2000).

در این راستا سازمان های گوناگونی وجود دارند که ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺑﻘﺎ و ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺧﻮﻳﺶ و اﻧﻄﺒﺎق ﺑﺎ ﺗﻐﻴﻴﺮات ﻣﺤﻴﻂ رﻗﺎﺑﺘﻲ ﭘﻴﺮاﻣﻮن، ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪ اﺟﺮاي اﺛﺮﺑﺨﺶ ﻣـﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧـﺶ ﻫـﺴﺘﻨﺪ و اﮔﺮ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﻧﺘﻮاﻧﺪ داﻧﺶ ﻣﻮرد ﻧﻴﺎز را در ﺟﺎﻳﮕﺎه ﻣﻨﺎﺳﺐ آن ﺗﺸﺨﻴﺺ دﻫﺪ در ﻋﺮﺻﻪﻫﺎي رﻗﺎﺑﺘﻲ ﺑﺎ ﻣﺸﻜﻞ ﻣﻮاﺟﻪ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ. ﺑـﺎ اﻳـﻦ دﻳﺪﮔﺎه ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧﺶ اﺑﺰاري اﺳﺖ ﻛﻪ اﻣﻜﺎن ﺑﻬﺮهﮔﻴﺮي ﻣؤﺛﺮﺗﺮ از داﻧﺶ را در راﺳﺘﺎي اﻫﺪاف و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎي ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎ ﻓﺮاﻫﻢ آورده و رﻗﺎﺑﺖ ﭘﺬﻳﺮي ﻳﻚ ﺳﺎزﻣﺎن را ﻣﻤﻜﻦ ﺧﻮاﻫﺪ ﺳﺎﺧﺖ.

2- 7- ﻋﻮاﻣﻞ تأﺛﻴﺮﮔﺬار ﺑﺮ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧﺶ

صاحبنظران ﻫﺮ ﻳﻚ دﻳﺪﮔﺎه ﻣﺘﻔـﺎوﺗﻲ در ﺧـﺼﻮص ﻣـﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧـﺶ اﺗﺨـﺎذ ﻛـﺮده اند، اما ﺑﺎ اﻳﻦ ﺣﺎل ﻫﻨﻮز ﻳﻚ ﭼـﺎرﭼﻮب اﺳـﺘﺎﻧﺪارد ﺟﻬـﺎﻧﻲ ﻛـﻪ ﺟـﺎﻣﻊ و ﻣـﺎﻧﻊ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺮاي ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧﺶ وﺿﻊ ﻧﺸﺪه اﺳﺖ  (وﺑﺮ[6] و ﻫﻤﻜﺎران، 2002؛ ﻣﻮﻧﺘﺎﻧﺎ[7]و ﻫﻤﻜﺎران، 2001؛ ﻣﺎﻳﺮ و رﻳﻤﻴﻮز،[8] 2003 ؛  ﺑﻜﻤﻦ،[9] 1998؛ ﺑﻪ ﻧﻘﻞ از ﻣﺘﺎزیوﺗﻴﺲ[10] و دﻳﮕﺮان، 2005).

داوﻧﭙﻮرت (1998) ﻣؤﻟﻔﻪﻫﺎي اﺳﺎﺳﻲ ﺗـﺸﻜﻴﻞ دﻫﻨـﺪه ﻣـﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧـﺶ را ﺷـﺎﻣﻞ ﻋﻮاﻣﻞ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﻋﻤﻞ، ﺳﻴﺎﺳﺖ و فناوری ﻣﻲداﻧﺪ. در جای دیگر، وي ﻋﻮاﻣـﻞ ﻣؤﺛﺮ بر ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧﺶ را ﺷﺎﻣﻞ ﭘﺸﺘﻴﺒﺎﻧﻲ ﻣﺪﻳﺮان و ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﻴـﺮان ﻛـﻼن، وﺟـﻮد اﺳـﺘﺮاﺗﮋي داﻧـﺶ – ﻣﺤـﻮر در ﺳـﺎزﻣﺎن، اﻳﺠـﺎد و ﺗﻮﺳـﻌۀ ﻓﺮﻫﻨﮓ داﻧﺶ ﻣﺤﻮري، اﻳﺠﺎد و ﺗﻮﺳﻌﻪ زﻳﺮﺳﺎﺧﺖﻫﺎي ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژﻳﻜﻲ و اﺳﺘﻔﺎده از راﻫﺒﺮد ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧﺶ داﻧـﺴﺘﻪ اﺳـﺖ.

در اﻛﺜﺮ اﻟﮕﻮﻫﺎي ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧﺶ، ﺑﻪ ﻧﻘﺶ ﺳﻪ ﻋﺎﻣﻞ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ، عامل ﻓﻨﻲ، و ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ اﺷﺎره ﺷـﺪه اﺳـﺖ ﻛـﻪ ﺑـﻪ دﻟﻴـﻞ اﻫﻤﻴـﺖ آﻧﻬﺎ، در اﻳﻦ تحقيق ﺑﻪ ﻧﻘﺶ اﻳﻦ ﻋﻮاﻣﻞ در ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧﺶ ﺑﻪ وﻳﮋه در سازمانها ﭘﺮداﺧﺘﻪ ﻣﻲﺷﻮد.

