اعتماد سرمایه گذاران،پایان نامه رابطه آگاهی بابهره وری شرکت ها

دانلود پایان نامه

اعتماد سرمایه گذاران

2-3-1) تعاریف و مفاهیم

اعتماد[1]  در محيط هاي كاري به عنوان عامل اصلي بالقوه اي است كه منجر به بهبود عملكرد سازماني ميشود و ميتواند يكي از منابع مزيت رقابتي در بلند مدت باشد. ايجاد محيطي كه داراي اعتماد سازماني است، تأثيرات مثبت ز ي ادي بر اي سازما ن ها دارد؛ برعكس، هزينه هاي بي اعتمادي به علت عدم تمايل كاركنان به همكاري و مشاركت، خطر پذيري به خاطر رفتارهاي نامناسب، كيفيت پايين كار و نياز به كنترل، مي تواند سنگين باشد(پسوتیت و لامسا[2]،2008).

تقويت اعتماد ، عملكرد و كارايي سازمان ها را ارتقا بخشيده و بقاي بلندمدت آن ها را تضمين مي كند. بنابراين، شناخت اثرات انواع مختلف اعتماد سازماني ، براي بسياري از مديراني كه در جستجوي افزايش اثربخشي هستند، مفيد بوده است. یکی از مبانی اصلی اقدامات مدیریتی در عصر حاضر ، ایجاد اعتماد میان کارکنان و مدیران بوده و یکی از گام های مهم حرکت به سوی شکل دهی این رفتار ، ایجاد اعتماد است . کرکر معتقد است که مراودات قانونمند میان کارکنان و مدیران باعث ایجاد رابطه مبتنی بر اعتماد میان آنها شده که به تبع آن ، انسجام ایجاد می شود که این امرتعاملات مثبت آتی را تضمین می کند. جنبه هایی از رفتار مدیریتی که موجب ایجاد اعتماد می شود عبارتند از: ثبات، انسجام، تسهیم و تفویض کنترل، ارتباطات و داشتن ملاحظات و توجهات ویژه البته به منظور عملیاتی نمودن مفهوم شهروندمداری در سازمان،    حوزه های دیگری نیز باید مورد توجه قرار گیرند که در ادامه ارائه می شوند. (شیرازی و همکاران،1391).

اعتماد يکي از موضوعات مهم در رفتار و روابط انساني است که احساس اعتماد کارکنان به مدير و سازمان، زندگي سازماني، رفتار سازماني و روابط بين کارکنان و سازمان را تحت تأثير قرار مي دهد(نادي و ديگران، 1388: 24). توجه به مفهوم اعتماد در خلال سال‌های ۱۹۸۰ شروع به رشد کرد و این مفهوم از دیدگاه‌های مختلف مورد مطالعه قرار گرفت، زماني كه سازمان ها، كاركنان خود را در اولويت قرار مي دهند، كاركنان به سازمان اعتماد كرده، وفادار شده و سودآوري افزايش و موفقيت آنها استمرار مي يابد(خنیفر و همکاران ،1388) . اعتماد در هر دوره اي از تاريخ كسب و كار، يكي از مفاهيم زيربنايي براي انجام معاملات و مبادلات بوده است. امروزه با قوت گرفتن مفاهيمي چون ارتباطات بلندمدت با شركاي تجاري، مشتريان و رقبا، جامعه اطلاعاتي و اقتصاد مبتني بر خد مات، اين مفهوم از اهميت بيشتري برخوردار شده است. ارائه تعر يف دقيق از اعتماد مشكل است . طبق تعريف واژه نامه انگليسي آكسفورد، اعتماد يعني” توانايي اتكا و ميزان راحتي پذيرش صفتي از يك شخص يا يك چيز و يا درستي يك عبارت مي باشد “. اختلاف نظر در تعريف اعتماد و نيز چندگانگي آن مي تواند ناشي از دو دليل باشد : اول، اين كه اعتماد مفهومي انتزاعي بوده و گاهي اوقات با مفاهيمي چون معتبر بودن، قابل اتكا بودن و راحتي مترادف گرفته مي شود .دوم، اين كه اعتماد مفهومي چند وجهي بوده و داراي ابعاد مختلف حسي و رفتاري مي باشد(سپهری،1385).

در سراسر مبادلات و روابط اجتماعي، اعتماد همچون روان كننده اي، چرخ ها ي كنش اجتماعي است كه هزينه مذاكرات ومبادلات رابه حداقل مي رس اند. در نهاي ت اي ن كه در محيط هاي كسب و كار امروزي به طور طبيعي كاربران و مح يط طبيعي سيستم ها يي را . مي پذيرند كه از قابليت اتكا و اعتماد بالايي برخوردار باشد (مدهوشی،1384).

شاو[1] اعتماد را به اعتقاد داشتن به دیگران تعريف ميكند؛ زيرا، براي رسيدن به خواسته های خود وابسته به ديگران هستيم. اعتماد زمانی ایجاد میشود که یک طرف به قابل اعتماد بودن و صداقت طرف مقابل اطمینان داشته باشد و بنابراین، آنان از قابلیت اعتماد و صداقت تواماً در تعریف اعتماد استفاده کرده اند( حسینی و همکاران،1391).

