استراتژی های مدیریت دانش و سازمان — پایان نامه استراتژی های مدیریت دانش

دانلود پایان نامه

استراتژی های مدیریت دانش و سازمان

امروزه سازمان ها براساس میزان دانش خود با یکدیگر به رقابت می پردازند. محصولات و خدمات سازمان ها هر روز پیچیده تر شده و نرخ نوآوری و سهم دانش در آنها بیشتر می شود. در این بین  مدیریت دانش با در اختیار داشتن ابزارهای لازم، به عنوان فرصت مناسبی برای بهبود عملکرد و ایجاد مزیای رقابتی محسوب می شود. در عصر حاضر استراتژی های مدیریت دانش به حدی حائز اهمیت شده اند که از نتیجه سنجش وضعیت آن به عنوان شاخصی برای درجه بندی سازمان ها در کشورهای توسعه یافته استفاده می شود (سیگارس[1] و همکاران، 1998). بنابراین سازمان ها باید به شیوه ای هدفمند دانش خود را مدیریت کنند و متناسب با شرایط خود استراتژی مناسب را انتخاب کنند، چرا که برای اجرای پروژه های مدیریت دانش در شرکت ها، ایجاد استراتژی مناسب یکی از نخستین گام های بنیادی است. استراتژی سازی مدیریت دانش بخشی از برنامه ریزی استراتژیک مدیریت دانش است که اختصاص به ارزیابی و انتخاب استراتژی موثر مدیریت دانش برای سازمان و تدوین آن دارد (الهی و همکاران، 1389). پژوهش هایی که تا به حال در زمینه استراتژی سازی مدیریت دانش انجام شده اند محدود و پراکنده اند. این پژوهش ها هرکدام عوامل محدودی را در تصمیم گیری و انتخاب استراتژی دخیل دانسته اند و به عبارتی در هرکدام به یکی از ابعاد مدیریت دانش (ساختار سازمانی، فرهنگ، فناوری) بیشتر توجه شده و سایر عوامل نادیده انگاشته شده اند (الهی و همکاران، 1389). بهره مندی از رویکرد پویای استراتژی سازی مدیریت دانش مستلزم شناخت دقیق و لحظه به لحظه از وضعیت دانشی سازمان است، ضمن اینکه با توجه به تفاوت های عمده در ابزارها، روش ها و تکنیک های موجود در هر استراتژی، انتخاب هر نوع استراتژی مستلزم صرف هزینه فراوان برای سازمان می باشد. استراتژی های عمده ی شناخته شده برای مدیریت دانش عبارتند از استراتژی سیستم گرا و استراتژی انسان گرا که در ادبیات موضوع با نام های استراتژی کد گذاری و شخصی سازی نیز مطرح هستند (اعرابی و موسوی، 1388). استراتژی سیستم گرا نوعی از استراتژی مدیریت دانش است که تمایل به اخذ و اکتساب دانش از خبرگان و دانشکاران سازمان و کددهی این دانش و بسته بندی آن برای استفاده های بعدی دارد، در حالی که در استراتژی انسان گرا تاکید بیشتر بر خلق دانش از طریق تعامل میان دانشکاران و تکیه بر فرآیند اجتماعی سازی است. انتخاب استراتژی مدیریت دانش قبل از پیاده سازی و اقدام، گام حساسی است که مدیران در نقش استراتژیست ها باید برای سازمان خود انجام دهند. از آنجایی که عوامل تاثیرگذار در انتخاب استراتژی مدیریت دانش زیاد بوده و تجزیه و تحلیل و تصمیم گیری بستگی به عوامل متعددی دارد، انتخاب این استراتژی در اکثر سازمان ها با مشکل روبرو است (اسپندر، 1996).

در اقتصاد دانش بنیان، کسب مزیت رقابتی بستگی به روش خلق دانش، به اشتراک گذاری دانش و بهره برداری از دانش دارد. استراتژی مدیریت دانش به عنوان یکی از فاکتور های اساسی موفقیت برنامه های مدیریت دانش می باشد. با این حال استراتژی مدیریت دانش با چالشهایی مواجه می باشد که این چالش ها مشابه چالش های استراتژی سازمان می باشند (اولویکپه، 2012). سازمان ها باید به صورت راهبردی منابع و قابلیت های دانشی خود را ارزیابی کرده و برای برطرف کردن شکاف ها از استراتژی مناسبی بهره گیرند (زک، 2002). با توجه به افزایش توجه به استراتژی های مدیریت دانش، سازمان ها باید به طور موثر به شناسایی اهمیت چشم انداز احتمالی در فعالیت خود بپردازند. سازمان ها برای بهره بردن کامل از مزایایی که از استراتژی های مدیریت دانش فراهم می کنند، باید به فاکتورهای داخلی و خارجی در استراتژی های مدیریت دانش خود توجه لازم و کافی را داشته باشند (لی و همکاران، 2014). دارا بودن یک استراتژی روشن و به خوبی برنامه ریزی شده یکی از راه های رسیدن به موفقیت در مدیریت دانش است. این استراتژی عامل مهمی برای یک سازمان است تا بتواند منابع و توانایی های خود را جهت دستیابی به اهداف مدیریت دانش سازماندهی نماید (الهی و همکاران، 1389). جدول ذیل تعدادی از طبقه بندی هایی که برای انواع استراتژی های مدیریت دانش موجودند را نشان می دهد.