 1- ﻋﺎﻣﻞ ﻓﻨﻲ : ﻳﻜﻲ از ﻋﻮاﻣﻞ ﻣؤﺛﺮ در اﺟﺮاي ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧﺶ، ﻋﺎﻣﻞ ﻓﻨﻲ ﻳﺎ ﺑﻪ ﻋﺒﺎرﺗﻲ ﻓﻨـﺎوري اﻃﻼﻋـﺎت اﺳـﺖ. ﺑـﺮاي ﭘﻴـﺎده ﺳـﺎزي ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧﺶ، اﺑﺰارﻫﺎ و ﺗﻜﻨﻴﻚﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻔﻲ وﺟﻮد داردﻛـﻪ ﺗﻮﺳـﻂ فناوری اﻃﻼﻋـﺎت ﭘـﺸﺘﻴﺒﺎﻧﻲ ﻣـﻲﺷـﻮد. ﻣـﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧـﺶ از فناوری اﻃﻼﻋﺎت ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻟﻪ ﻳﻚ اﺑﺰار ﻧﻴﺮوﻣﻨﺪ در ﺟﻬﺖ ﺑﻬﺒﻮد ﻓﺮآﻳﻨﺪﻫﺎي ﺧﻮد اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲﻛﻨﺪ. ﻓﻨﺎوري اﻃﻼﻋﺎت، ﺑﺮاي ﻣوفقیت ﻓﺮآﻳﻨﺪﻫﺎي ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧﺶ ﻧﻘﺶ ﺑﺴﺰاﻳﻲ دارد. ﻓﻨﺎوريﻫﺎي ﻧﻮﻳﻦ ﻣﻲﺗﻮاﻧﻨﺪ ﻳﻜﭙﺎرﭼﮕﻲ داﻧﺶ ﭘﺮاﻛﻨﺪه را آﺳﺎن ﻛرده و ﺑﻪ اﻧﺠﺎم ﺑﻴﺸﺘﺮﻳﻦ اﻋﻤﺎل در ﻛﻮﺗـﺎه ترﻳﻦ زﻣـﺎن ﺑﻴﻧﺠﺎﻣـﺪ (ﻣﺘﺎزيوتيس و دﻳﮕـﺮان، 2005). ﺑـﻪ ﻛﻤـﻚ ﺳﺎﻣﺎﻧﻪﻫﺎي اﻃﻼﻋﺎﺗﻲ ﻣﻲﺗﻮان داﻧﺶ ﻣﻮﺟﻮد در ذﻫﻦ ﺗﻚ ﺗﻚ ﭘﺮﺳﻨﻞ را ذﺧﻴﺮه و ﻧﮕﻬـﺪاري ﻧﻤـﻮد، و در ﻣﻮاﻗـﻊ ﻧﻴـﺎز در اﺧﺘﻴـﺎر دﻳﮕـﺮ ﻛﺎرﻛﻨﺎن ﺳﺎزﻣﺎن ﻗﺮار داد و ﻳﺎ از ﺑﺴﺘﺮﻫﺎي ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﻓﻨﺎوري اﻃﻼﻋﺎت ﻣﺎﻧﻨﺪ اﻳﻨﺘﺮﻧﺖ، اینترانت، اﻛﺴﺘﺮاﻧﺖ، ﭘﻮرﺗﺎل وﮔـﺮوه اﻓﺰارﻫـﺎ در ﺗﺴﻬﻴﻢ داﻧﺶ و اﺳﺘﻔﺎده از آن ﺑﻬﺮه ﮔﺮﻓﺖ (ﻛﺮﻳﻤﻲ، 1385).