تعاريف متنوع در باب نشان مي دهد كه اعتماد پديدهاي پويا است كه به كنش متقابل و عاملهاي مختلفی است که می تواند در ساخت طرحی از اعتماد مؤثر باشند. اعتماد را به اعتقاد داشتنن به دیگران تعریف می کنند، زیرا برای رسیدن به خواسته های خود به دیگران وابسته هستیم . اعتماد پدیده ای پویا است که به کنش متقابل و عامل های مختلفی وابسته است که می توانند در ساخت طرحی از اعتماد موثر باشند.  در تعریف اعتماد بین فردی باید به سه عنصر توجه کرد : پیامدهای شناختی بالقوه، وابستگی  و احساس امنیت(خبیری،1392).

اعتماد از اطمينان مى آيد. اعتماد لذت اطمينان به افرادى است كه براى فرد مهم هستند(چميشنكو[2]، 2009). کوک و وال[3] (1980) اعتماد را اين گونه تعريف کرده اند:” حد و اندازه اي كه يك نفر تمايل دارد تا به سخنان و اعمال ديگري اطمينان داشته باشد”. بون و هولمز[4] (1991) تعريف اعتماد را حالتي شامل اطمينان داشتن به انتظارات مثبت در مورد انگيزه هاي ديگران در موقعيت هايي كه خطري در پي دارد، مي دانند. شاو[5] اعتماد را، اعتقاد به اين موضوع تعريف مي کند که براي دستيابي به انتظارات مان، به ديگران وابسته هستيم. اعتماد يک ساختار چند بعدي است که در نظريه مبادله اجتماعي به سختي مورد مطالعه قرار گرفته و شکلي از ارتباط تبادلي بين کارکنان و سازمان و ارتباط تبادلي پويا ميان کارکنان و مديران تبيين گرديده است. در سازمان هايي که داراي اعتماد سيستمي پايين، تسهيم اطلاعات با دقّت کمتري صورت مي پذيرد و اعتماد پايين اعضاي يک گروه کاري اغلب به شکست نهايي مي انجامد(دی کونیک[6]،2012).

اعتماد در برگيرنده مفاهيم مهمي براي مطالعه است و کليد اصلي براي توسعه روابط بين فردي به شمار مي رود(منجی و ارتلپ[7]،2012).

سطح پايين اعتماد باعث مي گردد که کارکنان جريان اطلاعات را در سازمان منحرف کنند و سوء ظن و بدگماني در بين کارکنان رواج پيدا کند و ارتباطات باز و صادقانه در سازمان از بين برود و تصميمات سازمان از کيفيت مطلوبي برخوردار نباشند. اعتماد مفهومي چند سطحي بوده، به تعاملات سطوح گوناگون همکاران، تيم ها و سطوح درون سازماني مربوط مي شود(استیتر[8]،2005). براي افزايش اعتماد سازماني، مديران بايد محيطي از اعتماد را ايجاد کنند که براي هر يک از کارکنان قابل تجربه و مشهود باشدادراک کارکنان از اعتماد به مديران خود بر مبناي ويژگي هاي از جمله نيک خواهي، درستي و صداقت، توانايي، گشودگي در تسهيم اطلاعات و همساني در رفتار مي باشدمديران سعي دارند که روابط مبتني بر اعتماد را ايجاد کنند تا هماهنگي بين کارکنان و مديران و ديگران را افزايش دهند و تنش هاي مابين کارکنان و مديران را کاهش دهند(منجی و ارتلپ،2012).اعتماد به مدير مي تواند جنبه هاي مختلفي از رفتار کاري کارکنان را تحت تاثير قرار مي دهد که اين تاثير به علت روابط نزديک بين مدير و مرئوس و قدرت مديردر حفظ نگرش کارکنان نسبت به خود مي باشد. ايجاد اعتماد به سازمان از طريق انتظارات مثبتي که افراد درباره رفتارهاي همکاران در نقش هاي سازماني، روابط و سيستم ها دارند، مشخص شده است(ولز[9]،2003).

از نظر چلبي، اعتماد ريشه در وابستگي عاطفي دارد. به اعتقاد او هرگاه عواطف مثبت، زمينه رشد يافته و بتوانند در ميان افراد انتقال يابند، اعتماد ايجاد و تقويت مي گردد. در ارتباط با چگونگي انتقال عواطف، او معتقد است كه تعاملات اظهاري يا روابط گرم در اين زمينه نقش كليدي دارند. تعاملات اظهاري برخلاف تعاملات ابزاري حامل عواطف، دوستي و صميميت و اعتماد مي باشند. چلبي در نظريه خود علاوه بر تأثير روابط اظهاري و ابزاري بر اعتماد بين شخصي به بررسي نقش اين گونه روابط بر اعتماد تعميم يافته مي پردازد. به اعتقاد او تمايل به ايجاد روابط اظهاري و تمايل به ايجاد روابط ابزاري معكوس يكديگر هستند. بر اين اساس، تعريف كلى اعتماد عبارت است از حالتي رواني كه بر اساس آن فرد اعتقاد يا اطمينان راسخ به صداقت، درستي و عدالت يك شخص، گروه يا كليت جامعه داشته و انتظار دارد كه ديگري به طريقي عمل مي كند كه براي وى مهم باشد. اعتماد عمومى تجربه شخصى افراد در مواجهه با قدرت هاى محلى يا ملى مى باشد(ابراهيم پور و همکاران،1391).

[1] Shaw

[2] Chernyshenko

[3] Cook &Wall

[4] Boon&Holmes

[5] Shaw

[6] DeConinck

[7][7] Monji& Ortlepp

[8] Straiter

[9] Velez

1  trust

[2] Pucetaite & Lamsa

دانلود پایان نامه