 

طبقه بندی استراتژی منبع
در یک طبقه بندی از استراتژی های مدیریت دانش، به دو دسته شخصی سازی و کد گذاری شد اشاره شده است. استراتژی کد گذاری مدیریت دانش بر ضبط، کد گذاری و نگهداری دانش ضمنی و استفاده از آنها در شکل های قابل دسترس برای کل سازمان تمرکز می کند.  

(اولویکپه، 2012)

طبقه بندی استراتژی های مدیریت دانش به شرح زیر می باشد:

استراتژی کد گذاری که رویکرد انسان اسناد است که شامل امنیت دانش ضمنی است در شکلی قابل ذخیره در پایگاه داده است که بقیه بتوانند به آن دسترسی داشته باشند. در مقابل استراتژی شخصی سازی یک رویکرد انسان انسان است که راه حل های گوناگونی را برای مسائل موجود در سازمان فراهم می کنند. این استراتژی بر بحث بین افراد تمرکز می کند و نه دانش ذخیره شده در پایگاه های داده.

 

(ییپ و همکاران،  2012)

دو نوع استراتژی مدیریت دانش در این طبقه بندی برای به اشتراک گذاری دانش ضمنی و صریح اشاره شده است:‌ استراتژی کد گذاری که به جمع آوری داده ها و نگهداری آنها در پایگاه و دسترس پذیر کردن این اطلاعات می پردازد. استراتژی شخصی سازی نیز به انتقال، ارتباط دهی و تبدیل دانش می پردازد. (گرینر و همکاران، 2007)
در این طبقه بندی استراتژی های مدیریت دانش به دو دسته اصلی توجه به دانش آشکار و توجه به دانش پنهان تقسیم شده است. که مبنای آن ویژگی ها و مشخصات دانش می باشد و رابطه بین استراتژی های مدیریت دانش و عملکرد سازمان را مورد دقت و توجه قرار می دهد. دانش پنهان دانش فردی است که در مغز و فکر یک فرد جای گرفته است و برای تقسیم، انتقال و مرتبط شدن از یک فرد به فرد دیگر با دشواری و سختی مواجه است. در حالی که دانش آشکار به عنوان دانش کد گذاری شده تعریف شده است که معمولا در اشکال قابل انتشار دریافت و مستند می شود.  

(کسکین، 2005)

در این طبقه بندی استراتژی های مدیریت دانش را به 5 گروه کاشف، بصیرت گرا، یادگیرنده بیرونی، بهره بردار درونی و ایجاد کننده های کلی و عمومی تقسیم بندی کرده اند. (پی، 2005)
در این طبقه بندی استراتژی های مدیریت دانش را به 4 دسته استراتژی ایستا، انسان محور، سیستم محور و پویا تقسیم کرده اند:

1- استراتژی پویا، با تمرکز بر قابلیت کاربرد و استفاده دوباره از دانش با استفاده از فناوری اطلاعات و تقسیم و تسهیم دانش با استفاده از مباحث غیر رسمی بین کارکنان باعث عملکرد بالاتری در سازمان ها می شود.

2- شرکت هایی که از استراتژی ایستا استفاده می کنند، در هماهنگی جریان های متفاوت دانش و استفاده از دانش های جدید در داخل سازمان به صورت غیرفعال عمل می کنند. آنها از دانش موجود به خوبی بهره برداری نمی کنند. سازمانها با این گونه استراتژی در مدیریت دانش در محیط به سرعت در حال تغییر امروز، رقابتی باقی نمی مانند.

3- استراتژی سیستم محور تلاشی آشکار برای افزایش کارایی سازمانی به وسیله کدگذاری و استفاده مجدد از دانش از طریق ایجاد سیستم های فناوری اطلاعاتی پیشرفته است. این استراتژی تهدید ترک سرمایه های دانش سازمان را کاهش می دهد.

4- استراتژی انسان محور با رویکرد شخصی سازی در جاهایی که دانش پنهان از طریق تعاملات فرد به فرد قابل دستیابی است، به کار می رود. تاکید این استراتژی بر کسب و تسهیم دانش پنهان و تجربه های درون فردی است. اعضای سازمان از یکدیگر و محیط سازمانی شان می آموزند و اعتماد و وابستگی بین افراد از اهمیت خاصی برخوردار است. شرکت هایی که این نوع استراتژی را اجرا می کنند، از روش هایی چون  گروهها و انجمن های استراتژیک، مربیگری و داستان گویی برای افزایش اثر مدیریت دانش سود می برند.

 

(چوی و لی، 2003)

در این طبقه بندی چهار دسته از استراتژی های مدیریت دانش را شامل کد گذاری، شخصی سازی، تمرکز یافته و نامتمرکز مطرح کرده اند. این دو محقق همچنین به این نتیجه رسیدند که انواع متفاوت دانش سازمانی نیاز به هماهنگی شکل های  کد گذاری برای افزایش عملکرد واحد های فرعی دارد. (شولتز و جاب، 2001)
در این طبقه بندی استراتژی های مدیریت دانش را به استراتژی های پیشرو و مهاجم، دانش درونی و انشان محور، دانش بیرونی و استفاده مجدد محور و منفعل تقسیم کرده اند که مبنای تقسیم آنها بر تمرکز مدیریت دانش و منابع دانش سازمان مبتنی بوده است. (لی و همکاران، 1999)
در این طبقه بندی استراتژی های دانش را به گروه های جستجو گران، بهره برداران، منفعل و نوآوران تقسیم کرده اند. (اعرابی و موسوی، 1388)

جدول2-2:طبقه بندی‎های انواع استراتژی‎های مدیریت دانش

[1]. Segars

دانلود پایان نامه