 2- ﻋﺎﻣﻞ ﻓﺮﻫﻨﮓ : ﺑﺪون ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻋﺎﻣﻞ فرهنگ، ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧﺶ در سازمانﻫﺎ ﻋﻤﻼً ﻣﻨﺘﻔﻲ می ﺑﺎﺷﺪ. ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان” ﻗﻠﺐسازمان” داﻧﺶ- ﻣﺤﻮر ﻣﺤﺴﻮب ﻣﻲﺷﻮد. در اﻳﻦ راﺳﺘﺎ ﻳﻜﻲ از ﻣﻬم ترین ﻗﺪمﻫﺎ اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻓﺮﻫﻨـﮓ و ﻧﮕﺮش ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ و ﺗﻚ ﺗﻚ اﻋﻀﺎي سازمان ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ تسهیم داﻧﺶ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻳﺎﺑﺪ. سازمانها ﺑﻪ ﻣﻨﻈـﻮر ﺑــکارﮔﻴﺮي ﻣـﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧـﺶ ﺑﺎﻳﺴﺘﻲ ﺿﺮورت اﻳﺠﺎد ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﺴﻬﻴﻢ داﻧﺶ ﻣﻴﺎن ﻛﺎرﻛﻨﺎن را از ﻃﺮﻳﻖ ﻓﺮآﻳﻨﺪ «ﻧﻬﺎدﻳﻨـﻪﺳـﺎزي ﻣـﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧـﺶ» درك ﻛﻨﻨـﺪ. اﻫﻤﻴـﺖ ﻧﻬﺎدﻳﻨﻪﺳﺎزي ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧﺶ در سازمان ﺑﻪ اﻳﻦ دﻟﻴﻞ اﺳﺖ ﻛﻪ اوﻻً درك ﻧﺎدرﺳﺖ ﻛﺎرﻛﻨﺎن از ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧﺶ را ﺗﺼﺤﻴﺢ ﻣﻲﻛﻨﺪ، ﺛﺎﻧﻴـﺎً آﻧﺎن را در درك ﻣﺰاﻳﺎي ﺗﺴﻬﻴﻢ داﻧﺶ در ﺳﺎزﻣﺎن ﻳﺎري ﻣﻲرﺳﺎﻧﺪ. ﺗﺤﻘﻴﻘﺎت ﺣﺎﻛﻲ از آن اﺳـﺖ ﻛـﻪ ﻣﻬﻤﺘـﺮﻳﻦ ﻣـﺎﻧﻊ اﺟـﺮاي اﺛـﺮﺑﺨﺶ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧﺶ در ﺳﺎزﻣﺎن، ﻓﻘﺪان ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﺴﻬﻴﻢ داﻧﺶ و ﻋﺪم درك ﻣﺰاﻳﺎي ﺑﻲ ﺷﻤﺎر ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧﺶ در ﻣﻴﺎن ﻛﺎرﻛﻨﺎن اﺳﺖ (ﭼﻨﮓ ﻣﻴﻨﮓ ﻳﻮ،[11]1384).

3- ﻋﺎﻣﻞ ﻣﺪﻳﺮﻳﺘﻲ: ﺑﻪ دﻟﻴﻞ ﭘﺎﻳﻪاي ﺑﻮدن ﺑﺤﺚ ﻓﺮﻫﻨﮓﺳـﺎزي ﺳـﺎزﻣﺎﻧﻲ در ﻣـﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧـﺶ و ﻧﻘـﺶ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺳﺎزﻣﺎن در اﻳﻦ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎزي، ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮي را از ﺳﻮي مدیریت ﻣﻲﻃﻠﺒﺪ. ﺑﻪ ﻋﺒﺎرﺗﻲ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧﺶ، ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪ رﻫﺒﺮي اﺛـﺮﺑﺨﺶ اﺳﺖ. ﺷﺮط ﻻزم ﺑﺮاي اﺧﺬ ﻧﺘﺎﻳﺞ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ آﻣﻴﺰ در اﺟﺮاي روﻧﺪ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧﺶ اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛـﻪ ﻣـﺪﻳﺮيت سازمان، داراي اﻧﮕﻴـﺰه و ﭘﻴﺸﺮو ﺑﺎﺷﺪ (ﻛﺎﻟﺴﺖ،[12]1382) و ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﻣﻴﺰان ﺑﺎﻻﻳﻲ ﻗﺎدر ﺑﻪ ﻓﺮاﻫﻢ آوردن ﻓﺮآﻳﻨﺪﻫﺎي ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﻓﻌﺎل و ﻣﺒﺘﻜﺮ ﺑـﻮده و ﻫﻤﭽﻨـﻴﻦ ﺑﻪ رﺷﺪ داﻧﺶ ﻛﻤﻚ ﻛﻨﺪ (ﻣﺎﻧﻮﻳﻞ و اُﺑﺮ[13]، 2003؛ ﻳﻮﻫﻲ ﺑﻴﻦ [14]و ﻫﻤﻜﺎران، 2004؛ ﺑﻪ ﻧﻘﻞ از ﻣﺎرﺗﻴﻦ و ﻣﺎرﻳﻦ،[15] 2005).

درﭼﻨـﻴﻦ ﺷﺮاﻳﻄﻲ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧﺶ در ﭘﻴﻜﺮه سازمان ﻧﻔﻮذ ﻛﺮده و ﺑﺮ ﻫﻤﻪ ﻓﺮآﻳﻨﺪﻫﺎ، ﻛﺎرﻛﺮدﻫﺎ و ﻓﺮﻫﻨﮓ و ارزشﻫﺎی سازمان ﺗأﺛﻴﺮ ﮔﺬاﺷﺘﻪ و اﻋـﻀﺎی سازمان را در ﻫﻤﻪ ﺳﻄﻮح و ﺑﺨﺶﻫﺎ در ﺑﺮ ﻣﻲﮔﻴﺮد.

[1] – Tofler

[2] – Peter Druker

[3]– Glaser

[4]– Cohen

[5]– Rowley

[6] – Weber

[7] – Rubinstein Montana

3- Mayer & Rimiouse

[9]– Beckman

[10]– Metaxiotis

Chang Ming U 1 –

[12] – Kalest

[13] – Manville & Ober

[14] – Uhi Bein

[15] – Martin & Marion

دانلود پایان نامه